قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / پوشش و حجاب / چیستی حجاب و ماهیت مخاطبانش
زائری: چیستی حجاب و ماهیت مخاطبانش

چیستی حجاب و ماهیت مخاطبانش

زائری: چیستی حجاب و ماهیت مخاطبانش

حجت‌­الإسلام محمدرضا زائری، از افرادی است که سالیان متمادی پیرامون موضوع حجاب بانوان در جامعه به ایراد سخنرانی و نوشتن یادداشت و کتاب پرداخته­ است. برای آشنایی بیش­تر با نظرش در رابطه با حجاب، دو کتاب خود در این مورد، یعنی «حجاب و بی­‌حجاب» و «حجاب و باحجاب» را معرفی می‌کند. یکی از مسایل مورد تأکید وی؛ مسأله­‌ی عدم لزوم حجاب اجباری در سطح جامعه است. در این گفتار، با رجوع به  مصاحبه­‌ها و یاداشت­‌ها و دو کتابی که از ایشان موجود است، ریشه‌های این مدعا را بررسی و قضاوت را به خوانندگان می‌سپاریم.

خلاصه آنچه خواهید خواند…

بعد قبل
نه رضاخان توانست با توسل به زور حجاب را از سر مردم بردارد و نه ما می‌­توانیم با توسل به زور، افراد را باحجاب کنیم.
مخاطب ما که به حجاب اسلامی التزام ندارد، با شنیدن یک سخنرانی یا خواندن یک مقاله بی­‌حجاب نشده است که امروز از سر جهالت و ساده انگاری گمان کنیم با شنیدن یک سخنرانی یا خواندن یک مقاله حجاب را خواهد پذیرفت.
آیا با تعابیری هم­چون حیوان برهنه، خر پالان­دار، حیوان بی­‌شعور، بیمار روانی و… می­‌توان به ادب و حیا دعوت کرد؟ چه­‌قدر فاصله است میان آن ادب قرآنی و این گفتار و رفتار ما. کسی که او را حیوان بی­‌شعور و مریض روانی خوانده‌­ایم، آیا تا آخر عمرش هم با حجاب خواهد شد؟

سال­‌هاست که تمام اهتمام ما در موضوع حجاب به روسری کشیدن برای تصویر زنبور و خرگوش در کتاب­‌های قصه‌­ی کودکان منحصر شده است و حال آن‌که یک کتاب اثرگذار و یک فیلم جذاب برای موضوع حجاب نداریم که آن را به جامعه عرضه کنیم.
بعد قبل

 

حجاب یک التزام فردی و شخصی نیست که بتوان مثل نماز در خلوت و خفا خواند و یا مثل روزه بی­نشان و پنهان به آن پرداخت. بلکه یک انتخاب علنی و جدی و آشکار است که معنا و مفهوم گسترده‌­ای دارد. بانوان خارج از ایران که در بعضی محیط­‌های آزاد با منع حجاب روبه­‌رو هستند، حجاب را به عنوان یک شیوه‌­ی زندگی انتخاب می­‌کنند و کاملاً آگاهانه به این انتخاب رو می­‌آوردند. کسانی هم که در داخل ایران تربیت شده­­‌ی خانواده­‌ها و محیط­‌های خاص مذهبی هستند به ­طور طبیعی و معمولاً با نوعی تربیت خاص مذهبی و در درون محیطی رشد می­‌کنند که تا حد زیادی باورهای دینی و فکری آنها را تامین و تقویت می­‌کند. لیکن مخاطب عام و کلان که به ­صورت گسترده در داخل کشور از این دو فرصت بهره‌­مند نیست و در مقابل سیل بنیان­‌برانداز تبلیغات غربی و فضای اجتماعی ضد حجاب قرار می­‌گیرد، برای حفظ باور و پذیرش آگاهانه این انتخاب نیاز به پرورش و تربیت فرهنگی و تبلیغی دارد.

