قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / آخرین اخبار / پاسخ متفاوت فقه شیعه و سنی به دوگانه جنگ و صلح/ کدام‌یک از جنگ‌های پیامبر(ص) دفاعی بود؟
پاسخ متفاوت فقه شیعه و سنی به دوگانه جنگ و صلح/ کدام‌یک از جنگ‌های پیامبر(ص) دفاعی بود؟

سیدعلی حسینی بیان کرد:

پاسخ متفاوت فقه شیعه و سنی به دوگانه جنگ و صلح/ کدام‌یک از جنگ‌های پیامبر(ص) دفاعی بود؟

حجت‌الاسلام سیدعلی حسینی ضمن اشاره به اینکه از نظر اهل سنت اصالت با جهاد و از نظر فقه شیعه اصالت با صلح است تصریح کرد: گرچه جهاد ابتدایی توسط ائمه(ع) جایز است ولی وقتی جنگ‌های رسول اکرم(ص) و امیرالمومنین(ع) را بررسی می‌کنیم می‌بینیم عموما دفاعی بوده است.

به گزارش شبکه اجتهاد، نشست «ماهیت و الزامت فقه مقاومت» با حضور حجج‌اسلام محمدحسن گلی شیردار، سیدعلی حسینی و احمدعلی قانع، به همت دبیرخانه همایش بین‌المللی مقاومت اسلامی در نظر و عمل در دانشگاه امام صادق(ع) برگزار شد.

در ابتدای نشست حجت‌الاسلام سیدعلی حسینی، عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) به ایراد سخن پرداخت و اظهار کرد: اصل اولی و قاعده در باب جهاد و قتال، جنگ و حرب است یا صلح و همزیستی؟ دو نظر جدی در این رابطه وجود دارد. نظر فقهای اهل سنت این است که اصل بر جنگ و حرب است ولی نظر فقهای شیعه این است که اصل در عدم جواز قتال در زمان غیبت است. بله، در زمان معصومین، آنها می‌توانند با توجه به علم غیب تصمیم بگیرند. وقتی از خلیفه دوم سوال کردند چرا «حی علی خیر العمل» را از اذان حذف کردی، گفت چون معنایش این است که بهترین عمل نماز است و اینطوری مردم به جهاد نمی‌آیند لذا فتوا داد که بهترین عمل جهاد است. از آن زمان به بعد، به هر آیه‌ای می‌رسیدند که تصور می‌شد برخلاف قتال و جهاد است، می‌گفتند این آیه با آیات قتال نسخ شده است. وقتی به کتب نسخ نگاه کنید می‌بینید اکثر آیاتی که نسخ شدند به وسیله آیات قتال نسخ شدند. این جریان ادامه یافت و کتاب‌ها نوشته شد. در مقابل، مرحوم علی‌اکبر غفاری بارها تاکید می‌کرد آیاتی که درباره جهاد است دو سه آیه بیشتر نیست و تعداد آیاتی که نسخ شده است هم بسیار کم است.

بسیاری از جنگ‌های پیامبر(ص) دفاعی بود

وی افزود: جهاد برای این است که یا مخاطب شما مسلمان شود یا اسیر و برده شود یا کشته بشود یا قانون اهل ذمه را بپذیرد. وقتی جنگ‌های رسول اکرم(ص) و امیرالمومنین(ع) را بررسی می‌کنیم می‌بینیم عموما دفاعی است. جنگ صفین، نهروان، بدر، احد، خیبر دفاعی بودند. در عین حال ما معتقدیم آنها مجاز هستند جهاد ابتدایی داشته باشند. اگر شما به قرآن نگاه کنید می‌بینید نام هیچ پیغمبری به اندازه حضرت موسی(ع) در قرآن نیامده است ولی ایشان هم در برابر فرعون فقط دفاع می‌کرد.

عضو هیئت علمی دانشگاه یادآور شد: ما مفهومی به نام دفاع فعال داریم. دفاع فعال یعنی اگر امروز دشمن را نزنیم، فردا او ما را می‌زند؛ یعنی شواهد نشان می‌دهد دشمن یک ماه دیگر به ما حمله کند. ما دفاع فعال را می‌پذیریم، ولی می‌گوییم اصل بر جهاد نیست.

