قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / آخرین اخبار / فقهِ بدون اخلاق، اصلاح‌گر جامعه نیست
فقهِ بدون اخلاق، اصلاح‌گر جامعه نیست

محمدصادق کاملان مطرح کرد:

فقهِ بدون اخلاق، اصلاح‌گر جامعه نیست

عضو هیئت علمی پژوهشکده اندیشه دینی معاصر با بیان اینکه جامعه امروز ما با وجود افزایش مناسک دینی به شدت دچار بی‌اخلاقی است، گفت: باید برگردیم و مردم را به اخلاق و صفای باطن به جای کمیت‌گرایی در مناسک دعوت کنیم.

به گزارش شبکه اجتهاد، حجت‌الاسلام والمسلمین محمدصادق کاملان، عضو هیئت علمی پژوهشکده اندیشه دینی معاصر، گفت: تعبیری جرج جرداق دارد و می‌گوید که علی بن ابیطالب(ع)، از شدت عدل در مسائل اجتماعی در محراب عبادتش به شهادت رسید. مسئله خوبی عدل و بدی ظلم دو قضیه ضروری در حوزه عقل عملی است و به علت بدیهی بودن، برهان‌بردار نیستند.

عضو هیئت علمی پژوهشکده اندیشه دینی معاصر با بیان اینکه آیات احکام قرآن در نزد فقها از ۳۰۰ تا ۵۰۰ آیه است، اضافه کرد: غیر از آیات احکام مابقی آیات مربوط به اخلاق، اعتقادات و معارفی است که انسان باید بیاموزد؛ البته برخی می‌گویند: «اعدلوا» و «اوفو بالعقود» هم حکم فقهی است، ولی به نظر من این مسئله درست نیست، زیرا این کلیات، تکلیف مکلف را روشن نمی‌کند.

کاملان تصریح کرد: به همین دلیل برخی گفته‌اند، قرآن کتاب فلسفه، عرفان، فقه و اخلاق نیست، چون باید مقولات به لحاظ موضوع و محمول درست باشد؛ قرآن خودش را کتاب نور، هدی للناس و شفاء برای دردهای روحی و باطنی و … معرفی کرده است؛ لذا کسی از این تعبیر استفاده نمی‌کند که ما به جای جراحی و استفاده از دارو آیه شریفه را در محل زخم بگذاریم و شفا بگیریم. البته یک ولی الله ممکن است با یک دعا مریضی را شفا دهد، همان طور که عیسی(ع) این کار را می‌کرد.

فقهِ بدون اخلاق، اصلاح‌گر جامعه نیست

عضو هیئت علمی پژوهشکده اندیشه دینی معاصر با بیان اینکه جامعه دینی امروز ما به شدت محتاج اخلاق است و از بی اخلاقی رنج می‌برد، اضافه کرد: ما در زمینه مناسک به وفور شاهد برنامه‌ها و مراسم‌ها اعم از روضه و جلسات عزا و شادی و پیاده‌روی اربعین هستیم و این مناسک ترویج و عمل می‌شود، اما در مسائل اخلاقی متأسفانه حتی در شهرهای بسیار مذهبی آمار و ارقام بدی وجود دارد. باید برگردیم و مردم را به اخلاق و صفای باطن به جای کمیت‌گرایی در مناسک دعوت کنیم؛ همان طور که پیامبر(ص) فرمودند که برای تکمیل مکارم اخلاق فرستاده شده‌ام. دروغ بد است، خیانت در امانت و ضایع‌کردن حقوق دیگران مسلماً خلاف اخلاق اسلامی است.

وی افزود: پیامبر(ص) فرمود که اگر همسایه و دوست تو مریض شد، ولی به عیادت تو نیامد، وقتی او مریض شد به عیادتش برو؛ همچنین اگر از کسی درخواست وام کردی و بخل ورزید و به تو نداد، ولی اگر خود او گرفتار شد، تو به او کمک کن. البته وظیفه سلسله انبیاء هم اخلاق بوده است؛ فقه دستورالعمل‌های یک مکلف و مسلمان است، ولی توجه به این نکته لازم است که فقه وقتی مؤثر است که جامعه به لحاظ اخلاقی و باطنی از طهارت برخوردار باشد.

بی‌اخلاقی و تبعات شوم آن

کاملان بیان کرد: بیش از ۳۰۰ آیه در مورد موسی کلیم است که ۱۳۶ مورد اسم موسی آمده است؛ آدم و ماجرای بهشت و وسوسه شیطان را همه می‌دانیم، حب بقاء سبب شد تا نهی خدا در مورد نخوردن از یک درخت نادیده گرفته شد و مجبور شدند به زحمت بیفتند؛ در اینجا حب بقاء و یک مسئله اخلاقی موجب شد تا آدم و حوا گول بخورند و نهی خدا را نادیده بگیرند؛ در مورد‌هابیل و قابیل هم که قرآن چند مرتبه صریحاً از آن یاد کرده است؛ حسادت در پذیرش قربانی یکی و نپذیرفتن قربانی دیگری، سبب کشته شدن‌هابیل شد.

عضو هیئت علمی پژوهشکده اندیشه دینی معاصر افزود: خداوند حکیم، علیم و قادر محال است که از کسی قربانی را بی‌جهت قبول کرده و از دیگری بی‌جهت قبول نکند، از لحاظ فقهی قربانی هر دو صحیح بوده است؛ ولی وجه اخلاقی یکی درست و دیگری نادرست بوده است. نماز یک فرد ممکن است از لحاظ فقهی کاملاً درست باشد، ولی اینکه مقبول است یا خیر بحث دیگری است؛ بنابراین نقش اخلاق و طهارت باطن حتی در قبولی نماز و احکام فقهی هم مؤثر است. «إِنَّما یَتَقَبَّلُ اللهُ مِنَ الْمُتَّقینَ»؛ خداوند عمل را از متقین می‌پذیرد.

وی افزود: در دوره نوح، ۹۵۰ سال در میان قومش به تبلیغ دین و توحید پرداخت، ولی آنان از نوح برهان و عقل نمی‌خواستند، بحث آنان این بود که چرا خدا رسالت و پیامش را توسط یک انسان دیگر مانند خود ما فرستاده و توسط ملائکه نفرستاد؛ این روحیه تکبر، غرور و نخوت سبب شد تا زیر بار نبوت نوح نروند. اشکال دیگری هم که باعث شد دعوت نوح را نپذیرند این بود که گروندگان به نوح یک مشت افراد آستین‌کهنه و کسانی هستند که سطح اجتماعی پایینی دارند.

کاملان بیان کرد: کسی ممکن است قلبش مملو از حسادت نسبت به دیگری باشد، مادامی که آن را بروز نداده، هیچ کس نمی‌گوید او مرتکب فعل حرام شده است ولی آیا این کار، حرام اخلاقی نیست؟ حرامی که موجب می‌شود در برابر سلسله انبیاء بایستم و مانع دعوت توحید شوم، بنابراین در کنار فقه باید اخلاق در جامعه تقویت شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Real Time Web Analytics