بعد از انقلاب اسلامی در ایران و در فضای خاص و استثنایی آن زمان، موقعیتی ایجاد شد که جامعه الزام عمومی به حجاب را پذیرفت، لیکن کاری که دیگران در سطوح مختلف مسؤولیت­‌های فرهنگی، دینی، تبلیغاتی و آموزشی باید انجام می­‌دادند، مغفول ماند و به درستی به آن اهتمام نشد. صورت ظاهری جامعه که رعایت حجاب بود، توهم قناعت تام و کامل در مخاطبان را برای مسؤولان ایجاد می­‌کرد و مشکلات اقتصادی و درگیری­‌های سیاسی هم مجالی باقی نمی­‌گذاشتند تا نشانه‌های پراکنده­‌ی موجود در جامعه را ببینند یا به هشدارهای کارشناسان بیدار و آگاه در گوشه و کنار توجه کنند.

بعد از انقلاب اسلامی در ایران و در فضای خاص و استثنایی آن زمان، موقعیتی ایجاد شد که جامعه الزام عمومی به حجاب را پذیرفت، لیکن کاری که دیگران در سطوح مختلف مسؤولیت­‌های فرهنگی، دینی، تبلیغاتی و آموزشی باید انجام می­‌دادند، مغفول ماند و به درستی به آن اهتمام نشد.

به دلایل آنچه در طول این سال­ها رخ داد که جز اندک تلاش­های بی ‌اثر، همه تجاهل و تغافل بود و ناگهان در دهه‌­های گذشته همه با نسلی از دختران جوان مواجه شدند که اگر چه در مهد کودک و دبستان و دبیرستان جمهوری اسلامی ایران رشد کرده بودند، ولی در واقع از آبشخور فکری فیلم­‌های سینمایی غربی سیراب می‌‌شدند و در فضای اجتماعی متفاوتی زندگی می­‌کردند که از موضوع حجاب تنها تعارف­‌ها و گفت‌­وگوهای رسمی و شعاری شنیده بودند. این نسل با ترویج مستقیم حجاب و تحمیل آن بدون بهره­‌گیری از روش‌­های تبلیغی صحیح و بدون توجه به آسیب­‌های ترویج مستقیم و رسمی و دولتی حجاب روبه‌­رو بود و از آنجا که «کل ممنوع مرغوب فیه و الانسان حریص علی ما منع» به­‌طور عادی و ناخواسته، بخشی از این نسل از آنچه به شکل مستقیم به او تحمیل می­‌شد، روی برمی­‌گرداند و به آنچه ممنوع بود، رغبت می­‌یافت. این نسل نیاز به گفت­‌وگوی صریح و روشن از حجاب داشته و دارد. نیاز به افرادی دارد که با جرأت و جسارت و با پایه­‌ی علمی و ایمانی به میدان بیایند و به ­جای تعارف و ملاحظه، بدون پرده‌­پوشی مسایل را مطرح کنند و در واقع «بی­‌حجاب» از حجاب بگویند.

جایگاه مهم زن در جامعه و اهمیت تصویر حجاب در ذهنش

صاحب­نظران در حوزه‌­ی فکر و اندیشه­‌ی اسلامی دو موضوع مهم را به عنوان چکیده‌­ی اسلام در حوزه­‌ی حیات فردی و اجتماعی معرفی می­‌کنند. در سطح فردی، حیا و ادب را به عنوان ستون اصلی خیمه سعادت انسان و در سطح اجتماعی، کانون خانواده را به عنوان ستون اصلی خیمه سلامت و صلاح جامعه قلمداد می­‌کنند. جالب اینجاست که در هر دو محور، زن فصل مشترک است. این زن و حجاب و عفاف اوست که عنصر تعیین کننده و اصلی به ­شمار می­‌رود و از این روست که امام خمینی زن را منشأ صلاح و فساد جامعه می­‌داند. این نکته در هرگونه مطالعه و برنامه‌­ریزی در زمینه­‌ی حجاب می­‌تواند بسیار جهت­‌دهنده و تعیین­‌کننده باشد.

