خانه / آخرین اخبار / ضرورت صیانت از منزلت مرجعیت؛ تضعیف مرجعیت از سوی چه کسانی و با چه هدفی؟
ضرورت صیانت از منزلت مرجعیت؛ تضعیف مرجعیت از سوی چه کسانی و با چه هدفی؟

در گفت وگوی با کارشناسان بررسی شد؛

ضرورت صیانت از منزلت مرجعیت؛ تضعیف مرجعیت از سوی چه کسانی و با چه هدفی؟

مرجعیت اگرچه بخشی از روحانیت است، اما کار ویژه‌های خاصی دارد که این نقش‌ها توسط آحاد بدنه روحانیت ایفا نمی‌شود؛ به عبارت دیگر مرجع و مرجعیت جایگاه و کارکردی دارد که نمی‌توان آن را به همه روحانیت تعمیم داد. جایگاه مراجع در تاریخ تشیع تا امروز جایگاه رفیعی است که توانسته پیروان مذهب را در دشواری‌‌ها رهنمون باشد.

به گزارش شبکه اجتهاد، پایگاه شفقنا در گفتگوهایی ضرورت صیانت و حفاظت از جایگاه و منزلت مرجعیت را با کارشناسان حوزوی مورد بحث قرار داد که در ادامه‌‌ می‌خوانید:

چارچوب‌‌های انتقادات باید حفظ شود

‌حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر مهدی فرمانیان رییس دانشکده مذاهب دانشگاه ادیان و مذاهب اسلامی، با بیان اینکه اگر ظرفیت مهمی چون مرجعیت را از بین ببریم، جامعه شیعه از هم خواهد پاشید و دیگر نخواهیم توانست در آینده آنچه که در سلاح و صدای جامعه شیعه هست را راهبرد کنیم و پیش برویم بنابراین باید توجه داشته باشیم که اگر انتقاداتی به مرجعیت داریم، در همه حال شوکت و قدرت مرجعیت حفظ شود؛ اگر اتفاقی بیفتد و شوکت مرجعیت از هم بپاشد هیچ اتحاد و انسجامی در میان شیعه وجود نخواهد داشت.

او در پاسخ به اینکه در صورتی که انتقادی به مرجعیت وجود داشته باشد، در بیان این انتقادات باید چه چارچوب‌‌هایی حفظ شود؟ گفت: افراد در مباحث انتقادی باید توجه داشته باشند که وقتی انتقاد‌‌ می‌کنند، در یک منظر عام نباشد به عبارت دیگر در بیان عموم سخن نگوید، مرجعیت به هر حال یک شأن و شوکتی دارد و انتقادات باید مستقیماً به خود او انتقال داده شود و به صورت خصوصی گفته شود. «النصیحه لائمه المسلمین» ائمه مسلمین باید نصحیت شوند، ولی همه علما در طول تاریخ چه علمای شیعه و چه علمای سنی به این مساله تصریح کردند که این نصیحت باید نصیحت در خطوط باشد یعنی نباید در عموم باشد که شوکت و قدرت آن زیر سوال برود و بشکند و مشکل ساز شود. نکته دوم اینکه ما نباید کاری کنیم که با حرفمان حوزه را از نظام جدا کنیم، اما متأسفانه گاهی با انتقاداتی که صورت‌‌ می‌گیرد این اتفاقی افتاده است.

فرمانیان گفت: بسیاری از افرادی که در رأس کار هستند و اقتصاد غرب را خواندند و آنچنان از علم اقتصاد اسلامی خبر ندارند یا آنچنان که باید به آن اعتقاد ندارند یا معتقدند که اسلام در حوزه خاصی‌‌ می‌تواند نظر دهد و در حوزه‌‌های دیگر نباید ورود کند، این حوزه‌‌ها، حوزه‌‌های تخصصی است و علم خاص خود را‌‌ می‌خواهد که این را در متون کتاب و سنت‌‌ نمی‌توان پیدا کرد بنابراین بسیاری از کسانی که انتقاد‌‌ می‌کنند از روی دلسوزی است، اما دشمن به سوء استفاده‌‌ می‌پردازد یعنی این فضای دلسوزی را به سمتی‌‌ می‌برد که به نوعی از آن بخواهد سوء استفاده کند و قدرت مرجعیت را زیر سوال ببرد. اکنون هم اگر دقت کرده باشید در طول تاریخ هر چه استعمار ضربه خورده از همین قدرت مرجعیت ضربه خورده است.

