قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / آخرین اخبار / اعتراض به ستم، حق شهروندی و تکلیف دینی
اعتراض به ستم، حق شهروندی و تکلیف دینی

سید جواد ورعی تبیین کرد:

اعتراض به ستم، حق شهروندی و تکلیف دینی

 حجت‌الاسلام ورعی با تاکید بر اینکه اگر حکومت وظایف خود را در قبال مردم انجام ندهد، نباید از مردم انتظار پیروی داشته باشد، افزود: اگر کسی در مقابل ظلمی که به او روا داشته میشود، سکوت کند و این سکوت باعث شود ظالم در ظلم خود جری تر و گستاخ تر شود، شخص مظلوم مجاز نیست از ظلمی که به او شده است، صرف نظر کند.

به گزارش شبکه اجتهاد، حجت‌الاسلام والمسلمین سید جواد ورعی استاد خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم که در سومین نشست از سلسله نشست‌های «فاطمه (س) و جامعه امروز»، سخن می‌گفت، با تاکید بر اینکه اگر حکومت وظایف خود را در قبال مردم انجام ندهد، نباید از مردم انتظار پیروی داشته باشد، افزود: اگر کسی در مقابل ظلمی که به او روا داشته میشود، سکوت کند و این سکوت باعث شود ظالم در ظلم خود جری تر و گستاخ تر شود، شخص مظلوم مجاز نیست از ظلمی که به او شده است، صرف نظر کند.

ورعی در سخنان خود با عنوان «اعتراض به ستم، حق شهروندی و تکلیف دینی»، ابتدا با اشاره به معنای حق و تکلیف گفت: حق و تکلیف رابطه محکمی با یکدیگر دارند، به این معنا که انسان در کنار حقوقی که دارد، تکالیفی هم دارد. شما در روابط انسانی رابطه‌ای که صرفا یک طرفه باشد مشاهده نمیکنید. مثلا در رابطه پدر فرزندی، حقوق و تکالیفی دو طرفه وجود دارد.

استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه با اشاره به اینکه این رابطه دو طرفه در خصوص مردم و حکومت هم وجود دارد، گفت: ما در اندیشه‌ها‌ی اسلامی این مسئله را مشاهده می‌کنیم که حکومت و مردم نسبت به یکدیگر حقوق متقابل دارند. حتی اگر بخواهیم این حقوق را در ترازو قرار دهیم، کفه حقوق مردم سنگین تر از حقوق حکومت است. اساسا تکالیفی که مردم در قبال حکومت دارند، در صورتی است که حکومت تکالیف خود را در قبال مردم انجام دهد. اگر حکومت وظایف خود را در قبال مردم انجام ندهد، نباید از مردم انتظار پیروی داشته باشد. این امر هم در بیانات امیرالمومنین و هم در بیانات پیامبر وجود دارد. نمونه آن را میتوانید در نامه حضرت امیر به مالک ببینید.

وی افزود: اساسا فسلفه حکومت این است که حقوق مردم را رعایت کند، وظایفش را انجام دهد و در راستای عدالت بکوشد. این رابطه متقابل حق و تکلیف در همه شئون انسانی وجود دارد. منتهی در برخی مقولات وقتی انسان به آنها نگاه میکند، از یک زاویه حق است و از زاویه دیگر تکلیف. در واقع خصوصیات حق و تکلیف را توامان دارند.

ورعی همچنین ادامه داد: می‌توانیم بگوییم اینکه کسی در مقابل ظلمی که به او روا داشته می‌شود، سکوت کند، حق اوست و می‌تواند از حق خود بگذرد، اما اگر این سکوت منجر به این شود که ظالم در ظلم خود جری تر و گستاخ تر شود، در اینجا شخص مظلوم مجاز نیست از ظلمی که به او شده است، صرف نظر کند. می‌تواند از حق خود بگذرد، اما تکلیف دارد در برابر ظلمی که به او شده است، اعتراض کند.

اعتراضات حضرت زهرا نسبت به خلفا و خطبه فدکیه

ورعی در ادامه با اشاره به اعتراضات حضرت زهرا نسبت به خلفا و خطبه فدکیه گفت: نکته اول این است که حضرت زهرا در شرایطی بود که هیچ یک از یاران پیامبر به او در احقاق حقش کمکی نکردند، اما این یکه و تنها بودن موجب نشد حضرت در برابر ظلمی که صورت گرفته است، سکوت کند. بلکه این اعتراض را هم حق خود میداند و هم تکلیف خود.

این پژوهشگر دینی با اشاره به موقعیت اجتماعی حضرت زهرا گفت: ایشان تنها فرزند پیامبر بود و از موقعیت بالایی در جامعه برخوردار بود. بدون شک این جایگاه مسئولیت‌ها‌یی هم برای فرد به دنبال می‌آورد. همه می‌دانستند حضرت زهرا دختر پیامبر است و نمی‌توانستند موقعیت او را نادیده بگیرند. دغدغه حضرت زهرا انحراف و بدعتی بود که در آن زمان در حال پایه گذاری بود.