تصویری که از حجاب در ذهن افراد نقش می­‌بندد و براساس آن تصویر به شکل ناخودآگاه برای انتخاب یا ترک حجاب تصمیم می­‌گیرند، بسیار مهم است. قضاوت حاکم در مورد حجاب در دوره­‌هایی از تاریخ، نظیر دوران صدر اسلام این بوده است که حجاب متعلق به اشراف و احرار است و طبقات فرو دست اجتماعی مانند بردگان حق حجاب ندارند. در واقع حجاب نوعی امتیاز و نشانه‌­ای برای تفاوت و اختلاف طبقه­‌ی اجتماعی در آن زمان به­ شمار می­‌رفته است و بر همین اساس بعد از حاکمیت اسلام، زنان مسلمان حق حجاب دارند، اما زنان غیر مسلمان بدون حجاب در جامعه ظاهر می­‌شوند. در آن دوره­‌ی تاریخی وقتی یک دختر سر و بدن خود را در محافل عمومی می­‌پوشاند، احساس می­‌کرد به اشراف و احرار شباهت یافته است و این­ گونه پوشش داشتن، نوعی امتیاز به حساب می­‌آمد که مورد رغبت و اشتیاق بود؛ اما امروز اگر دختری بخواهد سر و بدن خود را در محافل عمومی بپوشاند، احساس می­کند که به کدام طبقه اجتماعی شباهت یافته است؟ وقتی این دختر طی سال‌ها، گدای خیابانی را با چادر دیده است، مجرم محکوم در دادگاه را با چادر مشاهده کرده است و در مجموعه­‌های تلویزیونی و فیلم­‌های سینمایی زن خدمت­کارِ زشت، بی­سواد و فقیر را باحجاب دیده است و خانم دکتر پول­دارِ زیبا و باسواد را بی­حجاب دیده است. حال اگر این دختر سالم باشد، فارغ از استثناها و حواشی خاص، از نظر روانی چه حکمی خواهد کرد و انتخاب حجاب را پیوستن به کدام طبقه­‌ی اجتماعی خواهد دانست؟

باحجابی و بی‌­حجابی نیز از سنت الهی است

اگر ما جنس بحث حجاب را فرهنگی و سبک زندگی ببینیم، متوجه می­‌شویم که هیچ­گاه به اقتضای آن عمل نشده است. اقتضای جنس فرهنگی و سبک زندگی این است که گروه‌­های مرجع مؤثر، آن را ترویج کنند و تبلیغ غیر مستقیم در مورد آن صورت گیرد، یعنی مخاطب آن را در سریال­‌های تلویزیونی و فیلم‌­های سینمایی و امثال اینها ببیند؛ اما اگر این بحث جنس عبادی و اعتقادی داشته باشد به مخاطب چنین القا می‌­شود که باید این میل را در خودت بکشی، در حالی که دیگران امیال درونی خودشان را نمی­‌کشند.

در نظام خلقت سنت‌­ها و قوانینی حاکم است که برای افراد و جوامع و زمان­‌های مختلف ثابت و یکسان است. آثار وضعی برخی رفتارها و رخدادهای اجتماعی و پیامدهای طبیعی در موضوعاتی مثل حجاب نیز همین­گونه است و در چنین وضعیتی وقتی پدیده‌­ای در جامعه ظاهر شد، باید در پی سبب و عامل بود. سال­‌هاست که تمام اهتمام ما در موضوع حجاب به روسری کشیدن برای تصویر زنبور و خرگوش در کتاب­‌های قصه‌­ی کودکان منحصر شده است و حال آن‌که یک کتاب اثرگذار و یک فیلم جذاب برای موضوع حجاب نداریم که آن را به جامعه عرضه کنیم. سال‌­هاست تلویزیون و مطبوعات ما زن­‌های مجرم را در دادگاه با چادر مشکی نشان داده است و زن‌های موفق را در سریال­‌های تلوزیونی، فیلم­‌های سینمایی و گزارش‌­ها با همین حجابی نشان داده است که الآن از آن شاکی هستیم. سال­‌ها زن چادری و محجبه، خدمت­کار، کلفت، بی­سواد و فقیر بوده است و با نام‌­هایی مثل فاطمه و معصومه خطاب شده است و زن کم­‌حجاب و رنگارنگ، خانم خانه، باسواد و ثروتمند بوده است و نامش همیشه ژیلا، کتایون و نانسی است.