مرجع دینی، بالاترین مقام دینی تشیع است

‌حجت‌الاسلام والمسلمین سید ابوالحسن نواب، رییس دانشگاه ادیان و مذاهب اسلامی، مراجع را استوانه‌های حفظ دین خواند و افزود: تاریخ تشیع هم نشان داده است که همیشه همه‌ی ادیان و مذاهب به رهبران دینی خود احترام می‌گذارند و بعضی کشورهای چندملیتی و چند هویتی مثل لبنان به فرزندان خود یاد می‌دهند به همه‌رهبران دینی اعم از مسیحی، سنی و شیعه احترام بگذارند.

او با تأکید بر این که مرجع دینی، بالاترین مقام دینی تشیع است که اگر در کنف حفاظت و صیانت نباشد، دیگر چیزی در آن جامعه ارزش نخواهد داشت، گفت: جامعه‌ای که رهبران دینی آن بی‌ارزش می‌شوند، بقیه‌ی اشخاص، بزرگان و رهبرانش هم بزرگ نخواهند بود. پیامد تضعیف مرجعیت دینی، تضعیف همه چیز است. اگر مرجعیت، تضعیف شود، همه‌ی مبانی دینی، اخلاقی و ارزشی تضعیف خواهد شد. به اعتقاد ما حتی به رهبران ادیان دیگر هم باید احترام گذاشت. اولین پدیده‌ای که قبل از تضعیف دین اتفاق می‌افتد، تضعیف اخلاق، منش و روش است.

آنهایی که نسبت به مراجع هتک حرمت می‌کنند ولایتشان قطع است

‌حجت‌الاسلام والمسلمین احمد فرخ فال دبیر مجمع عمومی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، در خصوص پیامدهای تضعیف مرجعیت اظهار کرد: رأس هرم اسلام ناب و معارف دینی ما مرجعیت است. امام(ره) بارها فرمودند کسانی که دم از اسلام منهای روحانیت می‌زنند یا آنهایی که نسبت به مراجع هتک حرمت می‌کنند ولایتشان قطع است و کسی که ولایتش قطع شد کنترل کنندگی او در مسیر واقعی اسلام ناب از بین رفته است و کسی که کنترل کننده حرکات او در دل و جانش از بین برود هیچ اعتباری به منش، گفتار و کردارش نیست و راه را کج می‌رود. ما باید از رهبران و مراجع بزرگوار خودمان پیروی کنیم تا به لطف حق تعالی در مقابل وسوسه‌های شیطانی حفظ شویم و نقش خودمان را در نظام مقدس جمهوری اسلامی به خوبی ایفا کنیم.

او با بیان اینکه نباید در راه تضعیف یکدیگر قدم برداریم گفت: دانشگاهیان و فرهیختگان و نخبگان باید در مسیر و مسوولیتی که بر عهده آنها است ایفای نقش کنند و رهبران و مراجع دینی هم در مسیری که برای آنها تعیین شده است حرکت کنند و ما نباید تضعیف کننده دیگری باشیم. اساتید دانشگاه، فرهیختگان و شخصیت‌های برجسته علمی در ابعاد مختلف علمی برای حوزه عزیز هستند و جایگاهشان محفوظ است و جایگاه مرجعیت هم بر اساس شریعت محفوظ است.

پاسداری از مرجعیت شیعه به دلیل کارکردی است که مرجعیت در نظام فقهی شیعه دارد

‌حجت‌الاسلام والمسلمین ابوالقاسم علیدوست عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، پیرامون جایگاه مرجعیت شیعه در جامعه و لزوم صیانت از آن بیان داشت: پاسداری از مرجعیت شیعه به دلیل کارکردی است که مرجعیت در نظام فقهی شیعه داشت؛ چون مرجع در طول تاریخ هم مرجع دینی مردم بوده به این معنی که مردم، شریعت و احکام را از او‌‌ می‌گرفتند، هم مرجع تظلم خواهی و پناهگاه مردم بوده است.

