اجتهاد بانوان: ضرورتی عینی در منظومه فکری رهبری/ نقد منطقِ مدعیان «خانه‌نشینی» بانوان، در گفت‌وگو با بانوی مجتهده صفاتی

اجتهاد بانوان: ضرورتی عینی در منظومه فکری رهبری/ نقد منطقِ مدعیان «خانه‌نشینی» بانوان، در گفت‌وگو با بانو مجتهده صفاتی

بانو زهره صفاتی با اشاره به منظومه‌ی فکری رهبر انقلاب، اجتهاد بانوان را نه یک امکان صرفاً نظری، بلکه «ضرورتی عینی» برای پاسخگویی به مسائل مستحدثه و هدایت فکری جامعه زنان دانست و در نقد دیدگاه‌های محدودکننده تأکید کرد: مدعیان خانه‌نشینی بانوان، منطق روشنی ندارند و جامعه امروز به حضور متخصصانه‌ی بانوان در عرصه‌های علمی، اجتماعی و فقهی نیاز مبرم دارد.

اختصاصی شبکه اجتهاد: در سال‌های اخیر، گام‌های بلندی در حوزه‌های علمیه خواهران برای رسیدن به سطوح عالی فقاهت برداشته شده است. در این مسیر، بانوان طلبه بسیاری با پشتکار و جدیت علمی، مراحل آموزشی را طی کرده و اکنون در آستانه ورود به عرصه‌های اجتهاد قرار دارند. در این میان، بانو مجتهده زهره صفاتی از چهره‌های آشنا و تاثیرگذار در حوزه‌های علمیه خواهران قم است. او که سال‌ها مشغول تدریس در سطوح عالی و خارج فقه زنان است، از معدود بانوانی است که اجازه روایت و اجتهاد را از برخی علما و مراجع دریافت کرده است. در این گفت‌وگو، ایشان به پرسش‌هایی درباره زیرساخت‌های لازم برای ورود بانوان به مرحله اجتهاد، تحلیل سخنان اخیر رهبر انقلاب در زمینه اجتهاد زنان، و چالش‌های پیش‌روی این مسیر پاسخ می‌دهد. این استاد عالی حوزه علمیه قم می‌کوشد تصویری واقع‌بینانه از وضعیت کنونی و افق‌های پیشِ روی بانوان در عرصه فقاهت ارائه دهد.

اجتهاد: بدون مقدمه، آیا زیرساخت های لازم برای ورود بانوان به مرحله اجتهاد فراهم شده است؟

صفاتی: بررسی زیرساخت‌های مربوط به اجتهاد زنان باید از زمان تأسیس حوزه‌های علمیه خواهران آغاز شود. این پرسش اساسی مطرح است که آیا این زیرساخت‌ها به‌طور کامل فراهم شده‌اند یا خیر. بی‌تردید، با توجه به سابقه نداشتن چنین بستری در گذشته، گام‌های اولیه برای ایجاد زمینه‌های لازم برداشته شد؛ اما باید در نظر داشت که صِرف تأسیس حوزه‌های علمیه کافی نیست و تأمین زیرساخت‌های تکمیلی نیز ضروری است.

این زیرساخت‌ها دو گونه‌اند: نخست، زیرساخت‌های فکری و نظری، و دوم، باور و انگیزه درونی طلاب. بانوان باید باور داشته باشند که می‌توانند به مراتب عالی علمی دست یابند و انگیزه لازم برای سرمایه‌گذاری زمانی و تلاش مستمر در این مسیر را در خود تقویت کنند.

به نظر می‌رسد این زیرساخت‌ها نیازمند بازنگری و تأمل جدی هستند. در واقع، از زمانی که حوزه‌های علمیه ویژه بانوان در نقاط مختلف کشور، به‌ویژه در مشهد با پیشینه تاریخی و در قم با تشکیل مدارس علمی پیش از انقلاب و تقویت آن پس از انقلاب پدید آمدند، بستری اولیه شکل گرفت. اما نکته اساسی این است که علاوه بر فراهم کردن این زیرساخت‌ها، باید انگیزه و باور لازم را در بانوان طلبه نهادینه کرد تا به ضرورت مبرم و اصیل تحلیل علمی مسائل پی ببرند و خود را در این مسیر توانمند ببینند.

