خانه / آخرین اخبار / امام رضا(ع) چگونه به مرجعیت فکری جامعه تبدیل شد/ علی عسکری
امام رضا(ع) چگونه به مرجعیت فکری جامعه تبدیل شد/ علی عسکری

امام رضا(ع) چگونه به مرجعیت فکری جامعه تبدیل شد/ علی عسکری

اختصاصی شبکه اجتهاد: امام رضا(ع) اکثر عمر شریف خودش را در مدینه سپری کرد. امامتش در زمان خلافت‌هارون الرشید خلیفه مقتدر و ظالم عباسی و دو فرزند وی امین و مأمون قرار داشت. پس از مرگ‌هارون؛ مأمون و امین پنج سال در حال جنگ بر سرقدرت بودند و کمتر فرصت تعرض به خاندان عصمت و طهارت علیهم‌السلام را داشتند. در این فرصت پیش آمده امام رضا(ع) به ترویج و توسعه معارف دینی و مکتب فکری خود در مدینه مشغول بود.

مأمون پس از پیروزی بر امین متوجه نفوذ حضرت در میان مسلمانان و خطر او شد و سعی کرد طرحی نو دراندازد. وی سیاست تزویر را سرلوحه کار خود قرار داد و تلاش نمود باخدعه و نیرنگ؛ سیاست حمایت از علویان و حتی واگذاری قدرت به امام رضا(ع) را در افکار عمو می‌ترویج کند. در یک موج‌آفرینی سیاسی و برای جذب شیعیان؛ کنترل قیام‌های شیعی و مهار امام و رهبر آنان؛ از حضرت دعوت کرد با جلال و شکوه از مدینه به خراسان هجرت کند. این دعوت و سماجتی که خلیفه بر آن داشت؛ هر چند مورد رضایت امام رضا(ع) نبود ولی با تدبیر حضرت نتایج پرثمری درجهت توسعه مکتب امامت و ولایت اهل‌بیت عصمت و طهارت داشت، زیرا که صرف نظر از اثر گذاری‌های تعیین کننده در مسیر سفر و روشنگری‌ها؛ اعتدال رضوی؛ اخلاق و معنویت آن امام رئوف را برملا ساخت.

پس از استقرار امام(ع) در مرو (پایتخت خلیفه عباسی) مأمون برای تحقق سیاست مزورانه خودش حضرت را با تهدید به ولایتعهدی خود برگزید و در همان حال قیام‌های شیعی در عراق و مدینه را دستور سرکوب داد. در چنین شرایطی امام رضا(ع) باتحمل مصیبت‌های پیش آمده و دوری از مدینه و خاندان پیامبر(ص)؛ با آرامش و اعتدال راه خودش را ادامه داد و مقید بود آرامش ملت حفظ شود.

دورنمای حرکت امام(ع) مقابله هوشمندانه باسیاست تزویر خلیفه عباسی و تبلیغ درست شریعت رضوی بود. او شرط کرده بود در جایگاه ولایتعهدی نه در کاری دخالت کند و نه کسی را عزل ون صب نماید. نه فتوای حکومتی بدهد و نه قضاوت کند. با این اقدام خودش به همگان فهمانده بود؛ حکومت مأمون به مثل حکومت‌های پیشین فاقد مشروعیت است. با این حال بیشترین فلسفه احکام را بیان کرد و با استفاده از فرصت؛ ولایت دینی و حقانیت مکتب اهل‌بیت(ع) را در مناظره‌های علمی و سیره رفتاری خودش برتارک تاریخ نشاند.

سیاست درهای باز مأمون که برای ماندگاری در قدرت از سوی او به انجام رسید؛ باعث پیدایش کلام جدید و مکتب‌های فکری متنوع و حتی مادی و غیر الهی بود. او فکر می‌کرد آشفته بازار فکری؛ مانع از توجه جامعه به قدرت می‌شود و نمی‌دانست که در چنین وضعی مرجعیت فکری امام رضا(ع) و مناظره‌های حضرت با سران مکتب‌های فکری دیگر؛ باعث طلوع و درخشش عالم آل محمد خواهد بود و طومار عملش را درهم خواهد پیچید. بویژه که در جلسات فکری و مناظره‌ها روح آزاد اندیشی، سماحت و وسعت نظر امام (ع) مشهود و غیر قابل انکار بود.

آن حضرت به عنوان پیشوای بزرگ اسلامی؛ به مخالفان تفکر و اندیشه خود اجازه می‌داد که هرگونه ایراد و اشکالی دارند بدون ترس و واهمه‌ای مطرح سازند هرچند که سخنان و مطالب آنها در جهت نفی اسلام و حتی نفی توحید و خدا باشد ولی هیچ یک از ایرادها و مطالب آنها را بدون جواب نمی‌گذاشت و با مهارت فکری و روش‌های کلامی و عقلی مستدل به آنها پاسخ می‌داد.

تبدیل شدن امام رضا(ع) به مرجعیت فکری جامعه و محبوبیت حاصل آمده برای آن حضرت آن‌ هم در کنار مأمون و در مرکز خلافت باعث شد مأمون خود را تنها و در معرض تهدید ببیند و در بن‌بست سیاست تزویر و نفاق خود را احساس کند، اقدام به شهادت آن حضرت کرد تا شکست خودش در میدان سیاست را با این عمل شنیع و غیر انسانی جبران نماید.

از آن تاریخ تاکنون قبر منور امام رضا(ع) در خراسان پناه و سایه لطف خدا شناخته شده و افتخاری برای ما ایرانیان است. وچه زیبا حافظ گفته است که: شکسته وار به درگاهت آمدم که / طبیب به مومیای لطف تو أم نشانی داد.

نویسنده: حجت‌الاسلام علی عسکری، معاون پارلمانی دانشگاه آزاد اسلامی و نماینده پیشین مردم مشهد در مجلس شورای اسلامی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Real Time Web Analytics
Real Time Web Analytics