قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / آخرین اخبار / شوکی به حال نزار روشنفکری دینی

دیدگاه و نظر؛

شوکی به حال نزار روشنفکری دینی

شبکه اجتهاد: بار دیگر عبدالکریم سروش جنجال فکری گسترده‌ای برانگیخته است. بیش از دو دهه است که او را رأس جریان «روشنفکری دینی» می‌شناسند. حتی برخی از نواندیشان منتقد او معتقدند که او پایه‌گذار جریان «روشنفکری دینی» در ایران است و پیش از او ما با جریان «روشنفکری مذهبی» یا احیاگران و اصلاح‌گران دینی روبه‌رو بوده‌ایم. این سخن که به جدالی لفظی می‌ماند، نشانه‌ای از مرزبندی برخی از نوگرایان دینی با محصولات فکری سروش و شاگردان اوست. آنها از دو جهت با سروش مرزبندی می‌کنند؛ نخست آنکه او را در وضع نابسامان فرهنگی کنونی مؤثر و مقصر می‌دانند و توجیه‌های او بابت کارنامه‌اش در زمان عضویت در ستاد انقلاب فرهنگی را نمی‌پذیرند. دیگر آنکه او را مسبب سرگشتگی معرفتی بخشی از نسل جوان و دانشجوی مذهبی دهه هفتاد و هشتاد می‌دانند و می‌گویند که سروش، همه تلاش‌های شریعتی برای گرایش جوانان به دین را با تشکیک‌ها و تردیدهای معرفتی‌اش در مخاطره افکند.

سروش با فاصله‌گیری تدریجی از نظام سیاسی کشور کوشید جهت اول این مرزبندی را کمرنگ کند، ولی تشکیک‌های معرفتی‌اش را گسترش داد و باورهای مهم‌تر شیعی و حتی اسلامی را به نقد و چالش کشید. نسبت دادن محتوای قرآن به پیامبر اکرم(ص) و خواب‌نمایی قرآن، بی‌اعتبار دانستن تفسیر قرآن و جایگزینی روش مبهم «تعبیر قرآن» در سال‌های اخیر از پررنگ‌ترین تلاش‌های معرفتی شک‌آفرین او بوده است.

اما تازه‌ترین سخنرانی او که به بررسی نسبت میان اسلام و قدرت اختصاص داشت، از سوی برخی تحلیل‌گران به «وداع روشنفکری دینی با دین» تفسیر شد و انتقادهای گسترده برخی دوستداران و یاران سروش را نیز برانگیخت. او در این سخنرانی با صراحت بی‌سابقه‌ای از تمایل اسلام به قدرت و خشونت سخن گفت و کوشید نشان دهد که جریان تصوف به تعدیل این تمایل همت گماشته است.

محسن کدیور که همچون سروش از چهره‌های جریان روشنفکری دینی محسوب می‌شود، این بار نیز به نقد سروش پرداخت و نوشت که سروش متأثر از روایات اهل سنت به معرفی اسلام پرداخته و روایاتی که او برای خشونت‌زا بودن اسلام مورد استناد قرار می‌دهد فاقد اعتبار هستند.

همچنین استاد سید محمد‌هاشمی؛ از علمای نزدیک به طیف اصلاح‌طلب نیز ضمن گلایه از سروش نوشت که وی «با همه امتیازات نسبی که دارد، موجب تعجب متعمقین در این‌گونه مسائل و حیرت و سرگردانی افراد کم‌اطلاع» می‌شود. از نظر آقای‌هاشمی: «منهای محبت و عشق صوفیانه، قرآن کوچک‌ترین کوتاهی در این بُعد نداشته. چطور روا می‌دارید قرآنی که همه سُوَر آن، جز یکی، با رحمانیت و رحیمیت خداوند متعال آغاز می‌گردد اتهام خشونت به آن و رسولش بزنید؟!».

مهراب صادق‌نیا؛ جامعه‌شناس حوزوی نیز ضمن نقل قولی از مصطفی ملکیان، سخنان سال‌های اخیر سروش را «پیامد دلباختگی سروش به صورت تاریخی دین» دانست. حسن انصاری؛ استاد مطالعات اسلامی در پرینستون نیز نوشت که سخنان اخیر سروش «بی‌تردید نه با تصویری که آیات قرآن از پیامبر ترسیم می‌کند سازگار است، نه با آنچه از سیره پیامبر و روایات صحیح و اصیل ادبیات سیره می‌شناسیم و نه با آنچه از وضعیت اجتماعی و رفتاری شبه جزیره در آستانه ظهور اسلام و اوضاع عرب». او نیز همچون دیگر منتقدان، سروش را متأثر از کتب تاریخی اهل سنت دانست.

سروش در پاسخ به سیل انتقادات و اعتراضات دوستان خود کوشید با توضیح مختصری فضا را تعدیل کند: «من هرگز از خشونت سخن نگفتم. از قدرت سخن گفتم و از اینکه محمد(ص) سیاستمداری هدفدار و هوشمند و چالاک و کاردان و مقتدر بود و در مقابل کارشکنان کوتاه نمی‌آمد و از ابتدا هم گفت از سر بریدن و از جنگ پرهیز ندارد. او در چشم من یک عارف مسلح بود و یک جنبش دینی مسلحانه به راه انداخت و مؤسس قانون و اخلاق تازه‌ای بود و برای رسیدن به هدف که بسط توحید بود موانع را با قدرت از پیش پا برمی‌داشت. البته یک فرد مقتدر، صبور و آشتی‌جو و مشفق و رحیم و اهل مذاکره و مشاوره و معاهده هم می‌تواند باشد؛ چنان‌که بود. به قول ماکیاولی؛ پیامبران مسلح پیروز شدند و محمد[ص] چنین بود. به گمان من، سیره قطعی پیامبر بر این داوری صحه می‌نهد. من مطلقا به روایات مجعول و مجهول و موضوع و متروک و مدسوس تکیه نمی‌کنم. والله اعلم».

این‌که سروش تاکنون هیچ اثر علمی در زمینه تاریخ اسلام تولید نکرده، ولی درباره «سیره قطعی پیامبر» داوری می‌کند، شاید برای جامعه‌ای که عادت به اظهارنظرهای غیر تخصصی کرده، چندان عجیب نباشد، ولی به نظر می‌رسد حرکت زیگزاگی او برای فرار از تبعات سخنان اولیه‌اش به یک عادت اخلاقی برای او بدل شده که مخاطبان و منتقدان را نیز بلاتکلیف و حیران می‌کند./ راوی نیوز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Real Time Web Analytics