فیلم‌­های ما به وضوح نشان می­‌دهند که دختر دانش‌­آموز تا ظهر در مدرسه با حجاب است، ولی عصر که می‌‌شود، بی‌حجاب به خرید می­‌رود و این یعنی حجاب موضوعی متعلق به تصمیم و باور شخصی آن دختر نیست، بلکه ناشی از اجبار رسمی نهادهای حاکم است. در همان فیلم‌­ها و سریال­‌ها و حتی کتاب­‌ها و مجلات، زن خانواده از خیابان و کوچه تا محل کار و جمع خصوصی خانواده تا آشپزخانه و رختخواب با حجاب کامل دیده می‌شود و این یعنی نادیده گرفتن مهم‌­ترین رکن و اساسی­‌ترین مفهوم حجاب که همان تضاد میان محرم و نا­محرم و تفاوت میان حریم داخلی و حریم خارجی است.

در شرایط فعلی انتخاب حجاب، غیرعادی است

یک دختر عادی و معمولی در جامعه­‌ی ما پانزده یا بیست سال از طریق پیام­‌های غیر مستقیم و موثر تبلیغی زیر هجوم و شبیخون فرهنگی است و در طرف مقابل از طریق پیام‌های رسمی و مستقیم کم اثر به حجاب دعوت می­‌شود. این در حالی‌ست­ که در عمل و صحنه‌­ی واقعی به چشم خود می­بیند که حجاب داشتن برای درس خواندن، کار پیدا کردن، ازدواج و کسب درآمد نه‌­تنها کمک کننده نیست، بلکه گاه یک مانع مهم است.

موارد استثنایی مانند خانواده‌­های مذهبی و محیط­‌های خاص فکری و فرهنگی را اگر کنار بگذاریم به طور طبیعی و براساس فطرت و نظام روحی و روانی که خدا به این نوجوان و جوان داده است، اگر حجاب را انتخاب کند، کاری غیر عادی کرده است و برعکس، گزینش بدحجابی رفتار طبیعی و منطقی اوست. اگر از قانون و اجبار حرف بزنیم و بگوییم قوانین اجتماعی را باید دختران در ایران اسلامی رعایت کنند و حجابشان را رعایت کنند، دو اشکال پیش می­‌آید: یکی اینکه چرا از زن ایرانی در خارج از کشور هم توقع حجاب داریم؟ دوم اینکه پس اهداف تربیتی انقلاب اسلامی برای رشد و تعالی مخاطب چه می‌­شود؟ آیا اگر این دختر در کوچه و خیابان به ظاهر حجابش را کاملاً حفظ کند، اما در قلب و دل خود هیچ باور و ایمان و عقیده‌­ای نداشته باشد، خیال ما راحت می­‌شود و کار خود را تمام شده می­‌دانیم؟ هدف نظام اسلامی مثل دیگر نظام­‌ها و دولت­ها تسلیم ظاهری و خضوع نمایشی مخاطب نیست، بلکه قرار بوده است با دل و جان برای اقناع قلبی و درونی مردم کار کنیم نه برای اسکات و خاموش کردن ظاهری آنها. دیگر حکومت­‌ها با جسم مردم کار دارند که اگر خاضع شد، هدفشان تأمین شده باشد، اما اسلام با جان مردم کار دارد و برای تربیت آمده است.

