خانه / آخرین اخبار / روحانیت برای عبور از چراغ قرمز ساخته نشده است/ به امید‌‌ هاشمی رفسنجانی شدن طلبه نشوید!/ سلبریتی‌‌ها و طاغوتیان روحانیت خاص خود را دارند
مراجع در پاسخ به هر استفتایی مشاور بین‌المللی داشته باشند/ قطعاً رساله‌ها به تحول نیاز دارند

سید ابوالحسن نواب مطرح کرد:

روحانیت برای عبور از چراغ قرمز ساخته نشده است/ به امید‌‌ هاشمی رفسنجانی شدن طلبه نشوید!/ سلبریتی‌‌ها و طاغوتیان روحانیت خاص خود را دارند

شبکه اجتهاد: روحانیت از دیر باز در جامعه ایران نقش پررنگی داشته چه زمانی که در قدرت نبود و بیشتر در کسوت منتقد حکومت‌‌ها بود و چه زمانی که در عرصه‌‌های اجرایی حضور داشت و از این طریق تلاش در جهت خدمت رسانی به مردم داشت، اما براساس اعتقاد بسیاری از کارشناسان و حتی برخی چهره‌‌های مهم از میان خودِ نهاد روحانیت، بعد از گذشت چندین سال به نظر‌ می‌رسد بخش‌‌هایی از جامعه نسبت به بعضی روش‌‌ها، رفتارها و تصمیمات روحانیت گله مند است.

‌حجت‌الاسلام والمسلمین سیدابوالحسن نواب رئیس دانشگاه ادیان و مذاهب در گفت‌وگو با شفقنا به فاصله شکل گرفته میان روحانیت و مردم در سال‌‌های اخیر اشاره و اظهار کرد: خوشبختانه تکثر و تنوعی که در حوزه‌‌های علمیه و بین علما و روحانیت هست از فاصله میان روحانیت و مردم جلوگیری‌ می‌کند. روحانیت بازتاب و مینیاتور ۸۰ هزار طلبه است لذا همانطور که در جامعه ۸۰ میلیون نفری هزاران نوع تفکر، نگاه و ایده وجود دارد، ۸۰ هزار روحانی هم همین تکثر را دارند و این تکثر پنهان نیست. جامعه و روحانیت کلیت ندارند که بگوییم کلیت مردم از کلیت روحانیت متنفر است. همین امروز هم برخی از روحانیون هستند که اگر اجازه دهند صحبت کنند میلیون‌‌ها نفر از افراد دگراندیش با اشتیاق پای صحبت‌‌های او‌ می‌نشینند. هر طبقه از مردم، روحانی خود را دارند و مردم با عشق و شور به سراغ او‌ می‌روند به عبارت دیگر به عدد تکثری که در جامعه هست، روحانی هم وجود دارد به عنوان مثال دگراندیشان، هنرمندان، طاغوتیان، بازنشستگان، جوانان، فوتبالیست‌‌ها و بازاری‌‌ها هر یک روحانی خاص خود را دارند. در حال حاضر جامعه ما دوران پست مدرنیزم را‌ می‌گذراند بنابراین درست نیست که بگوییم همه مردم از همه روحانیون متنفر هستند.

پس از اینکه روحانیونی به حکومت گره خوردند، این قشر آسیب دید

او ادامه داد: من‌ نمی‌خواهم بگویم روحانیون مشکل دار نشدند. بخشی از روحانیت به حکومت گره خوردند و حکومت هم مشکلاتی دارد و مردم هم‌ نمی‌توانند این دو را از یکدیگر تفکیک کنند و بسیاری از مشکلات کوچه و خیابان را به پای روحانیت‌ می‌نویسند. از نگاه این گروه از مردم مشکلات تمام و کمال به پای روحانیت است و نسبت به روحانیت ذهنیت منفی پیدا کردند، البته همین افراد باید توجه کنند که اگر به فرض ۵ درصد از روحانیون در حکومت مشغول کار هستند و ۹۵ درصد مشغول کار نیستند، از میان ۵ درصدی که در حکومت یا مجلس هستند بسیاری زحمت‌ می‌کشند و ممکن است که برخی در سیاست‌‌های در پیش گرفته اشتباهی داشته باشند.