نگرش اجتهادی به مسائل، بینشی عمیق‌تر و ژرف‌نگرانه‌تر پدید می‌آورد. این رویکرد نه تنها در تدریس و تبلیغ، بلکه در پاسخگویی به شبهات و مواجهه با مسائل مستحدثه و روزآمد نیز کارآمد است. امروزه با چالش‌هایی روبه‌رو هستیم که گاه به‌صورت ناگهانی و بی‌درنگ پدیدار می‌شوند؛ ازاین‌رو، اگرچه زیرساخت اولیه با تأسیس حوزه‌های علمیه بنیان نهاده شد، اما برای تکمیل این مسیر، به تأمین دیگر زیرساخت‌های لازم که پیشتر اشاره شد نیازمندیم.

خوشبختانه، اکنون زمانه به جایی رسیده که ضرورت این حرکت، به‌خوبی احساس می‌شود. هم خود بانوان طلبه این نیاز را درک می‌کنند و هم جامعه از آنان انتظار دارد که پس از سال‌ها تلاش و تحصیل در حوزه‌های علمی، اکنون به مراتب بالاتر دانش و مقام اجتهاد دست یابند. این مطالبه اجتماعیِ رو به رشد، گواه آن است که زمینه و آمادگی لازم برای تحقق این مهم، به‌طور فزاینده‌ای فراهم شده است.

در حوزه‌های علمی و مراکز دانشگاهی نیز شاهدیم که شمار فراوانی از بانوان، مدارج عالی علمی را با موفقیت پشت سر گذاشته‌اند. از این رو، زمینه پیشرفت برای زنان در تمام عرصه‌ها فراهم است و به‌ویژه در حوزه مسائل دینی که نیازی مبرم و اساسی به آن احساس می‌شود، می‌توانند نقشی تأثیرگذار و راهبردی ایفا کنند. چراکه نیاز است هدایت و رهبری فکری جامعه زنان، به دست خود آنان صورت پذیرد. بنابراین، هیچ مانع ساختاری یا اصولی بر سر این راه وجود ندارد؛ زیرساخت‌های مکانی و نهادی نیز مهیاست و اکنون، همت والا و پشتکار مستمر بانوان طلبه، کلید تحقق این هدف است.

جامعه به‌درستی انتظار دارد بانوان در حوزه‌های علمیه، حرکتی پویا و چشمگیر آغاز کنند و توانایی پاسخگویی به مسائل گوناگون زنان را کسب نمایند. این رسالت، تنها محدود به مسائل خاص زنان نیست؛ بلکه باید مسائل عمومی‌تر جامعه را نیز دربرگیرد. اما از آنجا که حوزه خانواده و مسائل زنان از حساسیت و اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و نیازهای حل‌نشده بسیاری در این عرصه وجود دارد، بی‌تردید در اولویت نخست قرار می‌گیرد.

البته این رویکرد به معنای ایجاد محدودیت یا انحصار برای بانوان در سایر عرصه‌های معرفتی نیست. به‌عنوان مثال، نباید مانعی وجود داشته باشد که یک بانوی پژوهشگر نتواند در حوزه‌هایی چون اقتصاد اسلامی یا سیاست روز ورود کند و اثرگذار باشد. اما با توجه به ضرورت فوری و اولویت بالای مسائل زنان، تمرکز بر این حوزه در مرحله نخست، امری منطقی و راهبردی به نظر می‌رسد.

به طور کلی، به نظر می‌رسد حوزه‌های علمیه امروز، بسترهای مناسبی را فراهم کرده‌اند. بانوانی که در سطح چهار یعنی آستانه ورود به درس‌های خارج قرار دارند، مراحل علمی لازم را با موفقیت پشت سر گذاشته و از نظر صلاحیت‌های تخصصی مورد تأیید قرار گرفته‌اند. این امر نشان‌دهنده آن است که زمینه‌های لازم، به‌طور چشمگیری فراهم و آماده است.