نکته‌­ی تلخ در تفاوت ماجرا این است که آنجا به اسم مخالفت با دین خشونت می­‌ورزیدند و همین، گروهی از مردم را بیش­تر به دین ترغیب می­‌کرد و اینجا به­ نام دین خشونت نشان می­‌دهیم و گروهی از مردم را از دین فراری می­‌کنیم.

بزرگ­ترین اشتباه رضاخان این بود که گمان می­‌کرد با زور و ضرب مأمور می‌شود حجاب را کنار گذاشت و وقتی همه سرشان برهنه شد، ایران می‌­شود بلاد راقیه. بزرگ‌ترین خطا و اشتباه امروز ما هم از طرف دیگر قضیه است که خیال می­‌کنیم با فشار و قهر نیروی انتظامی می­‌شود، حجاب را ترویج کرد؛ اما حقیقت این است که نه رضاخان توانست با توسل به زور حجاب را از سر مردم بردارد و نه ما می‌­توانیم با توسل به زور، افراد را باحجاب کنیم. نکته‌­ی تلخ در تفاوت ماجرا این است که آنجا به اسم مخالفت با دین خشونت می­‌ورزیدند و همین، گروهی از مردم را بیش­تر به دین ترغیب می­‌کرد و اینجا به­ نام دین خشونت نشان می­‌دهیم و گروهی از مردم را از دین فراری می­‌کنیم. نکته­‌ی تلخ دیگر در شباهت ماجرا این است­ که در هر دو حالت، توسل به زور نشان دهنده­‌ی ناتوانی و ضعف است و معنی صریحش این است ­که ابزارهای دیگر نظیر تبلیغ، تشویق و تهدید به هزار و یک دلیل کارگر نیفتاده است، پس در نهایت از سر اضطرار و ناچاری دست به دامان چماق و پلیس شده‌­ایم.

هر چیزی به اندازه‌­ی خود

نیاز به یک تحقیق جامع در سیره­‌ی حضرات معصومین­ علیهم­‌السلام داریم تا مشخص شود آن بزرگواران در حیات فردی و اجتماعی بیش­تر روی چه چیزی تأکید می­کردند تا نسبت و اولویت اعمال به ترتیب برای ما روشن شود، سپس در مقام اجرا در جامعه برای هر کدام از آنها به میزان مورد نیازش تشویق، تهدید، اصرار و اغماض کنیم. ما که ادعا داریم که پیروان حضرت محمد صلی­‌الله علیه و آله و خاندان پاکش هستیم و آنان را پزشک روح و جان خود می‌­دانیم، باید برای تشخیص سلامت حیات فردی و اجتماعی خود به سیره‌­ی آنان مراجعه کنیم و واکنش خود را در مقایسه با موضوعات مختلف با سیره‌­ی آنان بسنجیم. اگر دروغ بدترین و زشت­‌ترین گناه برای سلامت جان و ایمان شمرده می­‌شود، باید ببینیم نوع واکنش ما در سطح جامعه نسبت به این زشت­‌ترین گناه که طبق روایات بدتر از شرب خمر و سرقت است، چه‌گونه است و چه­‌قدر آن را زشت می­دانیم. در مورد غیبت که از زنا شدیدتر و خطرناک­تر است، آیا به همان مقدار نگران می­‌شویم و واکنش نشان می­‌دهیم؟ یا برعکس حضور نداشتن کسی در نماز جماعت را آن اندازه زشت می­‌شماریم؟ شک نیست که هر خطا و جرمی از آن رو که نافرمانی خداست و هم به ­دلیل اینکه تأثیر خود را بر حیات فرد، جامعه، طبیعت و حتی نظام آفرینش می­‌گذارد، باید به میزان اهمیت و حساسیت خود در خور توجه باشد. باید نگاه کرد که پیامبر صلی­‌الله علیه و آله و اهل بیت علیهم‌­السلام کجا با نرمی و آهستگی توصیه و نصیحت کرده‌­اند و کجا فریاد کشیده‌­اند و از جای برخاسته‌اند. بحث بر سر این سنجش و نسبت است. اگر ترکیب روح و جان آنان را الگوی سلامت ایمان خود می­‌دانیم، باید ببینیم اولویت‌­ها و نسبت­‌ها چیست؟

