«وجوب تبیّن» از اخبار و روایت‌ها در عصر جنگ رسانه‌ای/ حسین بنیادی

«وجوب تبیّن» از اخبار و روایت‌ها در عصر جنگ رسانه‌ای/ حسین بنیادی

اختصاصی شبکه اجتهاد: قرآن کریم در آیه شریفه ششم سوره حجرات «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جَاءَکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصِیبُوا قَوْمًا بِجَهَالَهٍ فَتُصْبِحُوا عَلَىٰ مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِینَ» قاعده‌ای کلی را درباره خبر قاسق بیان می‌کند. اصولیون در باب حجیت خبر واحد به مفهوم شرط و مفهوم وصف آیه برای فبول خبر عادل واحد استدلال کرده‌اند که البته نزاع علمی و رد و فبول در این رابطه زیاد است، اما آنچه شأن نزول آیه شریفه نشان می‌دهد، شش خصوصیت در این آیه مشاهده می‌شود: اول، ماهیت خبر فاسق. دوم، وجوب تفحص و تبین از خبر فاسق. سوم، اهمیت مخبرعنه یا همان واقعه‌ای که فاسقی از آن خبر داده است که واقعه‌ای اجتماعی است. چهارم، نفس خبر به لحاظ اهمیت و تاثیر در تصمیم‌گیری مسلمانان در مواجهه با این خبر است. پنجم، هدف از خبری است که چنین مخبری برای پیامبر و اصحاب حضرت می‌آورد. ششم، آثار و نتایجی که از عدم تبین، متوجه مسلمانان می‌شود. در این مجال نظری بر مضامین متنی آیه کریمه می‌باشد.

شأن نزول آیه طبق آنچه مفسرین بیان کرده‌اند، خبر وارونه و تعمد بر کذب توسط شخص فاسقی است که قبول خبر او می‌توانست جمعیت مسلمانان را درگیر امری کند که واقعیت خارجی نداشته و در صورت قبول آن، هزینه‌های اجتماعی فراوانی را بر آنها تحمیل کند.

«تبیّن» اهمیتی به اندازه «تبیین» دارد

ظاهر منطوق آیه – که بحثی در آن نیست – امر به «تبین و تفحص» از صحت خبر فاسقی دارد که با انگیزه‌ی فتنه، اقدام به دروغ‌پردازی نموده، بدیهی است این رفتار، موارد مشابه فراوانی در ساحت‌های مختلف جامعه وجود داشته و دارد، اینجا تکلیف به عهده مسلمانان آمده که راستی‌آزمایی از خبر را لازم و جدی بگیرند، در این واقعه – با توجه به اهمیت خبر – دیگر رجوع به اصول، مانند اصل حمل خبر بر صحت! غیر عقلایی می‌باشد چرا که دلیل بر تبین از چنین خبری، محرز و ثابت است. لذا قران کریم در برابر اخبار فاسقین،‌ برای انسانها علاوه بر تکلیف تبین، هشدار مهمی را متوجه مومنبن می‌کند و آن خسارات ناشی از قبول خبر منافق و در نهایت پشیمانی می‌باشد.

تمرکز اکثر بر مفهوم آیه نباء و نه منطوق آن

چنانچه از اقوال اصولیون معلوم است، در استدلال به آیه شریفه، مفهوم آیه از اهمیت بیشتری نسبت به منطوق آن برخوردار است که مخالف با ظاهر آیه و دأب عقلاء در اوامر و نواهی در امور مهمه دارد؛ به عبارت دیگر منطوق آیه در صدد «امر به تبین در خبر فاسق» می‌باشد، و با انجام تبین و تفحص از خبر فاسق، خبر او فاقد ارزش و اثر می‌شود بلکه نتیجه تبینی است که بدان تمسک می‌شود و ارزش پیدا می‌کند، بنابراین می‌توان ادعا کرد که خبر فاسق، فاقد ارزش خبری و حمل آثار بر آن است و نهایتاً آنکه قبول خبر فاسق، مشروط به وجوب تبین است، حال از مفهوم آیه حجیت و قبول خبر واحد عادل استخراج بشود یا نشود، هرچند همین موضوع محل تأمل جدی است که آیا با مفهوم آیه شریفه – آنهم با وجود احتمالات و اختلافات فراوان – می‌توان حجیت خبر واحد که از مهمات ادله در استنباط احکام شرعیه است را اثبات نمود یا خیر؟!

منطوق آیه نباء وجود اصالی دارد نه تبعی برای مفهوم

نکته‌ای که نباید از آن غافل شد، وجود اصالی منطوق است، یعنی «نفس وجوب تبین از خبر فاسق» خود حکم شرعی است و چنانکه گفته شد بعد از تبین و کشف خلاف، خبر فاسق  مثل عدمش است و حکم و تأثیر بر محور تبین، تحقق پیدا می‌کند. مانند این مورد، موارد دیگری نیز در احکام شرعی وجود دارد مانند اینکه مشهور در بین فقها این است که شهادت زنازاده، حتی اگر عادل باشد، صحیح نیست، شهادت او در هر امر کوچک یا بزرگی، مورد اعتنا نمی‌شود، خواه زنازاده! به صلاح و نیکی شناخته شده باشد یا نه.

وجوب تبین در فراوانی روایت‌های خلاف واقع

آنچه که بر اهمیت «وجوب تبین» می‌افزاید، فراوانی اخبار دروغی است که منشأ شایعات و تغییر اذهان از واقعیت به غیر واقعیت و برهم زدن نظام جامعه در ابعاد اعتقادی، فرهنگی، اقتصادی و حتی نظامی می‌شود که خسارات آن به مراتب در بالاتر و بیشتر از امور جزیی می‌باشد که نمونه‌های زیادی در تاریخ اسلام و غیر اسلام از تبعیت و عدم تبعیت از «قاعده تبین از خبر فاسق» و آثار مثبت و منفی آن گزارش شده است.

