شبکه اجتهاد: بیانات رهبر انقلاب در جمع دستاندرکاران برگزاری «همایش بینالمللی تفسیر تسنیم» منتشر شد. بیاناتی که علاوه بر تعابیر ویژه نسبت به شخصیت آیتالله جوادی آملی و تفسیر برجسته ایشان، «تفسیر تسنیم»، اشارات مهمی درباره جایگاه تفسیر در حوزههای علمیه داشت و از ضعف و کمککاری حوزههای علمیه، بهویژه حوزههای علمیه شیعه در طول تاریخ حکایت میکرد: «در مقوله تفسیر قرآن… حوزههای مختلف ما، در طول زمان، خیلی کمکاری داشتهاند».
البته این تذکر جدیدی نیست و موضوعی است که بارها و در فرصتهای گوناگون توسط رهبر انقلاب بیان شده است. این سخن را کسی میگوید که خود در سالهای حضور در مشهد و فعالیت در حوزه علمیه خراسان، تأکید فراوانی بر تفسیر و تبیین قرآن کریم داشته و حتی میتوان گفت محور مبارزاتش، همان جلسات تفسیر در مدارس علمیه و مساجد بوده است. جلسه تفسیر «پایینخیابان»، درس تفسیر مسجد کرامت، مسجد صدیقیها، مدرسه میرزاجعفر، تفسیر رمضانیه مسجد امام حسن(ع)، درس تفسیر مسجد قبله و…
او این ضرورت را ۵۲ سال پیش هم در ازدحام مسجد کوچک امامحسن مشهد بیان کرده بود: «من امروز بیش از هر چیز شناخت قرآن را لازم میدانم و لذا این ضرورت را احساس کردهام و در حوزه علمیه قم و مشهد گفتم که بیایید دروس فعلی را به مدت ۲۰سال متوقف کنیم و بپردازیم به قرآن و خودم مدت ۶سال است درس تفسیر میگویم».
حتی زمانی که ساواک درسش را بهخاطر تفسیر آیات بنیاسرائیل و اشاره به صهیونیسم تعطیل کرد، همگان را توصیه میکرد: «… ولی شما از اطراف قرآن پراکنده نشوید… تمام بدبختیهای امروز ما در اثر نداشتن علم قرآن است. قرآن مرهم تمام زخمها و جراحتهاست…»
واقعیت این است که محوریت علوم در حوزههای علمیه با فقه و اصول و مجتهدپروری است و فارغ از ارزشگذاری نسبت به این رویکرد، نتیجه اجتهادمحوری در حوزههای علمیه، کاهش توجه به سایر علوم و فنون حوزوی، از کلام و حدیث تا تبلیغ و رسانه و… بوده است. در این میان علوم قرآنی بهطور عام و علم تفسیر بهطور خاص نیز از این کمتوجهی بینصیب نمانده است.
«قرآن» در کنار سنت و عقل، مهمترین منبع استنباط احکام فقهی است و فقه ضرورتا باید به قرآن رجوع داشته باشد. اما طبیعی است که رجوع ضروری حوزه علمیه فقهمحور به قرآن، صرفا از باب منابع استنباط است؛ رجوعی که فقط تعدادی از آیات قرآن را دربرمیگیرد که قابلیت استنباط صریح حکم شرعی را داشته باشند.
این دسته آیات که به «آیاتالاحکام» مشهور هستند، شامل حدود ۳۰۰ تا ۵۰۰ آیه میشود که گرچه در فقه بررسی میشوند، اما فقط بخشی از آنها در مقدمات استنباط قرار میگیرند. مشخص است که این تعداد در نسبت با کل آیات قرآن، رقم بسیار کوچکی را دربر میگیرد.
بدین ترتیب بهتعبیر رهبر انقلاب وضعیت حوزههای علمیه بهگونهای بوده است که از ابتدای طلبگی تا انتهای اجتهاد، ممکن بود هیچگاه نیازی به رجوع مستقیم به قرآن پیدا نشود و طلبه به همان آیاتی که در ضمن دروس ادبی و فقهی اشاره شده، اکتفا کند. گرچه در همان حوزه علمیه تلاشهای فراوانی صورت گرفته و آثار گرانسنگی نظیر تفسیر المیزان به نگارش درآمده، اما این فعالیتها فردی بوده و قرآن و تفسیر در ساختار رسمی حوزه علمیه جایگاه خاصی نداشته است.
حوزههای علمیه در سالهای اخیر در تلاش بوده تا این خلأ را با راهاندازی دروس مختلف علوم قرآنی و بهویژه تفسیر پوشش دهد؛ اما بیان دوباره آن توسط رهبر انقلاب نشاندهنده کافی و به نتیجه نرسیدن این تلاشهاست.
بهنظر میرسد صرف تعریف مواد درسی و قرار دادن علوم قرآنی به عنوان درسی جنبی در کنار فقه و اصول برای رفع این دغدغه کافی نیست و ارتقای جایگاه تفسیر و سایر علوم حوزوی را باید در اصلاح نظام ارزشی تکساحتی حوزههای علمیه جست.
به تعبیر رهبر انقلاب پرداختن به تفسیر باید «به یک فرهنگ باثبات تبدیل شود» و علاوه بر جایگاه اجتهادی که برای فقه و اصول تعریف شده است، جایگاهی نیز برای تفسیر و سایر علوم حوزوی تعریف شود تا عالم شدن در «تفسیر هم به معنای ملّا شدن باشد» و «ارج و قربی» که نسبت به فقها و اصولیون دیده میشود، برای مفسرین حوزه نیز دیده شود.