به باور من، تأسیس و توسعه حوزه‌های دینی به شکل کنونی، امکان و فرصت این پیشرفت را ایجاد کرده است. اما در نهایت، همت والا، حوصله علمی و پشتکار مستمر خود بانوان است که تعیین می‌کند تا چه اندازه از این فرصت‌ها بهره‌مند شده و نقش تاریخی خویش را ایفا کنند.

اجتهاد: تحلیل شما از سخنان رهبر معظم انقلاب در دیدار مخصوص بانوان در دوسال پیاپی که یکبار درباره وزارت زن بود و اینبار مرجعیت زن را مطرح کردند، چیست؟

صفاتی: می‌خواهم بخشی از منظومه فکری حضرت آقا را در حوزه مسائل زنان بیان کنم. نگاه ایشان در این عرصه، بسیار خوش‌بینانه و کل‌نگر است. ایشان معتقدند بانوان از ظرفیت‌های والا و شایان توجهی برخوردارند و این ظرفیت‌ها باید به مرحله ظهور و فعلیت برسند. ضمن آنکه با وجود مشکلات و چالش‌های پیش روی زنان، تأکید ایشان بر این اصل استوار است که بانوان باید خود، پدیدآورنده راه‌حل مشکلات خویش باشند.

شاید کمتر بتوان در میان فقهای معاصر، به ویژه از میان بزرگان، چنین دیدگاهی را یافت که حل مسائل و مشکلات زنان را به دست خود آنان بداند. این نگاه، بخشی از منظومه فکری عمیق و قابل تأمل ایشان است که بر اساس آن، بانوان باید هم در افق‌های علمی ترقی کنند و هم در عرصه کارآمدی و اثرگذاری اجتماعی پیشرفت نمایند. همچنین، بهره‌گیری از فکر، خلاقیت و اندیشه زنان باید در جامعه نهادینه و پذیرفته شود.

این باور، بلندنظریِ تحسین‌برانگیزی است و می‌تواند انگیزه‌بخش و مشوقی قوی برای بانوان باشد. بر همین اساس، هیچ مانع فکری یا نظری از سوی معظم‌له متوجه زنان نیست و انتظار ایشان این است که بانوان با تکیه بر توانمندی‌های خود، مسائل و چالش‌های پیش رو را به بهترین شکل حل و فصل کنند.

در جلساتی که توفیق دیدار با ایشان را داشتم، این نگاه را به وضوح لمس کردم و حتی ایشان توصیه‌هایی فرمودند که «شما باید خودتان پیش روید و مسائل خودتان را حل کنید». این نگرش، بخشی از منظومه فکری مترقی و آینده‌نگر ایشان است که بر اساس آن، باور دارند زنان در حوزه‌های گوناگون، به ویژه در عرصه مسائل دینی باید خود صاحب ابتکار، نظریه‌پرداز و صاحب‌نظر باشند.

این دیدگاه از سوی حضرت آقا برایم کاملاً واضح و روشن است. اما با توجه به آنکه اخیراً در جلسات جداگانه – یک بار در جمع بانوان متخصص و مسئول و بار دیگر در فضای حوزه‌های علمیه – بر این نکته تأکید فرموده‌اند که بانوان می‌توانند به مقام اجتهاد نائل آیند، این تأکید فراتر از یک امکان‌سنجی ساده است. ایشان حتی فراتر فرموده‌اند: «از نظرات اجتهادی بانوان در مسائل خاص زنان می‌توان تقلید کرد». این سخن، دستگاه فکری بلند و عمیق ایشان را نشان می‌دهد و در واقع، نوعی ارتقای کیفی و اعتباربخشی جدی به جایگاه علمی و اجتهادی بانوان تلقی می‌شود.