وقایع خسارت‌بار جهان، معمولا با مقدمه دروغ‌پردازی دشمنان، انجام گرفته

مطالعات تاریخ نشان می‌دهد زمینه‌سازی برای جنایت جنایتکاران،‌ همیشه همراه با شایعه‌پراکنی و دروغ‌سازی‌ها صورت گرفته تا جائیکه گاهی در همین مرحله و بدون ورود به مرحله تقابل میدانی با دشمنان، گروهی تسلیم و میدان را به آنان سپرده‌اند همانطورکه در بحبوحه میادین نبرد نیز همین دروغ‌سازی‌ها نتیجه جنگ‌ها را عوض کرده است، ازاین‌رو منطق قبول و ردّ اخبار، می‌تواند جامعه را به سمت شناخت اهداف دشمنان و مغرضان، سوق دهد و صلاح و سلامت عبور از وضعیت‌های غیرعادی را رقم بزند.

مبنای تبیین، تحلیل و تصمیم صحیح «عمل به تکلیف تبین» است

تبین از اخبار به‌ویژه اخباری که از مصادر فاسقین صادر می‌شود، جهت‌بخشی در تبیین و تحلیل‌های صحیح را به دنبال دارد، این امری روشن است که تبیین و تحلیل شرائط بر مبنای خبر و روایت صادق باشد یا خبر و روایتی که عامدانه، اهداف دشمنان را تأمین می‌کند. به عبارت دیگر در رسالت جهادگران عرصه تبیین و تبلیغ، مهم آن است که روشنگری در چه مسیری قرار می‌گیرد و آیا – هرچند نیت‌ها سالم باشد – بخاطر عدم فحص از اخبار و روایت‌های دروغین در همان جهت افکار دشمنان، گام برداشته می‌شود یا خیر؟ این نکته‌ی اساسی در جبهه‌ی حق است که دانسته شود به چه موضوع و مساله‌ای پرداخته می‌شود که گاه ناخواسته این امر به نفع معاندین تمام و موجب تقویت اهداف آنان می‌شود. متأسفانه گاه مشاهده می‌شود که با انتشار خبری – بدون آنکه صحت و سقم خبار، اهداف از خبار و نیز جنگ روانی که در متن اخبار کذب نهفته شده، است همان اخبار، مبنای تحلیل و تبیین برخی قرار می‌گیرد که همین مقدار نشان از تأثیر اخبار کذب و مشغولیت اذهان در فضای رسانه‌ای، مجازی و سطح جامعه می‌شود!

در جهانی زندگی می‌کنیم که رسانه‌های دروغ‌پرداز هیچ خط قرمزی را در نظر نمی‌گیرند

واضح است که تراکم اخبار دروغ در دنیای شلوغ و همسوی با معاندین، با سرعت و حجم بی‌سابقه‌ای در حال انتشار اخبار کذبِ هدفدار می‌باشند تا جائیکه دروغ‌پردازی و شایعه‌سازی در ابعاد وسیع‌تری و شیوه‌های فریبنده‌ای رو به فزونی است تا جائیکه جنگ رسانه‌ای تا حدود زیادی می‌تواند جبهه حق را تحت تأثیر قرار دهد که به همین لحاظ می‌توان گفت وجوب تبین از اخبار، وجوبی فراگیر و مخاطب آن آحاد جامعه می‌باشند و لازم است توجه به این نسبت داشت که وقتی رسانه‌های معاند با ترفندهای مختلف، اذهان ملت‌ها را نشانه گرفته‌اند به همین نسبت مردم و ملت‌ها باید با تأنی و تأمل در مواجهه‌ی با چنین اخباری، تکلیف تبین را به عنوان امری مؤثر و سرنوشت‌ساز بر خود لازم و بلکه فرض بدانند.

ملت‌ها به‌ویژه ملت عزیز ایران در مقطع و زمانه‌ای قرار دارند که هجوم رسانه‌ای و خبر سازهای غیر واقعی، اولین حربه آنها قرار گرفته است. امپراطوری رسانه‌ای غیر متعهد و غیر اخلاقی، با تلاش فراوان درصدد برهم زدن افکار و انسجام جوامع هستند، تغییرها، تهدیدها و تحریف‌ها در صدر تلاش آنان است که تکلیف همگان را در «لزوم تبین» از اخبار و روایت‌های جهت‌دار و هدفدار را مضاعف و مورد تأکید قرار می‌دهد

«قاعده وجوب تبین از خبر فاسق» ناظر به دفع فتنه‌ها است

دفع فتنه‌ی ناشی از خبر فاسق، محصول عمل به تکلیف الزامی تبین در چنین مواردی است، چنانکه انسداد شیوع اخبار کذب در جامعه، تکلیفی اجتماعی را ایجاد می‌کند تا جامعه مصون از «شایعات و فتنه‌انگیزی‌ها» بماند. بنابراین به نظر می‌رسد، وجوب تبین و فحص از اخبار فاسقین و معاندین، تکلیفی اجتماعی است که ناظر به حکم عقلی ضرورت تبین از خبر شخص غیر قابل اعتماد، می‌باشد.

نویسنده: حجت‌الاسلام والمسلمین حسین بنیادی، استاد دروس خارج حوزه علمیه قم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Real Time Web Analytics