حجاب و عوامل فراگیر آن

موضوع حجاب پاره­‌ای از پیکره‌­ی بزرگ جامعه و قطعه‌­ای کوچک از پازلی بزرگ است. نمی­‌شود مشکلات قوه‌­ی قضاییه، رواج ریا، نفاق، ظلم و ستم در برخی مراکز، فساد اداری، رشوه، گرانی، فقر و هزار و یک مشکل دیگر که همه به هم مرتبطند را نادیده بگیریم و فقط در این میان مسأله‌­ی حجاب را هم­چون موضوعی مستقل معالجه کنیم. سال­‌هاست ما در مقابله با عوامل ترویج و تبلیغ گسترده­‌ی فساد مماشات می­‌کنیم و هر چند وقت یک بار به مقابله­‌ی خشن و نمایشی و تحریک‌­آمیز با مردم کوچه و خیابان می­‌پردازیم. با آن واردکننده و پخش‌­کننده‌­ی اصلی نوارها و سی­‌دی­‌های مبتذل کاری نداریم یا اگر به دادگاه و محاکمه برسد، با یک جریمه‌ی مختصر روانه­‌اش می­‌کنیم، ولی به دختر جوانی که با خانواده‌­اش به پارک آمده است، توهین می­‌کنیم. حجاب و بی­‌حجابی یک ادا و نمایش نیست که با فرمایش محقق شود یا از میان برود. هم حجاب ریشه دارد و بنیان و اساس می‌­خواهد و هم بی­‌حجابی، هر کدام بدون لحاظ عمق فرهنگی و عقبه­‌ی فکری و تاریخی و فقط اگر به ظاهر و پوسته­‌اش اکتفا کنی، مثل هر رنگ و لعاب دادن دیگری دو روز هم دوام نمی­‌آورد و به نتیجه نمی­‌رسد.

اساسی­‌ترین مبنای حجاب، ادب و حیا و عفاف است و حجاب ظاهری در واقع فقط نمود و ظاهر آن حجاب درونی است. آیا با عقل و منطق می­‌شود برای ترویج حیا و ادب با بی­‌حیایی و بی‌­ادبی حرف زد؟ کافیست که شما ادبیات استفاده شده در موضوع حجاب را در سخنرانی­‌های همین یکی دو سال اخیر نگاه کنید. آیا با تعابیری هم­چون حیوان برهنه، خر پالان­دار، حیوان بی­‌شعور، بیمار روانی و نمونه‌­هایی بسیار زشت­‌تر و بدتر می­‌توان به ادب و حیا دعوت کرد؟ چه­‌قدر فاصله است میان آن ادب قرآنی و این گفتار و رفتار ما. کسی که او را حیوان بی­‌شعور و مریض روانی خوانده‌­ایم، آیا تا آخر عمرش هم با حجاب خواهد شد؟

حجاب در فرهنگ اسلامی نوعی رفتار و شیوه­‌ی زندگی است که مبتنی بر باورهای دینی و در بستر فرهنگ دینی شکل می­‌گیرد و ریشه­‌اش حیا و عفاف است. از ابتدا حجاب یک تظاهر بیرونی صرف نیست که فقط یک شکل خارجی داشته باشد و حکم شرع براساس این فرم و نمود ظاهری صادر شود. در واقع حجاب ساده‌­ترین و نازل­ترین سطح مفهوم حیا و عفاف است. آنچه بیش­تر از ظاهر حجاب اهمیت دارد، در حقیقت آن باطن حیا و عفاف است. اگر آن باطن باشد ظاهر به طور طبیعی حفظ خواهد شد. اگر آن حقیقت و باور قلبی وجود داشته باشد، شخص در کره­‌ی ماه هم که باشد، خودش را می‌­پوشاند و حریم خود را حفظ می­‌کند؛ اما اگر به زور و اجبار به حفظ حجاب، او را وادار کنیم تا مراعات و تظاهر کند، در آن صورت با کم‌­ترین بهانه‌­ای حجاب را کنار می‌­گذارد و مثل فنر منتظر فرصت است تا در یک سفر خارجی یا خارج از محیط رسمی خود را از این قید و بندی که به اکراه پذیرفته است، آزاد کند.