وی در ادامه یادآور شد: مقدمه دوم این است که مقاومت باید معقول و منطقی عمل کند. به نظریه حضرت امام در قاعده فقهی تقیه نگاه کنید. می‌گوید معنای اینکه ائمه(ع) امر به تقیه کردند این است که اگر قدرت ندارید جنگ نکنید. امام می‌دیدند این آقایان قدرت ندارند، می‌خواهند بجنگند لذا جلویشان را می‌گرفت؛ بنابراین باید جهاد و مقاومت منطقی باشد، معقول باشد، بر اساس محاسبات باشد و در پایان مبتنی بر توکل و توسل باشد. نکته بعدی که خیلی کلیدی است خود بحث استقامت است. در جنگ حلوا پخش نمی‌کنند. جنگ سختی دارد، محاصره دارد، تحریم دارد، هجمه فرهنگی متواتر دارد. ایستادن در مقابل آنها کار آسانی نیست و باید درد و رنج و سختی را با دل و جان خرید.

حسینی در پایان گفت: نکته سوم این است که قرآن می‌فرماید: «وَمَا لَکُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ»، یعنی چرا در راه مردان، زنان و کودکان مستضعف نمی‌جنگید؟ اینها چه کسانی هستند؟ «الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْیَهِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ نَصِیرًا». توضیحات فراوانی در مورد این آیه وجود دارد، من به یکی اشاره می‌کنم. طبق نص این آیه کریمه جهاد قرآنی خودش را در یک کشور و منطقه به تنگنا نمی‌برد، بلکه هر جایی مردمان مستضعف شدند و گیر افتادند و آه و ناله مردم از ضربات شلاق ستمگران به آسمان رسیده است، جهاد لازم است. پس این آیه، آیه کلیدی است. آخرین نکته اینکه در مقاومت توکل بر قادر متعال و جهاد با نفس، همزمان با جنگ حرف اول را می‌زند.

ما مامور به رفع ظلم هستیم

در ادامه نشست حجت‌الاسلام احمدعلی قانع، عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) به ایراد سخن پرداخت و اظهار کرد: وقتی کلمه مقاومت بیان می‌شود، اولین چیزی که به ذهن می‌رسد نهضت‌های مقاومت در دنیا است. ما با این مسئله مواجه هستیم و در دهه اخیر این مسئله خیلی جدی شده است. گاهی این سوال مطرح می‌شود چرا باید در سوریه و لبنان و یمن بجنگیم؟ به چندین دلیل باید نسبت به نهضت‌های آزادی‌بخش که در مقابل مستکبرین ایستادند کمک کنیم. اول اینکه در قانون اساسی ما این مطلب آمده است و هر کشوری به قانون اساسی خودش عمل می‌کند. پشت هر اصل قانون اساسی هم ادله متعددی وجود دارد. قانون اساسی ما کمک به نهضت‌های آزادی‌بخش را از جمله وظایف ما دانسته است.

وی افزود: دوم اینکه در دنیا ظلم‌ها و ستم‌های فراوانی توسط مستکبرین انجام می‌شود ما مامور به رفع ظلم هستیم. هدف و مقصد پیامبران برقراری قسط و عدل است. هرجا حکومت‌هایی در مقابل قسط و عدل ایستاده باشند، انسان‌های مسلمان وظیفه دارند با او مقابله کنند. امیرالمومنین(ع) در وصایای خودش می‌فرماید: «کونا للظّالم خصماً و للمظلوم عوناً». امام سجاد(ع) در یکی از دعاها به خدا پناه می‌برد و می‌گوید از اینکه در حضور من مظلومی مورد تعرض ظالمی واقع شود و من سکوت کنم به تو پناه می‌برم. همچنین حدیث مشهوری از پیامبر(ص) که می‌فرمایند: «مَنْ سَمِعَ رجلا ینادی یا لَلْمُسْلِمینَ فَلَمْ یجِبْهُ فَلَیسَ بِمُسْلِمٍ».

قواعد فقهی موید حمایت از محور مقاومت

عضو هیئت علمی دانشگاه تصریح کرد: تعدادی از قواعد فقهی تصریح دارند که در راستای برقراری قسط و عدل به محورهای مقاومت کمک کنید. من به این قواعد اشاره می‌کنم. یکی قاعده امر به معروف و نهی از منکر است. «الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاهَ وَآتَوُا الزَّکَاهَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَهُ الْأُمُورِ». یکی از دلایل تشکیل حکومت اسلامی اجرای امر به معروف و نهی از منکر است. همچنین کمک به محورهای مقاوت مبارزه با ضرر و ضراری است که منتفی است. طبق قاعده لاضرار هر گونه ضرر زدن و ستم کردن ممنوع است. کمک به محورهای مقاومت هم در راستای اجرای قاعده لاضرر است. همچنین کمک به محورهای مقاومت تعاون بر نیکی است و ترک فعل در جایی که انسان قدرت داشته باشد، معاونت در اثم و عدوان محسوب می‌شود؛ لذا اگر انسان‌ها قدرت و حکومت دارند ولی ظلم را تماشا کنند به «وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى» عمل نکردند و تعاون بر اثم و عدوان داشتند.