بی‌تردید این دیدگاه برای کسانی که با منظومه فکری حضرت آقا آشنایی عمیقی نداشتند یا ایشان را از نزدیک درک نکرده بودند، بسیار تازه و پیشرو به نظر می‌رسید. به‌یاد دارم این موضوع در سال‌های ۷۵ یا ۷۶ مطرح شد. در آن زمان، در جلسه‌ای علمی و ویژه، که خدمت ایشان رسیده بودم، ایشان به مناسبت بحثی علمی این موضوع را بیان فرمودند و تأکید کردند که مسائل فقهی نیازمند موضوع‌شناسی دقیق هستند و باید موضوعات مرتبط به‌خوبی تبیین و روشن شوند؛ زیرا درک درست موضوعات، تأثیری بنیادین در استنباط و استخراج احکام دارد. به‌عنوان نمونه، ایشان به حوزه اقتصاد اشاره کردند و فرمودند که عالمان و فقها باید موضوعات اقتصادی روز را به درستی تشخیص دهند تا بتوانند به مسائل مستحدثه پاسخگو باشند.

در ادامه، ایشان با اشاره به حوزه مسائل زنان، به‌ویژه در باب طهارت که از مباحث پیچیده فقهی محسوب می‌شود، فرمودند: «به دلیل عدم شناخت دقیق موضوعات این حوزه، نیاز به فقیهان زن وجود دارد تا بتوانند این مسائل را به شکل صحیح استنباط و بررسی کنند.»

این نظرات حضرت آقا در آن سال‌ها، نشان‌دهنده دیدگاهی عمیق و آینده‌نگر است. ایشان در همان زمان بیان کردند که تقلید از بانوان در مسائل زنان مجاز است و اگرچه این موضوع محل اختلاف میان علما است، اما نظر صریح و پیش‌گامانه معظم‌له، جواز و بلکه ضرورت بهره‌گیری از اجتهاد بانوان در این عرصه را مشخص می‌سازد.

پس از آن جلسه، خدمت ایشان رفتم و گزارش دادم که در حوزه طهارت، درس‌های خارج را آغاز کرده‌ایم و توصیه‌های راهگشای ایشان نیز کمک شایانی به ما کرد. از آن زمان، مراکز علمی و پژوهشی متعددی با ما ارتباط گرفتند و کار بر روی موضوع‌شناسی مسائل زنان به شکل جدی شروع شد. حدود دو سال به صورت فشرده روی تبیین و تحلیل این موضوعات کار کردیم و پس از آن، فرآیند استنباط و استخراج احکام آغاز شد.

باید تأکید کنم که این نظریه‌ از همان سال‌ها در منظومه فکری حضرت آقا وجود داشت، اما چرا ایشان در سال‌های اخیر بر آن تأکید مجدد فرموده‌اند؟ پاسخ روشن است: اکنون بسترها و زمینه‌های لازم فراهم شده است. همان‌طور که در ابتدا اشاره کردم، زیرساخت‌های علمی، آموزشی و اجتماعی تکمیل شده و بانوان از سطح علمی مطلوب و جایگاه مناسبی برخوردارند تا وارد این عرصه شده و مسائل ویژه خود را با توان فقهی خویش حل کنند.

شاهد بوده‌ام که بانوان مسئول و صاحب‌نظر خدمت ایشان می‌رسند و مسائل و چالش‌های حوزه زنان را مطرح می‌کنند. پاسخ حضرت آقا همواره این بوده است: «بارها به شما گفته‌ام که باید مسائل خود را خودتان حل کنید.» حتی ایشان به برخی از بانوان توصیه‌های مستقیمی فرموده‌اند که «فتوا بدهید». این نگاه، نه جدید است و نه ناگهانی، بلکه از دهه‌ها پیش در اندیشه ایشان ریشه داشته و اکنون با فراهم شدن شرایط، برجسته‌تر مطرح می‌شود.