استاد حوزه علمیه قم در خصوص عکس العمل حکومت در برابر اعتراض حضرت زهرا گفت: عکس العمل خلیفه در تاریخ به دو شکل نقل شده است. در برخی نقل‌ها‌ هست بعد از اینکه سخنان حضرت زهرا را گوش کرد، سعی کرد با ملاطفت و نرمی قصه را فیصله بدهد. اما در عین حال روی حرف خود ایستادند و حاضر نشدند از خلافتی که غصب شده بود دست بردارند و نیز از فدک که غصب شده بود، صرف نظر کنند.

این پژوهشگر فقه سیاسی با اشاره به اینکه ممکن است گاهی انسان خود را ذی‌حق بداند، اما نمی‌تواند حق اعتراض نسبت به ستمی که آن را حس می‌کند، سلب کند، گفت: ممکن است حتی اعتراض به حق نباشد، اما نمی‌توان حق اعتراض را به خودی خود گرفت. حتی در زمان خلفایی که ما حکومتشان را نامشروع می‌دانیم، مردم حق اعتراض داشته‌اند. حتی خلفا گرچه بر ستمشان به حضرت زهرا (س) ماندند، اما هیچ گاه نگفتند حق اعتراض نداری.

پیامبر(ص)مردم را طوری تربیت کرد که اعتراض به حاکم را حق خود می‌دانستند

وی افزود: حتی در زمانی که حضرت علی(ع) زمامداری را بر عهده داشت و عده‌ای سهم بیشتری از بیت المال طلب می‌کردند، این گونه نبود که حق اعتراض به آنها داده نشود، هرچند این اعتراض درست و به جا نبود، اما حق اعتراض به خودی خود از مردم گرفته نمی‌شد. این نمونه جامعه‌ای است که پیامبر آن را ساخته است. ایشان مردم را طوری تربیت کرده بود که اعتراض به حاکم را حق خود می‌دانستند. در نامه حضرت علی به مالک اشتر هم به این امر تاکید شده است که باید به همه اعتراضات مردم توجه شود.

ورعی با اشاره به نقل دیگری که در تاریخ صورت گرفته است، گفت: در جای دیگر چنین نقل شده است که خلیفه با شدت و سختی با حضرت زهرا برخورد می‌کند به طوری که موجب تعجب برخی از علمای اهل سنت شده است. اگر این نقل درست باشد، دلیل آن این است که حکومت‌ها‌ی استبدادی در ابتدای شکل گیری عموما با مخالفان خود با شدت و سختی برخورد می‌کنند تا پایه‌ها‌ی حکومت خود را محکم کنند و اجازه مخالفت به سایرین نمی‌دهند.

استاد حوزه علمیه قم در ادامه با طرح پرسشی گفت: ما شخصیت‌ها‌ی متعددی را الگوی خود می‌دانیم، اما اگر تفاوتی در سیره معصومین دیدیم، باید چه کنیم؟ باید از کدام یک الگوبرداری کنیم؟ شهید مطهری در برخی از آثار خود این مسئله را مطرح کرده اند. به تناسب بحث ما در همین مسئله، شیوه برخورد حضرت زهرا با برخورد امیر المومنین متفاوت است. مستحضر هستید حتی زمانی که حضرت زهرا (س) از مسجد به خانه باز میگردد به امیر المومنین اعتراض می‌کند که چرا مثل جنین در شکم مادر زانو به بغل گرفته و نشسته‌ای؟ البته تصریح می‌کند بخاط این شکوه از خداوند پوزش می‌طلبم چون شما وظیفه حمایت از مرا نداشتی.

ورعی در پاسخ به این پرسش گفت: تفاوتی که در سیره معصومین دیده می‌شود، مربوط به تفاوت جایگاه و موقعیت شخصیت‌ها‌ست. حضرت زهرا در جایگاه امامت جامعه نبود در حالی علی(ع) در مسئله ولایت ذی‌نفع بود. امیرالمومنین خودش در نهج البلاغه می‌فرماید از حق شخصی خود برای کیان اسلام گذشتم. احساس کردم اگر اعراب تازه مسلمان ببینند من دست به شمشیر برده ام، فکر می‌کنند میان یاران پیغمبر جنگ قدرت در کار است و کیان اسلام به خطر افتد و من از حق شخصی خود گذشتم برای اینکه نهال نو پای اسلام صدمه نبیند.

بنابر گزارش روابط عمومی انجمن اندیشه و قلم، این استاد حوزه علمیه قم در پایان سخنان خود گفت: در این خصوص پیامبر هم خطاب به حضرت امیر می‌فرماید: تو به منزله کعبه هستی و این مردم هستند که باید به سمت تو بیایند. پس می‌بینیم امام تکلیفی برای اینکه به دنبال حق خود در مسئله ولایت برود، ندارد. پس جایگاه‌ها متفاوت است و بنابه تفاوت جایگاه، وظایف هم متفاوت می‌شود.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Real Time Web Analytics