شبکه اجتهاد: احادیث نبوی که در کتابهای حدیث اهل سنت نقل شده موضوع گفتوگوی ما در اینجا نیست. عمده احادیث صحاح سته بر اساس نیاز فقها و محدثین اهل حدیث از اواخر سده دوم قمری به بعد تنظیم شده و فتاوی و نظرات صحابه و تابعین و خلفا در قالب حدیث پیامبر به حضرت منسوب شده است. در واقع فقه و عقاید مقدم بر حدیث است. شرحش را مفصل در درسگفتارهای خود گفتهام.
اما در مورد حدیث شیعی. عموم آنچه از ائمه شیعه (ع) نقل شده را باید در دو دسته کلی تقسیم کرد:
۱. گروه اول احادیثی است که در قالب پرسش و پاسخ است و باید آنها را در ژانر مسائل جای داد. متن این پرسش و پاسخها به طبیعت حال باید کوتاه باشد و از یکی دو سطر تا حداکثر یک صفحه تجاوز نکند. در اهل سنت هم این شیوه وجود داشته است. مانند مسائل اصحاب احمد بن حنبل از او که دهها کتاب و متن حاوی این مسائل را میشناسیم. در مورد ائمه شیعه(ع) هم همین طور است. در موارد زیادی البته متن پرسش از متن روایت متأسفانه حذف شده اما در واقع امام پاسخ یک پرسش را بیان میکند.
اصولا ائمه شیعه عمده فتاوی و سخنان خود را در پاسخ پرسشها مطرح میکردند. استثناها شامل این موارد است: یا گفتوگویی بین امام و یکی از اصحاب صورت گرفته که سببش حضور در یک حادثه است و راوی ماوقع حادثه و گفتوگو را نقل میکند. مورد دیگر جایی است که امام در موقعیتی احادیث پیامبر را از پدران خود نقل میکند (این معمولا زمانی بوده که راویان غیرشیعی در محضر امام بودند و سماع حدیث میکردند) و مورد دیگر روایت سخنان عمومی ائمه در موقعیتهای خاص است که راویان بعدا آنها را نقل کردهاند.
۲. گروه دوم احادیث منقول از ائمه شیعه(ع) که معمولا متنش مفصلتر و گاهی شامل چندین صفحه است اگر اصیل باشند عموما بر اساس تنظیم مجدد راویان بعدی است. یعنی ترکیب متن احادیث متعدد با اهداف مختلف و از جمله گردآوری همه روایات کوتاه در یک موضوع در قالب یک متن. حالت دیگر جایی است که امام پاسخ مکتوب و نسبتا بلندی به یکی از اصحاب نوشته یا روایت در واقع متن مکتوبی است که امام ابتدائا برای کسی از اصحاب و پیروان نگاشته است. در غیر این صورت اگر متن حدیث از یک صفحه تجاوز کند باید در اصالت روایت تردید کرد.
در بسیاری موارد مضمون البته اصلش درست است اما مضمون و محتوای کوتاه اصلی توسط راویان بعدی به تدریج گسترش یافته و متنش تفصیل یافته. عمده روایات کتاب کافی از نوع مسائل است و این یکی از نشانههای اصالت احادیث کافی است. در متون حدیثی متأخر معمولا احادیث رو به تفصیل میگذارد. اینجا مشکل آغاز میشود.
شبکه اجتهاد اجتهاد و اصول فقه, حکومت و قانون, اقتصاد و بازار, عبادات و مناسک, فرهنگ و ارتباطات, خانواده و سلامت
دو نکته: نکته یکم اینکه نسبت به امام معصوم علیه السلام گمان نمیکنم تعبیر به فتوا رایج باشد. فتوا را به فقیه نسبت می دهند نه امام معصوم علیه السلام
دوم اینکه بخش اخیر این متن که مهم هم هست در اینجا صرفا یک ادعاست، نیاز به ادله و شواهد متعدد دارد، اگر متن تلخیص شده مناسب است متن اصلی گذشته شود تا مخاطب ادله و شواهد گوینده را هم ببیند و بتواند قضاوت کند
در روایات متعدد از بیان امام علیه السلام به فتوا تعبیر شده. علی الخصوص که در عرف عمومی جامعه (که اکثراً از عامه بودند) ائمه به عنوان فقها شناحته میشدند.
در هر صورت فتوا به معنای لغوی، بر دستور خدای متعال هم صادق است: قل الله یفتیکم… .