در واقع حجاب ساده‌­ترین و نازل­ترین سطح مفهوم حیا و عفاف است. آنچه بیش­تر از ظاهر حجاب اهمیت دارد، در حقیقت آن باطن حیا و عفاف است. اگر آن باطن باشد ظاهر به طور طبیعی حفظ خواهد شد.

من معتقدم ابزارهای قانونی و راه­کارهای جدی برای مقابله با ساختار شکنی­‌های اجتماعی همیشه لازم است. هیچ کسی نمی­‌تواند منکر این شود که اساس مشکل پخش و توزیع مواد مخدر یا فیلم‌­های مستهجن را فقط با کار فرهنگی نمی‌­توان حل کرد. همه می‌­دانیم که دست‌­های مختلفی در کار گسترش فساد و فحشا هستند و عوامل گوناگونی از مسایل اقتصادی تا سیاسی در آن دخالت م‌ی­کنند، اما بحث بر سر تقدم و تأخر و میزان سهم‌‌بندی راه­کارهاست.

حکمت تدوین تدریجی احکام دینی، تأکید بر باور درونی و رشد آن باور قبل از بروز تظاهر بیرونی است. رسول اکرم صلی­الله علیه و آله، روز اول که تشریف آوردند از حجاب، نماز و روزه حرف نزدند. خدا ابتدا می­‌خواست با «اقرا و ربک الاکرم» به انسان یادآوری کند که مخلوق «احسن تقویم» است و به او بگوید که تو اهل کرامت و بزرگواری هستی، تو کوچک و حقیر نیستی که آلوده­‌ی دنیا شوی، سپس بعد از چند سال که از بزرگی و کرامت و عزت او حرف زد، می‌­گوید که چون بزرگ و بزرگوار هستی، نماز بخوان، حجاب و حیا داشته باش و روزه بگیر. مشکل نظام تبلیغی ما این است که براساس شیوه­‌ی خدا عمل نمی­‌کنیم، همان روز اول که مخاطب به مسجد آمد، می‌­خواهیم غسل میت، احکام روزه، تجوید قرآن و اسرار شب اول قبر را با هم به او تلقین کنیم. هنوز از کرامت و ارزش او حرف نزده‌ایم، توقع داریم که حجابش همان حجاب مادر و دختر خودمان باشد.

دوست و دشمن بر ضد حجاب

رفتارهای تهاجمی دشمن از بیرون و رفتارهای دوستان نادان از درون، باعث شده است که در طول سال­‌های اخیر، ارزش­‌ها و نگرش­‌های زنان جامعه­‌ی ما تغییر کند. با حجابِ رفتارها و گفتارهای ناپسند برخی اشخاص حقیقی و حقوقی، روح زیبا و دل­پذیرِ مفهومِ ارزشمند حجاب پوشانده شده است و به همین دلیل وضعیت حجاب در جامعه­‌ی ما چنان شده است که می­‌دانیم و می­‌بینیم. حجاب معلول است، نه علت و باید علت را جست­‌وجو کرد و برای حل مشکل باید عاقلان دردمند به میدان بیایند. عقل می­‌گوید که باید برای معلول چاره‌­اندیشی کرد، نه برخورد. عقل حکم می­‌کند که برخورد باید با علت باشد و باید مشکل را از ریشه حل کرد و تا زمانی که مشکل از اساس و ریشه حل نشود، هرچه برخورد ظاهری و مقطعی با معلول صورت بگیرد، نه تنها اتفاق مثبتی نمی افتد، بلکه مشکل عمیق‌­تر می­‌شود. چنان­که در موضوعات مختلفی مانند ویدیو و ماهواره و اینترنت و بالاخره حجاب دیده‌­ایم و می‌­بینیم.

