خانه / آخرین اخبار / اجازات اجتهاد مرا در آب محو کن!/ حسن طالبیان شریف
اجازات اجتهاد مرا در آب محو کن!/ حسن طالبیان شریف

24 اسفند سالگرد رحلت آیت‌الله ذبیحی قوچانی، فقیه با معنویت و صاحب کمال

اجازات اجتهاد مرا در آب محو کن!/ حسن طالبیان شریف

اختصاصی شبکه اجتهاد: آیت‌الله شیخ ذبیح‌الله ذبیحی قوچانی از فقهای متقی و صاحب کمال معاصر بود که در یکی از روستاهای اطراف قوچان به نام خیرآباد از بخش مایوان در سال ۱۳۲۹ هـ. ق متولد شد.

تحصیلات حوزوی: در ۱۳ سالگی طلبه شد و دروس جامع المقدمات و برخی متون ادبیات عرب را در مدت ۳ سال در قوچان فرا گرفت در سال ۱۳۴۵ هق به مشهد آمد و تا سال ۱۳۵۱ هق در آنجا به تحصیل حوزوی پرداخت.

در مشهد در مدرسه علمیه دو درب مجاور حرم مطهر رضوی سکونت یافت. ادبیات عرب را نزد ادیب محمدتقی نیشابوری معروف به ادیب دوم تکمیل نمود. لمعه را نزد آیت‌الله حاج میرزا احمد مدرس یزدی آموخت. مکاسب، رسایل و کفایه را نزد اساتید دیگر حوزه که به احتمال زیاد آیات حاج شیخ‌ هاشم قزوینی، حاج شیخ حسن برسی؛ و… باشند فرا گرفت. مدتی نیز در درس خارج آیت‌الله حاج‌آقا حسین قمی شرکت نمود. به احتمال زیاد درس معارف مرحوم میرزا مهدی اصفهانی را نیز درک کرده باشد.

تحصیلات در نجف: در سال ۱۳۵۱ هق برای ادامه تحصیلات حوزوی به نجف رفت. کفایه را نزد آیت‌الله حاج سید محمود شاهرودی تکمیل نمود؛ و خارج فقه و اصول را نزد آیات عظام میرزای نائینی متوفی ۱۳۵۵ هق. آقا ضیا عراقی متوفی ۱۳۶۱ هق. شیخ محمدحسین غروی اصفهانی معروف به کمپانی متوفی ۱۳۶۲ هق. سید ابوالحسن اصفهانی متوفی ۱۳۶۵ هق فرا گرفت.

اجازات اجتهاد: در نجف به مقام فقاهت و اجتهاد نایل آمد و از همه این اساتید به دریافت اجازه اجتهاد نایل آمد.

حاج باقر آقا ذبیحی. آقازاده مرحوم آیت‌الله ذبیحی ضمن بیان این مطلب فرمود:

«من این اجازات اجتهاد را دیدم. پدرم بعد از‌‌ آنکه این اجازات اجتهاد را به من نشان دادند فرمودند این‌ها را در آب محو کن؛ و من نیز تبعیت نمودم. این اجازات اجتهاد، اجازه اجتهاد مطلق بود. البته قابل ذکر است که محو این اجازات اجتهاد، مربوط به سال‌های پایان عمر ایشان بوده است.»

موقعیت علمی آیت‌الله ذبیحی قوچانی: وی با‌‌ آنکه می‌توانست رساله عملیه داده و خود را به عنوان مرجع تقلید معرفی کند لیکن از اقدام به چنین کاری خودداری نمود.

حاج شیخ باقر آقا ذبیحی که خود از فضلای حوزه علمیه بوده و سوابق تحصیلات حوزوی در مشهد و…دارند. فرمود:

یک‌بار در قم در خدمت آیت‌الله حاج سید محمد روحانی بودم، ایشان ضمن معرفی من به اطرافیان خود که شیخ باقر از شاگردان من است درباره عظمت علمی و معنوی پدرم خطاب به من فرمود: «شما از مراتب تقوای پدرت خبرداری ولی از جهات علمی ایشان آن‌طور که بایدوشاید آگاه نیستی. من می‌دانم ایشان از نظر علمی در چه مراتبی است. هنگامی که درس مرحوم آیت‌الله کمپانی شرکت می‌کردم موقعیت علمی ایشان در نزد آقای کمپانی در حدی بود که وقتی ایشان به مجلس درس وارد می‌شد آقای کمپانی به احترام ایشان از جا بلند می‌شد و نزد ایشان دارای قرب خاصی بود. به نظر من ایشان از آقای … مُلاتر و اعلم است. حاج باقر آقا ذبیحی فرمود: آیت‌الله روحانی نام آن عالم و فقیه بزرگوار را بیان فرمود که من از ذکر نام ایشان معذور هستم.»

