برچسب ناتوانی در فهم به زنان!

گفتاری از دکتر فریبا علاسوند،
برچسب ناتوانی در فهم به زنان!

شبکه اجتهاد: این روزها که بحث اجتهاد زنان بیشتر مطرح است؛ آیا اساسا اجتهاد زنان در حوزه علمیه، مسئله بوده است یا خیر؟ مدیران دانش در حوزه حتی در جامعه‌ الزهرا(س) که ۹۰ درصد آنان آقایان هستند باید این نوع دغدغه‌ها را داشته باشند که به عقیده بنده ندارند. طبیعی است که مدیران دانش در حوزه چون عمدتا مردان هستند حساسیت لازم را به موضوعات زن، خانواده و جنسیت ندارند.

چندی قبل یکی از استادان جامعه الزهرا مطلبی بیان کرد که بنده متاثر شدم زیرا در مورد یکی از دروس و رشته‌هایی که در دهه اخیر با حساسیت اضافه شده بود گفت به درد نمی‌خورد و فایده ندارد چرا؟ چون رشته او نبود و دغدغه آن را نداشت یعنی ما باید به عزلت علمی گذشته برگردیم و از کاروان دانش در حوزه زن و خانواده عقب بمانیم.

براساس برآورد یکی از استادان در چندسال قبل ۲۰هزار صفحه مطلب در حوزه اقتصاد خانواده احصاء شده بود، ما فکر نمی‌‎کنیم خانواده از منظر اقتصاد می‌تواند یک دانش باشد و وقتی هم بخواهیم آن را تبدیل به دانش کنیم موضوع را به مهارت خانواده و مهارت زوجیت و مباحث مهم ولی ساده تقلیل می‌دهیم و به همین دلیل اقبال دانشجویان ما به رشته‌های جدید مانند خانواده مانند رشته‌هایی نیست که سابقه آکادمیکی زیادی دارد.

ما وقتی به عنوان یک زن وارد فضای کار و اقتصاد و محیط بیرون از خانواده شویم نمی‌توانیم بگوییم که چرا بقیه افراد ملاحظه ما را ندارند زیرا من یک زن هستم. در سال ۸۶ بنده ملاقاتی با رئیس بخش خانواده در کلیسای واتیکان داشتم و او گفت من به اتحادیه اروپا پیشنهاد داده‌ام که برای تمام زنان به ازای هر فرزند، سه سال مرخصی با حقوق و مزایای کامل بدهید و هیچ محدودیتی هم برای برگشت به کار نداشته باشند ولی ایشان می‌گفت که جز من و نماینده جمهوری چک هیچ کسی به این پیشنهاد رای نداد و دلیل اصلی آن مسائل اقتصادی بود بنابراین اقتصاد تا یک جایی می‌تواند به مسائل زنانه امتیاز بدهد.

در کشور خود ما هم تقلیل ساعت کار زنان و امتیازات دیگر جواب نداد و آهسته آهسته هم حذف شد. کارفرما وقتی ببیند امتیازات زیادی باید به زنان بدهد ترجیح می‌دهد یک مرد را استخدام کند که نه مرخصی زایمان دارد و نه مرخصی شیردهی و مشکلات بیماری فرزند و …؛ لذا این ایده مطرح است که قوانین تامنیی لزوما به سود زنان نیست؛ البته این مسئله در مورد کارگران و اقشار دیگر هم وجود دارد.

در حوزه که بنده از سال ۱۳۶۲ وارد شدم با یکسری تضادها و چالش‌ها در ارتباطات زن، خانواده و حوزه مطالعات دینی مواجهیم؛ زمانی گفته می‌شد که زنان فهم فلسفی ندارند و فلسفه نمی‌فهمند در حالی که همان وقت ما بهترین استادان زن فلسفه را داشتیم؛ بنده همیشه می‌گفتم شما امتحان فقه و همین اجتهاد را که الان مطرح است بگیرید و ببینید چند خانم و چند آقا قبول خواهند شد. این ذهنیت که زنان نمی‌فهمند یکی از مهمترین چالش‌ها در تمامی سطوح حوزوی است.

یکی از استادان حوزه در جلسه‌ مشترک حوزوی، یکسری سؤال مطرح کرد و گفت اگر بانوان بتوانند به این پرسش‌ها پاسخ دهند معلوم می‌شود با سواد هستند و بنده جسارت کردم و گفتم همین الان بپرسید ولی به شوخی و خنده عبور شد و این نشان می‌دهد حوزه خواهران باید به حوزه الصاق باشد و این خوب نیست؛ بنابراین این تصور که زنان نمی‌فهمند و نیاز ندارند در تمامی سال‌های حضور بنده در حوزه از دهه ۶۰ وجود داشته است.