در دهه‌­های اخیر و پس از وقوع انقلاب اسلامی گرایش عمومی بانوان به حجاب نشان داد که از دل همان وضعیت اسف­بار فرهنگی و اجتماعی زمان طاغوت، می­‌توان مادران و زنانی یافت که پس از سال‌­ها بی‌­حجابی، انتخاب تازه­‌ای داشته باشند و بندگی خدا و التزام دینی را برای سعادت ابدی خود برگزینند. واقعیت تلخی که باید خواسته یا نا خواسته به آن اعتراف کنیم، این است که حجاب بخشی از یک مجموعه­‌ی به هم پیوسته است نه جزیی جداگانه و متفاوت از آن. اگر التزام ما به حقیقت اسلام و دعوت­‌های وحیانی و ارزش‌­های اخلاقی و اجتماعی فرهنگ اسلامی جدی باشد و در شؤون مختلف و سطوح گوناگون به آن پای­بند باشیم، بی­‌شک می‌­توان در بدترین شرایط نیز شاهد درخشش التزام عمومی به حجاب بود؛ اما اگر به مرور در عرصه­‌های اساسی و مسایل بنیادین دچار تساهل و تسامح شدیم و سیاست، اقتصاد، اشتغال، رفتار و گفتار ما اسلامی نبود، نمی­‌توانیم انتظار داشته باشیم که حجاب ما اسلامی باشد.

بابصیرت با حجاب برخورد کنیم

در همه­‌ی امور اجتماعی تنها زمانی می­‌توان کارکردی صحیح و شایسته داشت که بصیرت وجود داشته باشد. کار مؤثر و درست در موضوع حجاب نیازمند تحلیل درست و دقیق است و تحلیل صحیح نیز تنها بر اساس اطلاعات صحیح و دقیق حاصل می‌­شود. متأسفانه بسیاری از ما در همه­‌ی امور قایل به ضرورت تخصص و صلاحیت هستیم جز در امور فرهنگی و اجتماعی. احساس تعهد و دل­سوزی به­ تنهایی برای دخالت افراد ناصالح و بی‌­تجربه در این ­گونه امور کافی نیست. نصب پوسترها و پلاکاردها و تابلوهای رنگارنگ با مضمون تکریم حجاب خوب است، ولی آیا کسانی­‌ که حجاب را رعایت نمی­‌کنند، تنها به ­خاطر یک پوستر و تابلو که در ترویج بی­‌حجابی بوده است، به این شکل درآمده­‌اند که با یک پوستر و تابلو تغییر کنند؟ مخاطب ما که به حجاب اسلامی التزام ندارد، با شنیدن یک سخنرانی یا خواندن یک مقاله بی­‌حجاب نشده است که امروز از سر جهالت و ساده انگاری گمان کنیم با شنیدن یک سخنرانی یا خواندن یک مقاله حجاب را خواهد پذیرفت. گاه ترک عمل و دخالت نکردن در این امور نتیجه­‌ی بهتری دارد از آنچه این روزها شاهدش هستیم. سال­هاست که طرح­‌ها و برنامه­‌های مختلف برای مبارزه با بد­حجابی و ترویج حجاب مثل طرح عفاف و گشت ارشاد و امثال آن اجرا شده است و روز به روز اوضاع بدتر و آشفته‌­تر شده است. بسیاری از صاحب­‌نظران و کارشناسان مسایل فرهنگی طی سال‌­های گذشته به اشکال گوناگون نسبت به این موضوع هشدار داده­‌اند و خطا بودن برنامه‌­ها و طرح‌­های موجود را گوشزد کرده‌­اند، اما متأسفانه کم­تر به این اظهار نظرهای دردمندانه توجه شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Real Time Web Analytics