قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / آخرین اخبار / پرداختن به ابعاد فکری و عرفانی یک عالم، الزاما ترویج صوفیه نیست/ وظیفه مرجع، حکم دادن است اما تشخیص مصداق، با مکلف است
پرداختن به ابعاد فکری و عرفانی یک عالم، الزاما ترویج صوفیه نیست/ وظیفه مرجع، حکم دادن است اما تشخیص مصداق، با مکلف است

استاد درس خارج فقه و رسانه حوزه علمیه قم در گفتگوی اختصاصی با شبکه اجتهاد مطرح کرد:

پرداختن به ابعاد فکری و عرفانی یک عالم، الزاما ترویج صوفیه نیست/ وظیفه مرجع، حکم دادن است اما تشخیص مصداق، با مکلف است

در فقه رسانه، محرمات پیام رسانه سه قسم هستند: یک قسم این است که خود آن پیام یا فیلم موجب اضلال است؛ یعنی اعتقادات باطل در آن بیان می‌شود. گاهی متضمن حرام است. گاهی هم همه فیلم‌نامه حرف خوبی دارد، اما یک اثر غیرمستقیمی می‌گذارد که آن اثر غیرمستقیم حرام است و موجب اضلال و افساد در جامعه می‌شود. پس این به دلیل دلالت التزامیه موجب افساد است. تشخیص مراجعی که فتوا داده‌اند، این است که به دلالت التزامیه ساخت فیلم شمس و مولانا، موجب ترویج انحراف و افکار باطل و ضد مذهب خواهد شد.

اختصاصی شبکه اجتهاد: در پی انتشار اخباری مبنی بر ساخت فیلمی با موضوع زندگی مولانا و شمس، برخی از مراجع ساخت چنین فیلمی را سبب ترویج فرقه ضاله صوفیه دانسته و شرعاً جایز ندانستند. براین اساس، حجت‌الاسلام‌ والمسلمین عباس رفعتی که چند سالی است درس خارج فقه رسانه را در شهر قم تدریس می‌کند در گفتگوی اختصاصی با شبکه اجتهاد به بیان دیدگاه‌های فقها و مراجع در مورد ساخت سریال شمس و مولانا و نظر مختار در این زمینه پرداخت. مشروح این گفتگو به قرار زیر است:

اجتهاد: آیا ساخت سریال در رابطه با زندگی یک عارف اسلامی، الزاماً ملازم با ترویج صوفیه است؟

رفعتی: ما باید اولاً بین عرفان اسلامی و فرقه ضاله صوفیه تفاوت قائل شویم. فرقه ضاله صوفیه که به‌عنوان یک فرقه شناخته می‌شود با این صوفی‌هایی که امروزه داریم متفاوت است. در زمان امام صادق (ع) و سایر ائمه یک فرقه صوفیه‌ای در مقابل مکتب اهل‌بیت درست شده بود که این‌ها به تعبیر امام، دشمنان ما بودند. صوفی‌هایی که به‌عنوان یک فرقه منحرف شناخته می‌شوند، با تصوفی که امروزه داریم تفاوت‌هایی دارند. یکی از تفاوت‌ها این است که صوفیه یک فرقه منحرفت و ولایت شمسیه را قبول دارد و تصوف امروزی، ولایت شمسیه را قائل نیستند، بلکه ولایت قمریه را قائل‌اند. در رابطه با سؤال، این‌که آیا کسی که می‌خواهد سریالی را تهیه کرده و ابعاد عرفانی و اسلامی را می‌خواهد تبلیغ کند، موجب ترویج صوفیه می‌شود یا خیر، باید متن فیلم‌نامه را ملاحظه نمود. بدون ملاحظه متن فیلم‌نامه نمی‌توان در مورد آن قضاوت کرد و گفت این ترویج فرقه صوفیه‌ای است که ولایت شمسیه را قبول دارد یا این‌که بگوییم فیلم‌نامه درعین‌حال که به شخصیت صوفیه می‌پردازد، اما آن افکار انحرافی و باطل صوفیه‌ای که معتقد به ولایت شمسیه است را نقد می‌کند. لذا نمی‌توان گفت اگر سریالی به ابعاد عرفانی، فکری و شخصیتی یک عارف و عرفان اسلامی پرداخت، الزاماً ترویج صوفیه منحرف نیز هست.

اجتهاد: با توجه به اینکه پرداخت به زندگی یک شخصیت ذوابعاد مانند مولوی، به‌صورت‌های مختلفی می‌تواند صورت پذیرد. آیا حکم کلی به حرمت ساخت سریال در رابطه با وی صحیح است؟