پس از همان جلسه اول، با پیگیری توصیه‌های ایشان، کارهای علمی گسترده‌ای در حوزه طهارت و مسائل زنان آغاز شد و پس از حدود یک دهه تلاش مستمر، دستاوردهای علمی قابل توجهی در این زمینه محقق گردید.

امروز می‌بینیم که بسترهای علمی و نهادی لازم برای بانوان فراهم شده است. حوزه‌های علمیه با جدیت کار کرده‌اند و بانوان طلبه به سطح علمی قابل قبول و پیشرفته‌ای دست یافته‌اند. آنان این توانایی را دارند که وارد عرصه اجتهاد شده و احکام دینی را استنباط و استخراج کنند. اما باید صادقانه گفت که این مسیر، راهی آسان و هموار نیست.

هر کس که بخواهد در وادی اجتهاد و استخراج احکام گام بگذارد، نیازمند پیش‌زمینه‌های علمی بسیار عمیق و مستحکم است. باید فهم قرآن و روایات را به نیکی درک کرده، توانایی استنباط و تطبیق احکام را دارا باشد و موضوعات فقهی را به دقت شناخته و همگام با تحوّلات زمان، به‌روزرسانی کند. اجتهاد، نیازمند آگاهی ژرف از متون دینی، تسلط بر ادله و نیز تحلیل دقیق و منظومه‌ای مسائل فقهی است.

در نهایت، تأکید می‌کنم که هر فردی که وارد این مسیر می‌شود، باید نیتی خالص و روحیه‌ای متعهد داشته باشد و در همه مراحل کار، توجه به خداوند متعال و ذوات مقدس معصومین (علیهم‌السلام) را پیشه خود سازد. ورود به این عرصه‌های حساس بدون معنویت، بدون توکل و بدون همراهی معنوی اهل بیت (ع) ممکن نیست. این حوزه، حوزه‌ای بس خطیر و مسئولیت‌آفرین است و تأیید و توفیق الهی باید همواره همراه انسان باشد.

اجتهاد: پس چگونه است که طرفدارانِ پرده‌نشینی زن، به هر شکلی حضورِ فعال او را در جامعه محدود می‌سازند؟

صفاتی: بحث حاشیه‌نشینی و خانه‌نشینی بانوان، منطق روشنی ندارد. هر حرکتی در زندگی باید بر اساس دلیل و منطق مشخصی باشد. نگاه ما این است که زن می‌تواند در عرصه‌های مختلف اجتماعی، علمی و فرهنگی حضور یابد، اما با رعایت شرایط و ضوابطی که اسلام برای حفظ کرامت زن و استحکام نهاد خانواده تعیین کرده است. این حضور نباید به کیان خانواده و حرمت ذاتی زن لطمه بزند.

یکی از چالش‌های مهم در این زمینه، مسئله تعادل بین نقش خانوادگی و فعالیت اجتماعی است. برخی می‌پرسند: اگر زنی فرزند خردسال دارد یا مسئولیت‌های خانوادگی سنگینی بر دوش اوست، چگونه می‌توان از او انتظار داشت در عرصه‌های بیرونی هم فعال باشد؟ پاسخ این است که در بسیاری موارد، مدیریت هوشمندانه و تقسیم کار درون خانواده می‌تواند این تعادل را ایجاد کند. اگر زن با درایت و مسئولیت‌پذیری، اولویت‌های زندگی را تشخیص دهد، می‌تواند در صورت لزوم، فعالیت خارج از خانه را محدود کند یا تنظیم نماید. این تصمیم‌گیری به شرایط هر فرد و توان مدیریتی او بستگی دارد.

اما اینکه بخواهیم زن را به کلی از عرصه اجتماعی دور کنیم و دایره حضور او را تنها به خانه محدود کنیم، با نیازهای واقعی جامعه در تضاد است. از مدافعان چنین دیدگاهی می‌پرسیم: آیا وقتی دخترتان را به مدرسه می‌فرستید، ترجیح نمی‌دهید معلم او زن باشد؟ در دوره دبیرستان و دانشگاه چطور؟ هنگام بیماری، آیا تمایل ندارید پزشک معالج شما زن باشد؟ اگر بر اساس منطق دینی و عقلایی به این پرسش‌ها پاسخ دهیم، ناگزیریم بپذیریم که بانوان باید در رشته‌های مختلف تحصیل کنند و تخصص بیابند تا بتوانند پاسخگوی نیازهای ویژه جامعه زنان باشند.