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ابراز کرد: اگر کارکرد مرجعیت را در این سه محور(مرجعیت دینی، تظلم خواهی و وحدت ملی) تعریف کنیم، به ضرورت صیانت از مرجعیت پی‌‌ می‌بریم یعنی اگر کارکرد مرجعیت، کارکرد اساسی است طبیعتاً صیانت از مرجعیت هم یک حرکت اساسی است.

علیدوست با بیان اینکه این تضعیف گاهی به وسیله گروه‌‌های سفیه و کم خرد و گاهی توسط ماموران دشمن به انجام رسیده است، گفت: اگر مرجعیت را به عنوان نهادی در راس هرم ببینیم که مایه وحدت و آرامش خاطر مردم و انسجام ملی است اگر تضعیف شد همه اینها آسیب خواهد دید.

تضعیف موقعیت و مقام  مرجعیت به ضرر مردم و اهداف مذهبی و دینی تمام می‌شود

حجت‌الاسلام والمسلمین ابوالفضل موسویان عضو هیات علمی دانشگاه مفید، با تأکید بر این که حوزه‌های علمیه که محل رشد این تفکر و اندیشه است و به جامعه هم می‌تواند فکر و اندیشه دهد، حتما باید حفظ شود، اظهار کرد: چنانچه حوزه‌ی ما از دست مراجع خارج شود و بنا باشد دیگران برای حوزه تصمیم بگیرند، مرجعیت و قدرت روحانیت را از بین خواهد برد. در دوره‌ی حضرت امام بارها این مطلب مطرح شد که گاهی خواستند در مورد حوزه تصمیمی گرفته شود، امام فرمودند که تصمیم درباره‌ی حوزه را باید خود حوزویان بگیرند. با این که خود امام هم به عنوان بزرگترین مرجع آن روز بودند اما در عین حال چون مسوولیت و مقام رسمی حکومت را به دست داشتند، فرمودند که باید تصمیم در مورد حوزه را حوزویان بگیرند. به یاد دارم که آن زمان این تصمیم به عهده‌ی مرحوم آیت‌الله العظمی گلپایگانی بود.

موسویان گفت: کسانی که ناراحت بودند از سیلی‌ای که در تحریم تنباکو خوردند، مسلماً به فکر هستند به گونه‌ای حرکت کنند که این قدرت را از مرجعیت شیعه بگیرند و مرجعیت، چنین قدرتی نداشته باشد. طبیعی است که دشمنان خواهان چنین برخوردی هستند و ممکن است برخی هم ندانسته آب به آسیاب آن‌ها بریزند. تضعیف این موقعیت و مقام به ضرر مردم و اهداف مذهبی و دینی تمام می‌شود.

اگر مرجعیت، واحد بود، بسیار به عظمت مرجعیت کمک می‌کرد

حجت‌الاسلام والمسلمین حسن پویا معاون پژوهشی درنمایندگی قم موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، با بیان این که رفتار مراجع و بزرگان دین به گونه‌ای بوده که همان نگاهی که به ائمه داشتند، به ایشان نیز داشتند، گفت: در نتیجه مراجع باید به گونه‌ای رفتار کنند و واقعاً علمای بزرگ ما به گونه‌ای رفتار کرده‌اند که این جایگاه را حفظ کرده‎‌اند. مردم نیز با اطمینان و اعتقاد کامل به آن‌ها مراجعه می‌کنند و می‌کردند.

پویا ادامه داد: از سوی دیگر مردم نیز باید این مقام را قدر بدانند و به آن توجه کنند؛ برای زحماتی که آن‌ها برای حفظ دین کشیده‌اند و می‌کشند، باید این جایگاه را حفظ کنند.