سلبریتی‌‌ها و طاغوتیان روحانیت خاص خود را دارند

نواب به راه چاره‌ای برای کاهش فاصله شکل گرفته میان روحانیت و مردم اشاره و خاطرنشان کرد: راه چاره این است که برای مردم همه ی مسایل تبیین شود، هر طبقه‌ای روحانیت مختص به خود را دارد و از همین طریق‌ می‌توان در مورد بسیاری از مسایل با مردم صحبت کرد به عنوان مثال در حال حاضر روحانی تحصیل کرده در دانشگاه‌‌ها زیاد شده و دانشگاهیان هم روحانی‌ای را انتخاب‌ می‌کنند که مورد پسند خودشان هستند.

به امید‌‌ هاشمی رفسنجانی شدن طلبه نشوید

او نسبت به نگاه برخی از طلاب به طلبگی انتقاد کرد و گفت: برخی از طلاب به خاطر مسایل دنیوی علاقه مند به حضور در حوزه هستند؛ اگرچه معتقدم این مساله کلیت ندارد، جامعه بسیار متکثر شده؛ مثلاً شخصی نصف شب به جمکران رفته و به امام زمان(عج) متوسل شده که برای سرباز صاحب الزمان شدن در حوزه قبول شود؛ شخصی دیگری هم طلبه‌ می‌شود تا از آن برای شغل و کسب قدرت استفاده کند؛ اما به هر حال ما به همه طلاب‌ می‌گوییم که به امید‌‌ هاشمی رفسنجانی شدن طلبه نشوید یعنی اگر به امید مسند و قدرت هستید به دنبال کار دیگری به جزء طلبگی بروید و اگر‌ می‌خواهید به خاطر کمک به دین خدا طلبه شوید به حوزه بیایید.

همه مردم می‌دانند که اقتصاد دست روحانیت نیست، ولی از نظام روحانی محور انتظار و توقع دارند

او به توقع مردم از روحانیت در حل مشکلات کشور اشاره و تصریح کرد: اکنون در مجلس روحانیت تقریباً هیچ نقشی ندارد چون مجلس اول ۱۷۰ روحانی داشت و اکنون ۱۷ روحانی در مجلس حضور دارند. معلوم است که ۱۷ روحانی در میان ۲۹۰ نماینده هیچ نقشی ندارد. در کابینه دولت هم یک روحانی به عنوان وزیر اطلاعات داریم که به منظور مجتهد بودن باید روحانی باشد و نقشی در مسایل اقتصادی ندارد. اتفاقاً در جایی که این روحانی نقش دارد مسئولیت خود را به خوبی ایفا و اطلاعات را خوشنام کرده و مردم از اطلاعات نگرانی ندارند. رییس جمهور هم روحانی است، همه مردم‌ می‌دانند که اقتصاد دست روحانیت نیست، ولی کلیت نظام را‌ می‌بینند، آنها‌ می‌گویند که اگر وزیری مشکل دارد چرا روحانی رییس جمهور این وزیر را بر سر کار گذاشته است.

امروز روحانی تکنوکرات، مرتجع، روشنفکر، سوپر روشنفکر، سنتی و سوپر سنتی داریم

رییس دانشگاه ادیان و مذاهب اسلامی در پاسخ به اینکه روحانیت در شرایط فعلی کشور که دچار بحران اقتصادی است، چه کمکی‌ می‌تواند کند؟ گفت: روحانیت منابع اقتصادی ندارد که به مردم کمک کند. منابع متأثر از مردم است، وقتی مردم وضعشان خوب شود، وضع روحانیت هم خوب‌ می‌شود. اصلاً روحانیتِ منفک از مردم نداریم. ۸۰ میلیون مردم و ۸۰ هزار روحانی دارید، این یک هزارم کاملاً مینیاتور ۸۰ میلیون هستند. همه رقم طبقاتی که در میان مردم هست در میان روحانیون هم هست، به عنوان مثال روحانی تکنوکرات، مرتجع، روشنفکر، سوپر روشنفکر، سنتی، سوپر سنتی داریم. شما در عوام افرادی را پیدا‌ می‌کنید که تلویزیون روشن‌ نمی‌کنند در میان روحانیون هم هستند کسانی که تلویزیون ندارند و نگاه‌ نمی‌کنند. در عوام کسانی هستند که شمال ویلا دارند در میان روحانیت هم هستند، در عوام کسانی هستند که ماشین مدل بالا سوار‌ می‌شوند در میان روحانیون هم هستند. در میان عوام کسانی زندگی‌‌های سالمی دارند، در میان روحانیون هم چنین افرادی هستند. به همین دلیل تأکید‌ می‌کنم که روحانیت صدای بازتاب جامعه است و انقدر در هم آمیخته است که روحانیت جدای از مردم نیست. طلبه‌‌ها یک طبقه خاصی نیستند، یک بازتابی از جامعه هستند. شما هیچ کُلنی و مجموعه‌ای در میان مردم پیدا‌ نمی‌کنید که یک مجموعه کوچکتر در میان روحانیت نباشد.