اقامت و تدریس در کربلا: آیت‌الله ذبیح‌الله قوچانی در سال ۱۳۶۰ هق به درخواست استاد خود آیت‌الله حاج‌آقا حسین قمی به همراه برخی از علما و اساتید دیگر برای تقویت حوزه علمیه کربلا به آنجا رفت و به تدریس پرداخت. در این مدت ظاهراً در درس خارج حاج‌آقا حسین قمی نیز شرکت می‌نمود. وی در سال ۱۳۶۶ هق به نجف بازگشت و به درس و بحث و تحصیل و تدریس خویش ادامه داد.

آگاهی از مبانی فلسفی و عرفانی و نقد آن‌ها: آیت‌الله ذبیحی قوچانی علاوه بر فقه و اصول در فلسفه و عرفان نیز به تحصیل پرداخت و در نجف نزد عرفایی چون میرزاعلی آقای قاضی سال‌ها به سیر و سلوک پرداخت و با مبانی عرفانی مصطلح آشنا شد. لیکن بعدها از وی جدا گردید و با‌‌ آنکه به مبانی فلسفی و عرفانی اشراف داشت لیکن به این مبانی معتقد نبود بلکه با آن مخالف بود.

استاد سید جلال‌الدین آشتیانی مدرس مشهور و معروف فلسفه و عرفان معاصر مقیم مشهد آیت‌الله ذبیحی را در زمره معدود مخالفین فلسفه و عرفان می‌دانست که آگاهانه و با اشراف به این مبانی، فلسفه و عرفان را نقد می‌نماید.

کمالات معنوی: آیت‌الله شیخ ذبیح‌الله ذبیحی قوچانی در اثر عمل به واجبات و مستحبات و ترک گناهان و رعایت تقوا به کمالاتی معنوی دست یافت. اخبار از ضمایر و مجهولات و مکالمه با اموات و… نمونه‌هایی از کرامات و خوارق عادات وی می‌باشد که نزد آشنایان با ایشان ثابت و مسلم است.

اثبات انحراف عقیدتی سید ابوالفضل برقعی و اخراج او از قوچان: سید ابوالفضل برقعی از شخصیت‌های نسبتاً با سواد حوزه بود که به‌تدریج دچار انحراف عقیدتی گردید و به خاطر حب جاه و مقام و شهرت، دین را به دنیا فروخت و جزو مبلغین وهابیت گردید. وهابیت پس از‌‌ آنکه توانست وی را به خود جذب کند از او سو استفاده‌های فراوانی در گذشته و حال نموده و می‌نماید. پس از انقلاب اسنادی به دست آمد که نشان می‌داد سید ابوالفضل برقعی و برخی از پیروان و یاران نزدیک وی مانند جلالی قوچانی با ساواک و حکومت آل سعود در ارتباط بوده و از حمایت و پشتیبانی مالی و…‌ آن‌ها برخوردار بودند. در حال حاضر نیز سال‌های زیادی است که کانال‌های ماهواره‌‌ای وهابیت در جهان با ساختن شخصیت کاذب علمی بیش از حد از سید ابوالفضل برقعی، او را به عنوان یک فقیه بزرگ و مرجع تقلید شیعه که به وهابیت گرویده است نام می‌برند درحالی‌که وی هیچ‌گاه مرجع تقلید نبوده و از نظر علمی نیز چنان شخصیت علمی بالایی نداشته است؛ اما به هر حال سال‌ها در حوزه علمیه به تحصیل پرداخته بود و برای کسانی که از انحرافات عقیدتی وی بی‌اطلاع بودند ممکن بود جلوه نموده باشد.

قبل از انقلاب، سید ابوالفضل برقعی کتابی در رد صوفیه نوشته بود به نام «حقیقت عرفان»؛ در قوچان صوفیه رشد و نمو کرده بودند و سروصدایی به راه انداخته بودند. برخی از علمای مشهد با توجه به کتابی که وی در رد صوفیه نوشته بود اجمالاً به وی نظر داشته و گفتند: خوب است که وی برای رد صوفیه به قوچان اعزام شود. هنوز دو سه روزی از اقامت و تبلیغات وی در رد صوفیه نگذشته بود که به آیت‌الله شیخ ذبیح‌الله ذبیحی جریان را نقل می‌کنند. ایشان در آن زمان در یکی از روستاها اقامت نموده بود. هنگامی که کتاب حقیقت عرفان او را به وی دادند و مطالعه کرد ناگهان به‌شدت عصبانی شد به‌گونه‌ای که تا قبل از این و بعد از آن چنین حالتی در ایشان مشاهده نگردیده بود.

حاج باقر آقا ذبیحی فرزند ایشان ضمن بیان این مطلب فرمود:

ایشان کتاب را پرت کرد، جلدش پاره شد (یا نزدیک بود پاره شود) بعد فرمود: «این شخص به‌ظاهر با صوفیه مخالفت کرده ولی در حقیقت امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام را رد کرده و به ایشان جسارت نموده او را از قوچان بیرون کنید. منحرف است».

