شبکه اجتهاد: در سالهای اخیر، یکی از سوءتفاهمهای پرتکرار درباره نظریه ولایت فقیه این است که گفته میشود: «رهبر قطعاً انتصابی و از طرف خداست.» همین تعبیرِ نادقیق، برای بخشی از نسل جوان این ذهنیت را ایجاد میکند که گویی حاکم سیاسی خود را «سایه خدا» معرفی میکند و هیچ سازوکار عقلایی و نظارتی در کار نیست.
اما واقعیت نظریهای که توسط امام بزرگوار مجدد صورتبندی شد و در قانون اساسی جمهوری اسلامی تثبیت گردید، دقیقتر و عقلانیتر از این بیانهای شتابزده است. برای فهم بهتر این مساله ذکر نکات ذیل ضروری است:
۱. «نصب عام الهی» یعنی چه؟
در فقه شیعه، پس از عصر معصومین(ع)، ولایت سیاسی و اجتماعی به صورت نصب عام به فقهای جامعالشرایط سپرده شده است؛ یعنی شارع، عنوان «فقیه عادلِ مدیر» را بهطور کلی واجد صلاحیت ولایت دانسته است.
به بیان سادهتر: خداوند شخص خاصی را نام نبرده است. بلکه یک عنوان کلی را واجد صلاحیت دانسته است. هرکس این شرایط را داشته باشد، داخل در آن عنوان است. پس سخن از «نصب خاص» نیست؛ کسی ادعا نمیکند که مثلاً خداوند نام فرد معینی را تعیین کرده باشد.
۲. پس رهبر چگونه تعیین میشود؟
در ساختار حقوقی جمهوری اسلامی، تعیین مصداق ولی فقیه بر عهده: مجلس خبرگان رهبری است. کار خبرگان این است که: از میان فقهای واجد شرایط، فردی را که دارای سه شرط اصلی است، شناسایی و انتخاب کنند: فقاهت؛ عدالت؛ کفایت (مدیریت و تدبیر سیاسی). بنابراین «تعیین» رهبر یک فرآیند انتخابی است، نه یک اعلام غیبی.
۳. نمونه تاریخی
پس از رحلت حضرت روحالله خمینی، مجلس خبرگان در سال ۱۳۶۸، آیتالله سید علی خامنهای را به عنوان رهبر انتخاب کرد. آیا خداوند نام ایشان را به صورت خاص اعلام کرده بود؟ خیر. خبرگان تشخیص دادند که ایشان واجد شرایط سهگانه هستند و رأی دادند.
۴. مادامالعمر یا مادامالشرایط؟
یک مغالطه رایج این است که تصور میشود ولی فقیه «مادامالعمر» است. در حالی که طبق قانون اساسی، رهبری مادامالشرایط است، نه مادامالعمر.
یعنی:اگر (خدایی نکرده) فقاهت او مخدوش شود، عدالت او زیر سؤال رود، یا کفایت مدیریتیاش از بین برود،مجلس خبرگان موظف است او را عزل و فرد دیگری را انتخاب کند.
پس سازوکار نظارت و امکان تغییر وجود دارد و اگر تغییری نبوده به خاطر اینکه بحمدالله ولی فقیه فعلی یعنی رهبری عزیز هر سه شرط فقاهت و عدالت و کفایت را در حد اعلی برخوردارند.
۵. چرا باید دقیق حرف بزنیم؟
وقتی گفته میشود «خدا رهبر ما را نصب کرده»، بدون توضیح تفاوت نصب عام و انتخاب مصداق، برای جوان امروز این پیام منتقل میشود که: شما خود را منصوب مستقیم خدا میدانید و مردم نقشی ندارند.
در حالی که صورتبندی دقیق چنین است:
مشروعیت نوعیِ ولایت فقیه ← به نصب عام الهی
تعیین شخص رهبر ← به انتخاب خبرگان
تداوم رهبری ← مشروط به بقای شرایط
این یک ترکیب از «مشروعیت فقهی» و «سازوکار عقلایی انتخاب و نظارت» است.
شبکه اجتهاد اجتهاد و اصول فقه, حکومت و قانون, اقتصاد و بازار, عبادات و مناسک, فرهنگ و ارتباطات, خانواده و سلامت