این کارشناس دینی با ابراز تأسف از این که در دوران معاصر، آن گونه که باید و شاید و در قرون گذشته وجود داشته است، در این مورد رفتار نشده است، گغت: به همین دلیل چندگانگی در بین مراجع به وجود آمده است. در حالی که در گذشته، علمای بزرگ وقتی جایگاه مرجعیت پیدا می‌کردند، نه تنها اقبال نمی‌کردند که بسیار متأسف و ناراحت می‌شدند و خود را کنار می‌کشیدند و به زحمت رساله می‌دادند. حتی در مورد خود حضرت امام، همه‌ی بزرگان، شاگردان و اطرافیانشان نقل کرده‌اند که تا زمان آیت‌الله بروجردی که ایشان به هیچ وجه قبول نکردند. بعد از آیت‌الله بروجردی هم به زور و با زحمت، جایگاه مرجعیت را قبول کردند. این در حالیست که امروز در برخی فضاها رساله‌های متعدد، برخوردهای خاص و رفتارهای ناشایستی دیده می‌شود که متأسفانه آن جایگاه را در بین متدینین، روشن‌فکران و … از بین برده است. در حالی که این جایگاه  می‌توانست بسیار برتر و بالاتر باشد.

پویا تصریح کرد: ممکن است دست‌های بیگانه‌ای هم در کار باشد که این  چندگانگی را به وجود آورده است، اما به هر حال باید خود عالمان و بزرگان پرهیز و دوری می‌کردند که عظمت آن جایگاه حفظ شود و تقلیل پیدا نکند. لازمه‌ی آن هم این بود که همه، خود را محل رجوع و اعلم از دیگران حساب نکنند. اگر مرجعیت، واحد بود، بسیار به عظمت مرجعیت کمک می‌کرد. متأسفانه شاید بخش عمده‌ای از رفتارها و کردارها به بیوت مراجع برمی‌گردد. امام خمینی(ره) به این مساله هشدار و توجه می‌دادند و باید به این مساله توجه بیشتری شود.

حرکت‌هایی که به تضعیف مرجعیت منجر می‌شود

‌حجت‌الاسلام‌ دکتر حسن علی‌اکبری عضو هیأت علمی دانشگاه امام حسین(ع)، گفت: حرکت‌هایی که فکر می‌کنیم به تضعیف مرجعیت منجر می‌شود، این نتیجه را به دنبال ندارند. اگر کسانی شبهه‌ای القا و سوالی را مطرح کنند، منجر به واضح شدن ابعاد نقش مراجع و تأثیرات آن‌ها می‌شود که ممکن است از بعضی چشم‌ها پنهان بوده باشد. بر این اساس نباید نگران بعضی مسایل جزیی بود و این گونه تصور کرد که با یک سخنرانی یا یک مقاله، افراد می‌توانند مراجع را به چالش بکشند بلکه بهانه‌ای می‌شود برای این که مجموعه‌ی امت اسلامی به نقش مرجعیت بیشتر پی ببرند. نباید موضوعی مثل مرجعیت را که یک پیشینه و ریشه‌ی تاریخی عمیق و به درازای عمر اسلام و مکتب اهل بیت(ع) دارد، اینقدر خطرناک جلوه دهیم.

علی‌اکبری با بیان این که مراجع بزرگوار تقلید همواره طرفدار منافع و مصالح توده‌های مردم، همراه با مستضعفین و محرومین و متن جامعه بوده‌اند، گفت: استمرار این همراهی و مطالبه‌گری مطالبات مردم و منافع واقعی مردم، عدالتخواهی، محروم‌نوازی و عامل بودن و البته رعایت مواضع اتهام (یعنی کاری که مورد اتهام افکار عمومی قرار می‌گیرد، از خودشان یا اطرافیانشان سر نزند) خود به خود مرجعیت را حفظ می‌کند. تاکنون هم همیشه همینطور بوده است؛ هر کسی از این مسیر صحیح سلسله‌ی جلیله‌ی مرجعیت و علمای واقعی و عامل در اسلام فاصله بگیرد، به طور طبیعی آسیب می‌بیند. مرجعیت در تحولات و پستی و بلندی‌ها نشان داده است که سلامتش برای مردم همواره واضح است. هر از چند گاهی هم اگر شبهاتی مطرح شود، به دلیل صداقت، اخلاص و واقعیت فضایلی که مرجعیت تقلید در مکتب اهل بیت(ع) داشته است، به سرعت رنگ باخته و ذهنیت‌های نادرست از بین رفته است.