وی ادامه داد: کمک کردن به گروه‌های مقاومت مصداق نفی سبیل کفار است. در دنیا آتش‌ها از سوی مستکبرین جهانی افروخته می‌شود. ما باید کاری کنیم که نفی سبیل تحقق پیدا کند و کافرین بر امت اسلام مسلط نشوند. اسلام مرز ندارد. ما تا حد امکان پیرو مرزهای جغرافیای هستیم ولی اسلام مرز نمی‌شناسد. خارج از همه این قواعد فقهی، در حقیقت ما داریم با حمایت از گروه‌های مقاومت از امنیت خودمان دفاع می‌کنیم و از دور با دشمنی که می‌خواهد امنیت ما را به خطر بیندازد مبارزه می‌کنیم. ما نباید بگذاریم دشمن به مرزها و خانه‌های ما نزدیک شود؛ بنابراین ما برای دفاع از محور مقاومت ادله محکم عقلی و شرعی و وحیانی داریم که برخی از آنها را ارائه دادم.

جواز جهاد ابتدایی در عصر غیبت

قانع در ادامه اظهار کرد: آقای حسینی در مورد بحث مقاومت و اینکه اصل بر جهاد است یا بر صلح است دو نظر را مطرح کردند ولی شاید نظر سومی هم وجود داشته باشد و آن اینکه اگر شرایط جنگ فراهم باشد اصل بر جهاد است، اگر شرایط صلح برقرار باشد اصل با صلح است و به طور کلی نمی‌توان اصلی تعیین کرد. بنده اعتقاد دارم اگر شرایط جهاد ابتدایی وجود داشته باشد میان زمان غیبت و حضور فرقی وجود ندارد. بنده در مطالعاتم به این نکته رسیدم که تفصیل میان زمان غیبت و حضور در اجرای احکام درست نیست و هر وقت شرایط اجرای احکام از جمله جهاد ابتدایی وجود داشته باشد احکام اجرا می‌شوند.

وی در پایان گفت: بحث مقاومت هم یک بحث قرآنی است، هم روایی است و هم می‌شود آن را در سیره ائمه(ع) دنبال کنیم. ائمه(ع) علی‌رغم عمل به تقیه فرمودند «ما منا الا مقتول او مسموم». اهل بیت(ع) در شدیدترین زمان خفقان، امر به معروف داشتند. ما که به وجود امام زمان(عج) عقیده داریم باید بیشتر به مسئله مقاومت و صبر و استقامت رو بیاوریم و خود انتظار کشیدن همراه با مقاومت و انجام وظایف است.

در پایان نشست حجت‌الاسلام محمدحسن گلی شیردار گفت: فقه مقاومت خیلی بحث بازی است و باید سرفصل‌های فقه مقاومت را طوری تنظیم کنیم که خروجی قابل توجهی داشته باشد. اصل نگاه شریعت به مقاومت یک بحث است ولی باید دنبال این باشیم حرکت مقاومت در دنیای امروز را بر اساس سرفصلی‌هایی تعیین کنیم که آورده قابل اعتنایی داشته باشد. شاید ما در حوزه دانش مقاومت حرف‌های خوبی بزنیم ولی اگر ناظر به عرصه عملیاتی نباشد عقیم خواهد بود.

وی در ادامه گفت: یکی از موضوعاتی که درباره مقاومت مطرح است این است که اگر اندیشه مقاومت با یک فکر دیگری تزاحم پیدا کرد، اندیشه دینی و تفکرات قرآنی چگونه می‌تواند در مقام تزاحم، اندیشه مقاومت را تحکیم کنند؛ مثلا برخی می‌گویند اگر به یمن رسیدگی کنیم در جامعه ما بدبینی دینی ایجاد می‌شود یا معیشت مردم سخت می‌شود؛ بنابراین باید بررسی کنیم اگر ما دچار تزاحم شدیم پاسخ گزاره‌های قرآنی برای حل آن مسئله چیست. نکته دیگر اینکه موضوع‌شناسی در فقه مقاومت خیلی مهم است و باید موضوع را کامل بشناسیم چون اگر موضوع را درست نشناسیم پاسخ‌هایمان ناکام خواهد بود.

منبع: ایکنا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Real Time Web Analytics