بنابراین، بحث انزوا و خانه‌نشینی اصولاً موضوعیت ندارد. حتی در فقه اسلامی، واجب عینی و واجب کفایی مطرح است. در برخی حوزه‌ها مانند پزشکی زنان، حضور بانوان متخصص یک ضرورت اجتماعی است و می‌تواند تا حد واجب عینی ارتقا یابد. بدون تحصیل و تخصص، چنین خدمتی ممکن نخواهد بود.

در زمانه ما، محدود کردن بانوان به خانه نه‌تنها ممکن نیست، اما از سوی دیگر، بانوان نیز باید خانواده را محور اصلی زندگی بدانند و آن را فدای دیگر فعالیت‌ها نکنند. این احساس مسئولیت باید از درون آنان برآید و خانواده نیز در ایجاد تعادل، همراهی و همکاری کند.

در حوزه امور دینی نیز امروزه نیاز مبرمی به حضور بانوان در سطوح عالی علمی و اجتهادی وجود دارد. بدون تحصیل و کسب معرفت عمیق، دستیابی به چنین جایگاهی ممکن نیست. پس کناره‌گیری در این عرصه‌ها اساساً معنایی ندارد و بانوان باید با امید و عزمی راسخ در این مسیر گام بگذارند.

اجتهاد: در تاریخ و سیره مصومین علیهم‌السلام هم این رویکرد وجود داشته است؟

صفاتی: در تاریخ اسلام و سیره اهل‌بیت (علیهم‌السلام)، هرگز زنان به حاشیه رانده نشده‌اند. پیامبر اکرم (ص) و امامان (ع) همواره از حضور فعال بانوان در عرصه‌های لازم استقبال می‌کردند، بی‌آنکه نقش مادری و همسری آنان نادیده گرفته شود. حتی در حادثه عاشورا، امام حسین (ع) خانواده خود را همراه برد تا در شرایط خاص، حضور معنوی و اجتماعی آنان تأثیرگذار باشد. در واقع، زن‌ها باید در عرصه‌های مختلف حضور پیدا کنند، اما با رعایت شرایطی که اسلام مقرر کرده است.

مسئله این است که برخی مشکلات امروز، ناشی از عدم رعایت ضوابط اسلامی از سوی برخی بانوان است که گاه موجب می‌شود حضور اجتماعی آنان با چالش مواجه شود. اگر این شرایط به درستی درک و رعایت شود، راه برای حضور سازنده و متعادل بانوان در همه عرصه‌ها باز خواهد بود.

اجتهاد: در پایان، چه آینده‌ای را برای بانوان مجتهده ترسیم می‌کنید؟

صفاتی: در حال حاضر ترجیح می‌دهم وارد این بحث نشوم. گرچه بسترهایی برای بانوان جهت رسیدن به اجتهاد فراهم شده، اما این که شمار قابل توجهی از بانوان به مرحله‌ی اجتهاد بالفعل برسند، دشواری‌های خاص خود را دارد. آنچه رهبری فرموده‌اند، عمدتاً نگاهی به قابلیت و امکانِ بلقوه است و در سطح بالفعل، این تعداد محدود و اندک است.

با این حال، آینده می‌تواند درخشان باشد؛ مشروط بر آنکه بانوان باور داشته باشند، پیوسته بکوشند و جامعه نیز همراهی و پشتیبانی لازم را ارائه دهد. این راه هرچند سخت، ولی شدنی است، به شرطی که خستگی را به خود راه ندهند، استمرار در تلاش داشته باشند و پایه‌های علمی خویش را استوار و عمیق سازند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Real Time Web Analytics