برای صیانت از منزلت مرجعیت باید بیوت مراجع و دلسوز حوزه به هوش باشند

‌حجت‌الاسلام علی عسکری سرپرست دفتر برنامه ریزی و هماهنگی دولت و مجلس، اظهار کرد: فقهای شیعه با برخورداری از ملکه‌ی عدالت؛ حق‌طلبی و عدم وابستگی به جریانات سیاسی و دولت‌ها در طول تاریخ همواره حافظ ارزش‌های اسلامی و منافع مردم بوده‌اند. به‌عنوان مثال با مطالعه جریان‌هایی مانند ماجرای قیام تنباکو، جریان مشروطیت، مخالفت با دیکتاتوری رضاخان و پهلوی دوم و… این موضوع مشخص می‌شود. در نتیجه با رجوع به تاریخ، در می‌یابیم که مرجعیت شیعه همواره در کنار مردم و حامی مطالبات به حق آن‌ها بوده‌اند. از این رو تضعیف مرجعیت به معنای تضعیف جایگاه مردم و منافع ایشان است.

او با بیان این که برای صیانت از منزلت مرجعیت در درجه‌ی اول باید خود فقها و بیوت مراجع و سپس فرهیختگان دلسوز حوزه و دانشگاه به هوش باشند و مواظبت کنند، اظهار کرد: این مطلب منافاتی هم با مبانی ولایت فقیه و حمایت از آن ندارد. در بسیاری از منابع اسلامی توصیه شده است که نقد قدرت و حمایت از مردم و منافع ملی کار مهم علما و فقیهان است. در طول تاریخ این اقدام آن‌ها در نهایت ایثار و پاکی انجام می‌شد و باید به همان وضع گذشته به انجام برسد. تنها در این صورت است که هم جایگاه مرجعیت شیعه محفوظ می‌ماند و هم با نفوذ معنوی آن‌ها ایثار فردی و اجتماعی بنا به ضرورت در جهت مبارزه با فساد و مفسدین در ابعاد مختلف حاصل می‌شود.

مراقب باشیم مورد سوء استفاده دشمنانِ جنبه‌‌های سیاسی دین اسلام قرار نگیریم

‌حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی مسائلی درباره ضرورت صیانت از منزلت مرجعیت شیعی به منظور صیانت و پاسداری از مذهب، اظهار کرد: مرجعیت شیعه سرپرستی و هدایت علمی و معنوی شیعیان را برعهده دارند، مرجعیت با بهره گیری از آیات و روایات و استنباط از آیات و روایات سعی‌‌ می‌کنند حکم دستوراتی که در این آیات و روایات وجود دارد را طبق موضوعات و مسایل و مشکلات روز بیان و جامعه شیعه را هدایتگری کنند. بعد از غیبت صغری تاکنون این چنین بوده و مرجعیت شیعه به بسیاری از مشکلاتی که برای شیعه پیش آمده جوابگو بودند؛ اگر مرجعیت شیعه تضعیف شود بُعد سیاسی – مذهبی شیعه هم تضعیف خواهد شد چون نهاد اصلی برای نیازهای سیاسی شیعه وجود نخواهد داشت.

او گفت: یک جریان سکولاری هستند که با اهداف خاصی سعی‌‌ می‌کنند مرجعیت شیعه را بکوبند و تخریب کنند تا مرجعیت نتواند در مورد مشکلات و مسایل اظهار نظر کنند یا اگر اظهارنظر هم کنند سخنانشان نفوذ چندانی نداشته باشد، این جریان یک جوسازی روانی در جامعه‌‌ می‌کنند و حتی گاهی از اختلاف نظرهای ما سوء استفاده‌‌ می‌کنند، مشکلات و مباحث و بحث‌‌هایی که صورت‌‌ می‌گیرد را به سمتی‌‌ می‌برند که مرجعیت را بکوبند و تخریب کنند، گاهی اوقات بعضی افراد از روی دلسوزی صحبت‌‌هایی‌‌ می‌کنند که ممکن است جنبه‌‌های درستی داشته باشد، اما سخنان را به نحوی بیان‌‌ می‌کنند که جریان‌‌های مذهبی را در مقابل هم قرار دهند و با تقابلی که به وجود‌‌ می‌آید کل جریان‌‌های مذهبی را تضعیف‌‌ می‌کند، باید مراقب باشیم که مورد سوء استفاده دشمنانِ جنبه‌‌های سیاسی دین اسلام قرار نگیریم و در پازل آنها فعالیت نکنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Real Time Web Analytics
Google Analytics Alternative