او افزود: ما در خیابان افراد با تقوایی داریم که با تمام وجود و دل به آنها‌ می‌گوییم التماس دعا و آرزو‌ می‌کنیم که برای ما دعا کنند. کت و شلواری هستند ولی ۶۰ سال است که آنها را‌ می‌شناسیم زیارت امین الله و نماز شب شان ترک‌ نمی‌شود و یک دینار در زندگی آنان آلودگی نیست، آرزو‌ می‌کنیم که ما را دعا کنند در میان روحانیت هم همینطور است منتها ضریب‌ می‌خورد چون تقوا از همه خوب است ولی از روحانی بسیار دلچسب تر است. مثلاً آقای بهجت چون ضریب علم، سن و معنویت‌ می‌خورد مردم به ایشان در حدی که قابل تصور نبود، ارادت داشتند.

قوه سه گانه به خاطر کمبودها باید بارها از مردم عذرخواهی کنند

او در پاسخ به اینکه در میان اعتراض‌‌ها و نگرانی‌‌های مردم از وضعیت اقتصادی، رفاهی و… برخی از کارشناسان روحانی یا غیر روحانی، به ضرورت عذرخواهی حکومت از مردم که خواهی و نخواهی به دست روحانیت هست، اشاره‌ می‌کنند. شما موافق این نظر هستید؟ گفت: قوه سه گانه نه یک بار بلکه همیشه به خاطر کمبودهایی که در نحوه اداره حکومت هست باید از مردم عذرخواهی کنند، اما عذرخواهی‌ای از سوی آنها شاهد نیستیم، چرا به خاطر کمبودها و قصورها به طور مکرر از مردم عذرخواهی‌ نمی‌کنیم؟ همیشه عذرخواهی به معنای مقصر بودن عذرخواه نیست، خیلی وقت‌‌ها عذرخواهی نشانه کرامت عذرخواهی کننده است. شما‌ می‌بینید که مهمانی‌ می‌روید و از شما پذیرایی هم‌ می‌کنند، اما از شما عذرخواهی‌ می‌کنند و‌ می‌گویند ببخشید کم و کسری بود. این ادب ما ایرانی‌‌هاست.

او ادامه داد: به نظر من دلیل اینکه مسئولین از مردم عذرخواهی‌ نمی‌کنند به مشاورین برمی گردد، آنها به مسئولین توصیه‌ نمی‌کنند که بابت کمبودها عذرخواهی کنید. برخی از ورزشکاران اخلاق لوتی گری شان بیشتر از مسئولین است. ورزشکار در مسابقات مدال نقره کسب کرده و‌ می‌گوید از مردم عذرخواهی‌ می‌کنم که نتوانستم طلا بیاورم. نمایندگان مجلس‌ نمی‌توانند بگویند که ما در به وجود آوردن وضعیت ارزی و اقتصادی نقشی نداشتیم اگر بگویند که نقش نداشتیم فرار روبه جلوست و وضعیت بدتر است. همه مسئولین سه گانه و نمایندگان مجلس رسماً باید به خاطر نا بسامانی که پیش آمده از پیشگاه ملت عذرخواهی کنند.

از انسانیت خالی شدیم؟!