با فرمایش ایشان برقعی را از قوچان بیرون نمودند. این خبر به علمای مشهد رسید. کتابی در دست‌ آن‌ها بود به نام «درس‌هایی از ولایت» که هنگامی که آن کتاب را با دقت خواندند متوجه شدند عجب انحرافات اعتقادی بزرگی دارد و به اهل‌بیت(ع) جسارت‌ها کرده و عقاید وهابیت گرویده است؛ و انحرافات زیاد اعتقادی دارد. لذا همه‌ آن‌ها وی را محکوم نموده و او را طرد و به عنوان منحرف اعتقادی معرفی نمودند.

آیت‌الله میلانی در مشهد نیز به‌شدت برقعی را محکوم نمود و انحرافات اعتقادی وی روز به روز آشکارتر گردید و به عموم مردم نیز اطلاع‌رسانی گردید تا برقعی و پیروانش و افکار ضاله ایشان نتواند مردم شیعه را منحرف نمایند.

آری این بصیرت آیت‌الله شیخ ذبیح‌الله ذبیحی قوچانی بود که با چشمان تیزبین و دقت نظر فوق‌العاده انحرافات اعتقادی برقعی را در اول کار تشخیص داد و به سایر علما نیز هشدار داد. با اقدامات آیت‌الله ذبیحی قوچانی و همکاری سایر علما فتنه برقعی در خراسان درهم پیچید و وی به انزوا رفت.

آیت‌الله ذبیحی قوچانی و مخالفت با عقاید شیخیه و اخباری‌ها: آیت‌الله ذبیحی قوچانی با‌‌ آنکه خود یک فقیه اصولی برجسته بود و با اخباری‌ها مخالف بود لیکن با کمال تعجب و تأسف شنیده می‌شود که برخی از اخباری‌ها ایشان را به خود منتسب می‌نمایند. از این عجیب‌تر‌‌ آنکه با توجه به انحرافات اعتقادی شیخیه که رهبر فکری‌ آن‌ها شیخ احمد احسایی بوده و مورد تکفیر بزرگان علمای شیعه قرار گرفت، در مشهد شنیده شده فرقه انحرافی شیخیه با توجه به شخصیت علمی و معنوی برجسته آیت‌الله شیخ ذبیح‌الله ذبیحی قوچانی این بزرگ‌مرد را به خود انتساب نموده و قصد سو استفاده از وجهه علمی و معنوی ایشان را به نفع خود دارند، در حالی که طبق گفتگوی با فرزندان و خاندان معظم و شاگردان و مأنوسین حاج شیخ ذبیح‌الله ذبیحی قوچانی نه تنها آن عالم بزرگوار با فرقه شیخیه مخالف بود بلکه تمام فرزندان و نوه‌ها و خاندان و شاگردان ایشان نیز این فرقه شیخیه را انحرافی دانسته و هیچ انتسابی به ایشان نداشته بلکه این اعتقادات انحرافی را محکوم می‌نمایند.

عجیب‌تر اینکه حاج باقر آقا ذبیحی فرزند آیت‌الله ذبیحی قوچانی فرمود:

«سر قبر پدرم نشسته بودم کسی فاتحه می‌خواند، از او پرسیدم شما ایشان را می‌شناختید، گفت. بله ایشان از بزرگان شیخیه و رهبر فکری ما شیخیه بوده است. من تعجب کردم و گفتم: بعد از فوت ایشان بزرگ شما کیست؟ گفت: فرزند ایشان حاج باقر آقا ذبیحی؛ به او گفتم او را می‌شناسی؟ گفت: خیر. حاج باقر آقا ذبیحی ضمن محکومیت عقیده شیخیه، ضمن اظهار تعجب و تأسف و ناراحتی این داستان را بیان نمودند.»

آثار و خدمات آیت‌الله ذبیحی: آیت‌الله ذبیحی قوچانی در سال ۱۳۷۱ هق معادل ۱۳۳۱ هش از نجف به قوچان بازگشت؛ و سال‌ها در آن شهر اقامت نمود. تأسیس مدرسه علمیه محمودیه فاروج از آثار و خدمات اجتماعی آن بزرگ‌مرد است که از آن زمان تاکنون طلاب و فضلای علوم دینی در آن به تحصیل اشتغال دارند.

آیت‌الله ذبیحی در سال‌های اقامت در مدرسه علمیه تدریس می‌کرد و بر آن نظارت داشت. ارشاد علمی و معنوی طلاب و مردم قوچان از نظر اعتقادی و مسائل شرعی و… از دیگر خدمات فرهنگی آن بزرگوار بوده است.

اقامت در مشهد تا پایان عمر: در سال ۱۳۸۱ هق معادل ۱۳۴۱ هش آیت‌الله ذبیحی به مشهد آمده و تا پایان عمر در این شهر اقامت نمود.

وفات: در ۲۴ اسفند ۱۳۷۲ هش معادل ۳ شوال ۱۴۱۴ هق در مشهد درگذشت و پس از تشییع جنازه باشکوه در صحن آزادی حرم مطهر رضوی به خاک سپرده شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Real Time Web Analytics
Google Analytics Alternative