شبکه اجتهاد: به دلیل تشابهات فراوان زبان فارسی و عربی، به ویژه در سدههای اخیر، بعضاً مشاهده میشود برخی از افراد حتی در ترجمه آیات و روایات معنای فارسی و عربی برخی از واژگان را خلط میکنند و بعضاً به خلط و خطاهای بزرگی دچار میشوند.
فیالمثل، در حدیث بسیار مشهوری از امام علی(ع) دربارة زنان میخوانیم: «فَإِنَّ الْمَرْأَةَ رَیحَانَةٌ، وَ لَیسَتْ بِقَهْرَمَانَةٍ». اما بسیاری از افراد، حتی برخی از مشاهیر علمی، حدیث را به زبان فارسی چنین ترجمه میکنند که زن گلی خوشبو است نه قهرمان و پهلوان و روئینتن.
مرحوم علامه تهرانی در کتابی با عنوان رساله بدیعه که در تفسیر آیه الرجال قوامون علی النساء نوشته است، ضمن نقل این حدیث، در توضیح آن چنین آورده است: «مطلبى لطیف: در استعارهاى كه امام علیهالسّلام بكار برده، و زن را ریحانه خوانده، سرّ عجیبى نهفته است كه تمام سخنان گذشته ما را از لطافت، رقّت و احساس و سایر صفات زن، در بر میگیرد. زیرا ریحان یعنى گیاه خوشبو مانند گل است. و ریحانه در لغت به دسته گیاه خوشبو و گیاه معطّر معروف میگویند. و شادابى و طراوت وى تا وقتى است كه در بوستان و باغ و بر شاخسار یعنى محیط طبیعى خود بماند، و در كنار درخت و اصل خویش زندگى كند. و به سبب همین لطافت بسیار است كه بادى شدید، گلبرگهایش را مىپراكند و لطافت و بویش را از بین میبرد. و آن را به وادى تباهى میرساند. همینطور زن، چون قهرمان روئینتن خلق نشده، كه تحمّل شدائد را داشته باشد و مشكلات رتق و فتق امور را تحمّل كند، باید در گلزار خانوادگى خود به حفظ شخصیت و كرامت خود بپردازد و از این حدّ تجاوز نكند. ولى اگر در اجتماع مردان داخل شود، و در كار آنان دخالت كند، و متصدّى امور مهمّ گردد، باد كشندة مهالك و آفات و انحرافات، بر وى وزیدن گیرد، و وجودش را درهم شكند، و سجایاى فطرى و خدادادى و غرائز لطیف و مناسب در او را از وى بگیرد، و بوى خوش نفسانیش از بین برود. در نتیجه وجود عزیز و صفات ویژه و خلق نیكوى او به پستى گراید و ضایع گردد؛ و این مطلب ظلمى نابخشودنى در حقّ او است.»
این در حالی است که «قهرمانة» هر چند در اصل، لغتی فارسی بوده و به عربی وارد شده است (به اصطلاح، معرَّب است) اما هرگز به معنای پهلوان نبوده و نیست. بلکه به معنای «وكیل مخارج» و یا «متصدى امور دریافت و پرداخت» و یا «خادم و پیشخدمت» است. به تعبیر خلیل «القهرمان: هو المسیطرُ الحفیظُ على ما تحت یدیه». و به تعبیر ابن اثیر: «هو كالخازن و الوكیل و الحافظ لما تحت یده، و القائم بامور الرجل». کلینی در کافی نقل میکند که «اسْتَقْرَضَ قَهْرَمَانٌ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع مِنْ رَجُلٍ طَعَاماً لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ …؛ قهرمان امام صادق(ع) از مردی مقداری غذا برای امام صادق قرض گرفته بود …» روشن است که در اینجا منظور یکی از خادمان یا پیشخدمتان امام صادق و یا یکی از متصدیان امور دریافت و پرداخت آن حضرت بوده است؛ و نه پهلوان او! امام صادق پهلوانی نداشته است و اگر هم میداشت، تناسبی میان پهلوانی و استقراض طعام نیست!
شبکه اجتهاد اجتهاد و اصول فقه, حکومت و قانون, اقتصاد و بازار, عبادات و مناسک, فرهنگ و ارتباطات, خانواده و سلامت
سلام. ریحانه و قهرمانه به هر معنای ساده ای هم که برداشت شود کاملا برای عموم مردم مشخص است که زن چیست و چه خلقت جسمی و روحی دارد و همینطور مرد. زن هم زمانی ریحانه یا گل خوشبو است که همچون حضرت حضرت فاطمه و آسیه به معنتی واقعی کلمه زن خانه ،همسری عزیز و مادری مهربان باشد، و البته این هیچ منافاتی با احیانا شاغل بودن زنان ندارد ، اما مشاغلی که مربوط به امورزنان و در اندازه قدرت و توان و ظرفیت آنان باشد. اگر زنی خارج از دستور خدا عمل کرد اگر در اجتماع انسانی ، بیهوده و بی تقواظاهرشد، اگر بارمشکلات مشاغل و سختی های حضور در اجتماع را نکشید و مشکلات را به کانون گرم خانواده کشید ، دیگر ریحانه نخواهد بود. همه مردان می دانند که زن ریحانه است اما اگر مرد از سر کار سخت در اجتماع به خانه برگشت و به جای رویارویی با کانون گرم خانواده، با غُر زدن زن یا با دعوا و اختلاف زن و مادر شوهر روبرو شد، دیگر چه ریحانه ای ؟! نه آن عروس ریحانه است نه آن مادرشوهر. وقتی زن به زور پا روی فطرت و روحیات و خلقت خود میگذارد و دوست دارد که خارشترباشد ، آنوقت نباید مردان را ملامت کرد. هزار البته که این حرفها شامل مردان هم مشود.
رحمت و درود خدا برامام شهیدمان که این اصطلاح زیبا را به ما مردان یادآورشد.
سلام علیکم. همانطور که خودتان از کتب لغت آورده اید، قهرمان به خدمتکار و کنیز داخل منزل نمیگویند بلکه کسی است که بر کاری گمارده شده و سیطره بر اموری دارد. متن مرحوم علامه طهرانی هم میخواهد همین را نشان دهد. تعبیر روئین تن ایشان شاید درمقابل گل بودن قرار گرفته وگرنه در ادامه بحث مسئولیت پذیری و ارتباط با مردان را آورده اند که این در همان معنای لغوی هم وجود دارد. الان شما چه تفاوت فاحشی در متن علامه و کتب لغت دیده اید که احساس کردید باید مطلبی بنویسید. یا چه مطلب غلطی گفته اند؟