نواب در بخش دیگری از صحبت‌‌های خود به نامهربانی و منفعت طلبی در میان اکثر مردم اشاره و خاطرنشان کرد: باید برای مردم تبیین کنیم که اسلام دین رحمت و محبت است، اشِدّاءُ عَلَى الکُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم؛ چرا با هم مهربان نیستیم؟ همانطور که شما به آن اشاره کردید، این مهربانی است که برویم ۳۸ هزار سکه بخریم؟! ما که‌ می‌فهمیم با این ۳۸ هزار سکه داریم چه بلایی به سر جامعه‌ می‌آوریم؛ یعنی از انسانیت هم خالی شدیم؟! درست است که پول در دستم هست و‌ می‌ترسم که ارزش پولم کم شود ولی مردم جامعه تو، دوستان و خواهران و برادران تو هستند! متأسفانه در سطح مردم هم انصاف، محبت، رحمت و شفقت نیست.

روحانیت برای عبور از چراغ قرمز ساخته نشده است

او به وجود کینه و نا مهربانی در میان روحانیتی که لباس دین به تن دارند اشاره و تصریح کرد: اگرچه روحانیت بازتاب جامعه است، اما عملکرد روحانیت ضریب‌ می‌خورد، یعنی یک روحانی با محبت خیلی برای مردم جلوه‌ می‌کند و جلوه اصلی روحانیت باید محبت باشد. جلوه‌‌های روحانیت آیت‌الله‌‌‌ سیستانی، رهبری و آیت‌الله‌‌‌ بهجت، آیت‌الله‌‌‌ طباطبایی، شهید مطهری و شهید بهشتی است؛ محبت و شفقت در رفتار و گفتار آنان موج‌ می‌زند، آیت‌الله‌‌‌ سیستانی‌ می‌گوید: به سنی‌‌ها نگویید برادر، بگویید که جزء ما هستند. ایزدی‌‌های عراق آیت‌الله‌‌‌ سیستانی را‌ می‌پرستند، مسیحی‌‌های عراق به دیدن ایشان‌ می‌روند، در صورتی که آقای سیستانی عراقی نیست. من معتقدم ۹۰ درصد روحانیون مظهر محبت هستند؛ اما نکته‌ای که به آن اشاره‌ می‌کنید و‌ می‌گویید که میان برخی از روحانیون کینه و اختلاف وجود دارد هم درست است، همه کارهای ما ضریب‌ می‌خورد، عمل خوب و عمل بد ما ضریب‌ می‌خورد یعنی علاوه بر خوبی، بدی ما هم ضریب‌ می‌خورد. آدم با محبت در خیابان خیلی خوب است، اما یک روحانی با محبت جلوه اش بیشتر است، و یک آدم با کینه بسیار بد است ولی مردم از یک روحانی با کینه بسیار بدشان میاد. مردم عمل خوب و ضریب مثبت را از روحانیت توقع و انتظار دارند و ضریب منفی را توقع ندارند. مردم‌ می‌گویند که وظیفه و راهت این است که عمل خوبی داشته باشی، ولی بدی از روحانیت را توقع ندارند چرا که روحانیت برای عبور از چراغ قرمز ساخته نشده است. «الْحَسَنَ مِنْ کُلِّ أَحَدٍ حَسَنٌ وَ إِنَّهُ مِنْکَ أَحْسَنُ لِمَکَانِکَ مِنَّا؛ خوبی از همه خوب است ولی از تو بهتر است چون تو به ما نزدیک هستی. وَ إِنَّ الْقَبِیحَ مِنْ کُلِّ أَحَدٍ قَبِیحٌ وَ إِنَّهُ مِنْکَ أَقْبَحُ و بدی از همه بد است و از تو خیلی بد چون به ما منتسب‌ می‌شود»

متأسفانه ما همیشه زورمان به جارو فروش می‌رسد!

او در مورد علل شکل گیری فساد سیستماتیک در کشور گفت: گاهی برخی از مسئولین نهادهای دولتی هر زمان که مصلحت سازمانشان پیش آورد، مردم بیچاره را به نفع سازمان خود‌ می‌تراشند، اگر قانون به شما(مسئول) اجازه‌ می‌دهد که یک حداقلی از او(مردم) بگیری به این حداقل کفایت کنید. آقای کارشناس مالیاتی تو که از بزرگان رشوه‌ می‌گیری و مالیات را کم‌ می‌کنی ولی نوبت به این فرد بیچاره که‌ می‌رسد و وضعیت زندگی او را‌ می‌دانی و‌ می‌توانی با او حداقلی حساب کنی، چند برابر از او مالیات و رشوه‌ می‌گیری تا خطاهای خود را بپوشانی! متأسفانه ما همیشه زورمان به جارو فروش‌ می‌رسد و از او تخفیف‌ می‌خواهیم ولی اگر بخواهیم یک جنس گرانی بخریم تمام و کمال پول را پرداخت‌ می‌کنیم. همیشه به اقشار پایین دست و ضعیف ظلم‌ می‌شود.