رفعتی: دیدگاه‌های فقها و مجتهدین نسبت به دو شخصیت شمس و مولانا مختلف است. نه‌تنها به خاطر آن‌که ذوابعاد هستند، حتی در رابطه با تصوفشان، بعضی از مراجع که فتوا به تحریم این سریال داده‌اند، معتقدند این‌ها از فرقه منحرفه و ضاله صوفیه هستند. برخی دیگر می‌فرمایند اولاً این‌ها رگ‌هایی از تصوف و عرفان را دارند و جزء فرقه ضاله صوفیه نیستند. ثانیاً همان طورکه اشاره شد ذوابعاد هستند؛ یعنی از یک‌طرف شاعری هستند که شعرهای عرفانی، اخلاقی و اجتماعی خوبی دارند و به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین شاعران فارسی‌زبان هستند؛ و از طرف دیگر شخصیت عرفانی و معنوی دارند و از طرف دیگر هم شخصیت تصوف آن‌هاست. لذا باید گفت اگر پیام فیلم ما موجب ترویج انحراف و اضلال باشد، ساخت فیلم حرام می‌شود؛ اما اگر چنین پیامدی را نداشته باشد، بلکه اگر معتقد باشیم این شخصیت ذوابعاد است و بعد مثبت او را تبیین کرده و بعد منفی و انحرافی او را نه‌تنها ترویج نکرده، بلکه نقد کنیم، اینجا موجب نمی‌شود که ساخت این سریال حرام باشد. شاید مراجع بزرگواری که فتوا به تحریم داده‌اند، فیلم‌نامه و سناریوهایی که در آن پیش بینی شده است را دیده‌اند و به این نتیجه رسیده‌اند که این سریال، ترویج فرقه منحرف صوفیه است. اگر نتیجه‌اش چنین باشد، حرام خواهد شد. ما فیلم‌نامه را مشاهده نکرده‌ایم. بدون مشاهده فیلم‌نامه نمی‌توان گفت ساخت سریال از یک شخصیتی که ذوابعاد است، به جهت این‌که بعد منفی دارد ولو این‌که این بعد را ترویج نکنیم، حکم به حرمت داد. نکته دیگر این است که کلیت این فتوا درست است، اما در رابطه با این سریال، مهم تشخیص مصداق است که باید روی آن تأمل و بحث شود. اصل این فتوا یک حکم کلی و بر اساس مبانی فقهی و منابع دینی ما است و آن بدین‌صورت است که هر پیامی که موجب اضلال و افساد شود حرام است.

در فقه رسانه بحث کرده‌ایم که محرمات پیام رسانه سه قسم هستند: یک قسم این است که خود آن پیام یا فیلم موجب اضلال است؛ یعنی اعتقادات باطل در آن بیان می‌شود. گاهی متضمن حرام است. گاهی هم همه فیلم‌نامه حرف خوبی دارد، اما یک اثر غیرمستقیمی می‌گذارد که آن اثر غیرمستقیم حرام است و موجب اضلال و افساد در جامعه می‌شود. پس این به دلیل دلالت التزامیه موجب افساد است. تشخیص مراجعی که فتوا داده‌اند، این است که به دلالت التزامیه این مورد موجب ترویج انحراف و افکار باطل و ضد مذهب خواهد شد. اگر به کلیت بحث نگاه کنیم اصل فتوا درست است و بر اساس تشخیصی که مجتهد و مرجع تقلید داده است که موجب اضلال و افساد در جامعه است، حرام می‌شود؛ اما وقتی می‌بینیم این شخصیت دارای ابعاد مختلفی است و دیدگاه برخی از مجتهدین در تعیین مصداق بدین‌صورت است که معتقدند این دو شخصیت، شخصیت منحرف آن‌چنانی نیستند، بلکه افکار تصوف و عرفان اسلامی را دارند و به عبارتی ممزوجی از افکار صحیح و ناصحیح را دارا هستند و اگر موجب ترویج افکار ناصحیح نشود جایز است. لذا به اعتقاد بعضی، ساخت سریال از نگاه به مصداق جایز تلقی می‌شود.

اجتهاد: سخن پایانی خود را بفرمایید.

رفعتی: شأن مراجع عظام تقلید دادن حکم است و در بعضی موارد به‌خصوص در مسائل مستحدثه، بیان موضوع و تبیین و تشخیص موضوع را باید داشته باشند؛ اما این‌که این مصداق آیا مصداق این موضوع است یا خیر، برعهده مقلد و مکلفین است که تشخیص دهند. مرجع و مجتهد حکم را استنباط می‌کند که به‌عنوان‌مثال الخمر حرام. حرمت را استنباط می‌کند. خمر راهم استنباط می‌کند؛ یعنی موضوع راهم برداشت می‌کند که خمر چنین مایعی است و این‌گونه تولید می‌شود؛ اما این‌که مایعی که فلانی تهیه کرده است خمر است یا خیر، تشخیص آن با مقلد است.

در مبانی فقه رسانه بیان کرده‌ایم که ساختن فیلم و سریالی که موجب اضلال شود حرام است. موضوع شناسی هم شد که چه فیلمی موجب اضلال است. ما در بحث‌های فقه رسانه عنوان کرده‌ایم که هر فیلم حرام سه قسم دارد که قسم سوم آن این است که پیامد حرام دارد. مراجع تشخیص موضوع داده و حکم را هم تشخصی داده‌اند. ادامه آن با مکلفین است که این سریال با چنان سناریوها و این شخصیت اولی که دارد آیا مصداق این موضوع است یا خیر. براین اساس گاهی تشخیص مصداق مکلف این است که این موضوع برای او حرمت دارد؛ اما دیگری موضوع را به‌صورت دیگر می‌بیند و معتقد است موجب انحراف نخواهد شد و حرمت ندارد.

پیشنهاد این است این سریال‌ها قبل از این‌که ساخته شوند، فیلم‌نامه‌اش را در حوزه و گروهی که در این زمینه تخصص دارند بررسی کنند. هم‌اکنون هم پیشنهاد می‌کنیم باتوجه به فتوای این مراجع، تهیه‌کننده این سریال و نویسنده آن، فیلم را به حوزه عرضه کنند. ممکن است قسمت‌هایی که از آن حذف یا اصلاح شود حرمت ساخت سریال را نیز برطرف نماید.

هم‌چنین پیشنهاد می‌شود فیلم‌های سینمایی که وزارت ارشاد مجوز آن را می‌دهد اگر مسائل دینی در رابطه با حوزه و روحانیت داشته و از لباس روحانیت می‌خواهند استفاده کنند، قبل از این‌که تولید شود مجوزی از حوزه هم بگیرند تا بسیاری از آسیب‌ها و پیامدهای منفی آن برطرف گردد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Real Time Web Analytics