آنچه در بحث فقه تمدنی بیان میشود ابداً ساختارشکنی ندارد بلکه فقاهت موجود را ضروری و حیاتی میداند و برای رسیدن به استنباط در مقیاس تمدنی بستههای تکمیلی تعریف میکند؛ و این هم بدین معنا نیست که فقاهت کنونی ناقص است بلکه بهواسطه مطرح شدن مساله مستحدثی با عنوان «چگونگی تمدنسازی» که مقیاس آن و فروعاتش صِرفا در مقیاس تکلیفی …
Read More »