رییس دانشگاه ادیان و مذاهب اسلامی ادامه داد: اگر همگی اعم از مسئول و غیر مسئول با دستورالعمل امام(ره) پیش‌ می‌رفتیم، وضعیت امروز را نداشتیم. علاوه بر اینکه با دستورالعمل امام(ره) فاصله پیدا کردیم با دستورالعمل پیامبر(ص)، خدا و قرآن هم دچار همین فاصله شدیم.

مردم از نماد مسلمانی منِ روحانی فراری هستند

او در بخش دیگری از صحبت‌‌های خود به دین گریزی مردم به خصوص نسل جوان اشاره و اظهار کرد: مردم از اسلام فراری نیستند از نماد مسلمانی منِ روحانی فراری هستند. مردم‌ می‌دانند که اسلام مظهر عدالت و محبت است. البته تعداد کسانی که از دین گریزان شدند و به ادیان دیگر روی آوردند در حدی نیست که نگران کننده باشد. درست است که مردم به خاطر عمل منِ روحانی از دینی که نماد آن من (روحانی) هستم، متنفر شدند و اعتقاداتشان ضعیف شده، اما به دینی که نماد آن مثلاً ترامپ هست، گرایش پیدا‌ نمی‌کنند.

او ادامه داد: به نظر من در مساله دین گریزی گذشت زمان همه چیز را جبران‌ می‌کند. از این اتفاقات در گذشته هم افتاده است. همین مردم در زمان بنی صدر در خیابان‌‌ها راه‌ می‌افتادند و به علما فحش‌ می‌دادند، بنی صدر کنار رفت و شهید بهشتی و مجموعه ایشان کم کاری‌‌ها را جبران کرد.

روحانیت تفاخری بر مردم ندارند که فخری بفروشند و دیگران را تحقیر کنند

نواب درباره موفقیت خود به عنوان رییس دانشگاه ادیان و مذاهب اسلامی در تصحیح نگاه افراد مذاهب دیگر نسبت به اسلام، گفت: وقتی منِ روحانی در دانشگاه راه‌ می‌روم و به یک بودایی احترام‌ می‌کنم، هر کسی به دانشگاه ادیان‌ می‌آید بعد از چند ماه یاد‌ می‌گیرد که به سنی‌‌ها بی احترامی نکند، در این مورد آموزشی‌ نمی‌دهیم بلکه در عمل ما‌ می‌بیند که ما چطور به یک سنی و بودایی احترام‌ می‌کنیم و یاد‌ می‌گیرد باید همه انسان‌‌ها را تحمل کنیم. من با حرف رابطه خوبی ندارم. من دو مثال‌ می‌زنم، رئیس ارامنه تهران از لبنان به ایران آمد، ایشان‌ می‌گفت که وقتی‌ می‌خواستم مامور شوم و به تهران بیایم، گفتند که تو‌ می‌خواهی سر به ارامنه ارک بزنی از خیابان جاده کمربندی قم برو، از جاده اصلی نرو اگر تو را بگیرند تکه تکه‌ می‌شوی. الان که به ایران آمدم، در جمعشان ناهار‌ می‌خورم و‌ می‌بینم که فضایی از این با صفاتر در دنیا نیست. همه کسانی که‌ می‌آیند از کشورهای دنیا همین را‌ می‌گویند. وقتی به مسیحیان‌ می‌گوییم که ۱۰۰ کتاب در مورد مسیحیت نوشتیم تعجب‌ می‌کنند. ما کار تازه‌ای نکردیم و آدم مهمی نیستیم، منتی سر کسی نداریم افراطون و ارسطو و سقراط نیستیم، بندگانی هستیم مانند سایرین. ما تفاخری بر مردم نداریم که فخری بفروشیم و دیگران را تحقیر کنیم. تحقیر و غرور در برابر دیگران کفر و شرک است و من دلم‌ می‌سوزد که برخی از دوستان ما چقدر ساده هستند و متاسفانه چه تلقی از آنها در بیرون وجود دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Real Time Web Analytics
Google Analytics Alternative