قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / آخرین اخبار / بلاتکلیفی مکلفین در مسئله موسیقی/ مصطفی قناعتگر
بلاتکلیفی مکلفین در مسئله موسیقی/ مصطفی قناعتگر

یادداشت/ دیدگاه و نظر؛

بلاتکلیفی مکلفین در مسئله موسیقی/ مصطفی قناعتگر

اختصاصی شبکه اجتهاد: در سال ۱۴۱۹ق، شوراى فرهنگى حوزه هنرى سازمان تبليغات اسلامى حدود یکصد سؤال در باب فقهِ موسیقی مطرح کرد و انتظار داشت حوزه‌های علمیه بر اساس موازين شرع و با رعايت‌ كامل معيارهاى استنباط، پاسخ‌هايى به آن‌ها بدهند؛ اما امروز پس از بیست و یک سال با مرور این سؤالات، بوی نو بودن آن و کهنه شدن انتظارِ پرسش‌گران به مشام می‌رسد (ر.ک کتاب: غنا، موسیقی؛ انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم‌).

نه اینکه پاسخی به این سؤالات از ناحیه مراجع عظام تقلید داده نشده باشد؛ اما بسیاری از این پاسخ‌ها، ابهام استفتاء کننده را برطرف نمی‌کند.

ابهاماتِ مزمنِ فقه موسیقی، از آزاردهنده‌ترین ابهاماتی است که اجتماع متدین ما را سال‌هاست به خویش مشغول کرده است. اگر تا جایی از تاریخِ «اِفتاء و تقلید»، هنر موسیقی به این شکل از تنوع و این حجم از ابتلا درنیامده بود، سال‌هاست که ماجرای تنوع و ابتلا به شکلی انفجاری رشد داشته و چالشی نفس‌گیر را در مقام افتاء و تقلید پدید آورده است.

به این استفتاء و پاسخ آن توجه کنید:

– ملاک تمییز موسیقی حلال از حرام چیست؟

– هر موسیقی که به نظر عرف، موسیقی لهوی و مطرب که مناسب مجالس عیش و نوش است باشد، موسیقی حرام محسوب می‌شود. تشخیص موضوع نیز موکول به نظر عرفی مکلف است.

در این نمونه از چند ده نمونه سؤال مطروحه، عنوان «عرف» و «لهوی» مبهم رها شده است.

عرف کیان‌اند؟ اگر ملاک عرف متشرعه است، عرف متشرعه چه کسانی هستند؟ تشرع طیف عظیمی را شامل و مفهومی مشکک است. آیا مراد کف متدینین از لحاظ تقیّد هستند یا اینکه متوسطین در تقیّد و یا سطوح بالای تقیّد مدنظر است؟ هر کدام از این سه دسته نیز مراتب مختلف دارند. این گروه‌های مختلف متشرعه، در بسیاری از مسائل با یکدیگر اختلاف دارند. اگر یک موزیک را به ده نفر از متدینین عرضه کنید، پاسخی واحد را در مورد لهوی بودن یا نبودن نمی‌شنوید؛ زیرا در مفهوم لهو و عیش و نوش اختلاف دارند و خط قرمزهای متفاوتی را برای خویش برگزیده‌اند. آیا نظر اکثریت متشرعه مهم است؟ آیا تغییر ذائقه اکثریتِ حتی متدین در مبحث موسیقی را که توسط صداوسیما ایجاد شده است نباید در معادله گنجاند؟

اینجاست که پاسخ مراجع بزرگوار، نه‌تنها حل مسئله نیست که خود آغازگر منازعه بین مکلفین شده است و بلاتکلیفی را بیشتر دامن زده است. اینکه «مجتهد موظف به حکم دادن است و تشخیص موضوع به عهده مکلف است» اگر درست باشد، چه کسی باید معضل یادشده را حل کند؟

از حیث فنی، هر فتوا از سه بخش تشکیل می‌شود: حکم، موضوع، متعلق موضوع. در فتوای «گوش دادن به موسیقی که به لحاظ عرف متناسب با مجالس لهو و لعب است، حرام است»، موضوع «گوش دادن» است، متعلق موضوع «موسیقی متناسب با مجالس لهو و لعب از نگاه عرف» است و حکم «حرمت» است. در اینجا متعلق موضوع از دو ابهام یادشده برخوردار است و نهادی را می‌طلبد تا مسئله را روشن سازد.

آهسته سخن گوییم: موسیقی موضوع سختی است حتی در مقام فتوی!

موضوع حكم حرمت موسيقى است يا غنا؟ اگر موضوع حكم حرمت غنا باشد، مطلق غنا حرام است يا غنايى خاص؟ ادله حرمت موسیقی مطلق است یا مقید؟ آيا صحيح است بگوييم چون در گذشته غنا مخصوص مجالس اغنيا (مجالس عيش و شهوت‌انگيزى) بوده، حرام شده است. از این‌رو مى‌توان «مجلس عيش و شهوت» را يكى از مشخصه‌هاى حرمت غنا دانست هرچند غنا داراى مشخصات سؤال بعد نباشد؟ غناى حرام چه مشخصاتى دارد؟ (غلطاندن صدا در حلق كه اصطلاحاً در عرف از آن به «چهچهه» تعبير مى‌شود؟ مد و كشش صوت؟ طرب‌انگيزى داراى ترجيع يا بدون ترجيع؟) آيا صحيح است غنا را حلال بدانيم و شعبه‌اى از آن‌که مشخصات خاصی دارد را حرام بدانيم؟ برخى از كارشناسان و آشنايان با مقوله هنر و غنا، قالب و محتوا (صوت و كلام) را مشتركا غنا مى‌دانند. نظر فقيهان در اين خصوص چيست؟ اگر محتوا در غنا مستقلًّا و يا مشتركا (با صوت) مؤثر باشد، آيا فارسى، عربى، انگليسى و يا به لهجه‌هاى محلى خاص بودن در اين محتوا اثر دارد؟

هويداست كه با چنين اوضاع و احوالى، باید به دنبال راه‌حلی دیگر در فقهِ موسیقی بود. روشی جایگزین برای روشِ نه‌چندان کارآمدِ کنونی.

۲ دیدگاه

  1. این یادداشت من را به یاد گاو بنی اسرائیل انداخت که خودشان باعث سخت شدن حکمشان شدند.
    وقتی تشخیص به مکلف و عرف واگذار شده، چرا می خواهید ساز وکار ابلاغی برایش درست کنید؟!

    • مصطفی قناعتگر

      مسئله از این که اینک به آن مبتلا شده ایم سخت تر نمی شود. به دنبال راهکار برون رفت از مشکلات هستیم. توضیح اینکه یادداشت دو بخش دارد. بخشی در مورد ابهام موجود در اصطلاح «عرف» و «لهوی» برای مکلفین است و بخشی در مورد سختی مسئله موسیقی در مقام فتوی.
      در مورد بخش اول چه جوابی داریم؟ ابهامات را چه کسی باید حل کند؟ مراجع یا مکلفین؟ در ماجرای بنی اسرائیل، مساله برای ایشان روشن بود؛ اما ایشان با سوالات نابجای خویش، به فربه شدن آن دامن زدند که خود عقوبتی بود برای سوالات نابجایشان که ریشه در تزلزل در عمل به فرمان الهی داشت. اما در مورد موسیقی، در جاهایی مساله برای ما روشن نیست. اتفاقا باید سوال کرد تا ابهام حل شود. امیدوارم به تفاوت بحث ما با سوالات بنی اسرائیل توجه بفرمایید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Real Time Web Analytics