یکی از آقایان در یک جلسه‌ای گفتند که من به مصر رفتم و در آنجا دروس آشپزی و خانه‌داری و … برای زنان دایر است و منظور ایشان این بود که حد زنان همین مقدار است و نباید به بیشتر از این فکر کرد ولی اگر ما توانمندی زنان در عرصه فقه و فلسفه و کلام و … را روی میز بگذاریم در این صورت زاویه نگاه را تغییر خواهد داد؛ الان فهم مشترکی از اقتضائات زنان در حوزه وجود ندارد، به همین دلیل یکی می‌گوید دروس را ساده در نظر بگیرید زیرا این‌ها مسائل دشوار را نمی‌فهمند.

اگر طلاب و دانش‌پژوهان ما مسائل را به دانش فقه و تفسیر و … تبدیل کنند این وضع تغییر خواهد کرد؛ زمانی بنده قرار بود موضوع زن در قرآن را برای سطح چهار در رشته تفسیر تطبیقی تدریس کنم و عرض کردم من این سرفصل‌ها را حاضر نیستم در منبر هم برای مردم بیان کنم لذا یکسری سرفصل‌هایی را خودم ارائه کردم که موفق‌تر هم بود؛ کسانی که می‌خواهند مدیر در حوزه خواهران باشند باید ابتدا به این چالش جواب بدهند که آیا ما فهم مشترکی در مورد اقتضائات زنان و خانواده داریم؟

در همه کره زمین هیچ دانشگاه و حوزه‌ای این همه امکانات برای تحصیل زنان فراهم نکرده است لذا همه باید قدردان باشیم. این حمایت‌ها فهم دوسویه نیاز دارد؛ یعنی سیستم نمی‌تواند دائما برای طلاب زن انعطاف به خرج دهد ولی برخی طلاب چنین توقعی دارند؛ یعنی فرزندآوری و همسرداری و خانه‌داری را عاملی برای این می‌دانند که در نمره و تحصیل و غیبت و … با آنان همراهی بیش از حدی انجام شود. خانه‌داری یکی از زیباترین کارها برای زن است و دلالت خاص خود را دارد لذا زنی که خانه‌دار است و می‌خواهد تحصیل کند باید بداند که دو برابر تلاش نیاز دارد. نباید فرزندآوری به اتفاقی تبدیل شود که نیمی از طلاب بی‌سواد شوند.

براساس آمار گفته شد که قریب به ۱۰۰ کتاب تا سال ۱۴۰۰ درباره زنان از جمله زنان عصر قاجار نوشته شد که یکی از آنها را بانوان طلبه و انقلابی ما و حتی مردان ما ننوشته بودند؛ ما در قم نه زن و نه مردی متخصص در حوزه تاریخ اجتماعی نداریم و این مایه تاسف است و این کتاب‌ها هم عمدتا زن در قاجار و مشروطه را به روایت افسانه نجم‌آبادی فمنیست گزارش کرده‌اند که می‌گوید همیشه در ایران همجنس بازی وجود داشته است و همیشه حرمسراها فلان بوده‌اند در حالی که واقعیت ندارد.

برخی به مدیران حوزه خواهران و جامعه الزهرا گلایه می‌کنند که چرا طلاب شما آشپزی بلد نیستند. بنده اگر در این مقام باشم می‌گویم آشپزی را باید در خانه یاد بگیرد، حوزه خواهران اگر یاد داد اشکالی ندارد ولی این وظیفه نهاد علمی نیست؛ اگر کسی بگوید بله طلاب مغرورند و معاشرت بلد نیستند  و به شوهرشان احترام نمی‌گذارند می‌توان بخشی از آن را به دانش و اخلاق نسبت دهیم.

یکی از تحقیقاتی که صورت گرفته است بحث توجه به بدن به عنوان مسئله مهم سبک زندگی است؛ برخی گلایه دارند که بحث حجاب طلاب جدید خوب نیست زیرا بحث زیباشناختی و نگاه به بدن و فلسفه آن تغییر کرده است.

تحقیقی از سوی کوثرنت با جامعه آماری بیش از دوهزار طلبه زن انجام شد، براساس این آمار بیشترین تاثیرپذیری طلاب از تحصیل در محیط حوزه خواهران از محتوای مطالب و دروس است تا از استادان و کارمندان حوزه خواهران و این مهم است زیرا قبلا بیشترین تاثیر را از استادان می‌گرفتند؛ همچنین در مورد تاثیرپذیری زیبایی‌شناختی و قناعت و ساده‌زیستی و …هم باز محتوا مؤثرتر بوده است.

(ارائه شده در نشست «چالش‌های جنسیت، خانواده و نظام تعلیم و تربیت در حوزه‌های علمیه»، دیماه ۱۴۰۳، در جامعه الزهرا(س))

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Real Time Web Analytics