تأثیر دروس ولایت‌فقیه امام خمینی در صف‌بندی‌های سیاسی

به مناسبت سالروز آغاز درس‌های ولایت‌فقیه امام خمینی در نجف،
تأثیر دروس ولایت‌فقیه امام خمینی در صف‌بندی‌های سیاسی

شبکه اجتهاد: امام خمینى (ره) در روز چهارشنبه اول بهمن ماه ۱۳۴۸ (۱۲ ذیقعده ۱۳۸۹) بحث حکومت اسلامى را زیر عنوان «ولایت فقیه» در مسجد شیخ انصارى در نجف اشرف آغاز کرد.

آن روز که این بحث مطرح شد، مبارزان ایرانى از نظر اهداف و آرمان چند دسته بودند:

۱. سلطنت‌‌طلبانى که مى‌‌خواستند «شاه سلطنت کند، نه حکومت» و اجراى قانون اساسى، آزادى انتخابات و آزادى قلم و بیان از آرمان‌‌هاى نهایى آنان به شمار مى‌‌رفت.

۲. گروه‌‌هایى که داراى اندیشه‌‌هاى ماتریالیستى و مارکسیستى بودند و جامعه بى‌‌طبقه را از آرمان‌‌هاى خود مى‌‌شمردند و رژیم‌‌هاى شوروى و چین الگوى حکومتى بود که آنان دنبال استقرار آن در ایران بودند.

۳. جاه‌‌طلبانى که با رژیم شاه بر سر قدرت دعوا داشتند و موضع‌‌گیرى‌‌هاى آنان بر پایه جنگ قدرت بود.

۴. ناراضى‌‌هایى که براى به دست آوردن کار، نان، مسکن، شغل و پست به فعالیت‌‌هاى سیاسى کشیده شده بودند.

۵. نیروهایى که روى اهداف دینى و اعتقادى با رژیم شاه سرناسازگارى داشتند. این عناصر از نظر ایده و انگیزه چند دسته بودند:

الف) کسانى که اختلاف‌شان با رژیم شاه ریشه‌‌اى و مبنایى نبود. از رواج فساد و فحشا، بى‌‌حجابى، شراب‌‌فروشى، برپاشدن عشرت‌کده‌‌ها و مراکز فساد رنج مى‌‌بردند و از ظلم‌‌ها و بى‌‌عدالتى‌‌ها انتقاد مى‌‌کردند و اگر شاه دولتى را بر سر کار مى‌‌آورد که به اینگونه مفاسد اجتماعى پایان مى‌‌داد و حقوق مردم را رعایت مى‌‌کرد، سرجاى خود مى‌‌نشستند و به اعتراض و انتقاد پایان مى‌‌دادند و اصولاً روى سخنان آنان با دولت‌‌ها بود و با شخص شاه سخنى نداشتند.

ب) عناصرى که افزون بر آنچه در بند الف آمد، در مورد سلطه بیگانگان بر ایران، ارتباط رژیم شاه با اشغالگران فلسطین، تصویب و اجراى قوانین خلاف اسلام و رخنه و نفوذ عوامل صهیونیستى مانند «بهایى‌‌ها» در پست‌‌هاى کلیدى کشور نیز انتقاد داشتند و گاهى با قلم و با بیان به پرخاشگرى و افشاگرى دست مى‌‌زدند، با این وجود با اساس نظام به مخالفت برنمى‌‌خاستند.

ج) مقاماتى که نسبت به شخص شاه و دودمان پهلوى ذهنیت داشتند، رژیم شاه را به‌حق دست‌‌نشانده بیگانگان مى‌‌دانستند و حاکمیت شاه را براى اسلام و استقلال ایران خطرناک و زیان‌بار ارزیابى مى‌‌کردند و اگر از سوى صاحب‌‌منصبان ارتش و یا برخى از رجال سیاسى کودتایى در ایران روى مى‌‌داد و رژیم شاه واژگون مى‌‌شد، بى‌‌تردید با پشتیبانى آنان روبه‌‌رو مى‌‌شد البته به این شرط که رژیم جدید به قوانین اسلام و قانون اساسى پایبند مى‌‌بود و به حقوق مردم احترام مى‌‌گذاشت.

د) کسانى که افزون بر واژگونى رژیم شاه، خواهان اجراى قوانین اسلام بودند، خواه زیر نام «حکومت اسلامى» یا حکومت مردمى و ملى.

ه) مقاماتى که نظام شاهنشاهى را ضداسلامى مى‌‌دانستند و رسماً هوادار تشکیل حکومت اسلامى بودند؛ البته دارندگان این اندیشه و تز در آن روز محدود بودند.

واقعیت این است که آن روز که امام نهضت را آغاز و دنبال کردند، بسیارى از کسانى که سر در راه او گذاشتند، نمى‌‌دانستند که هدف او از نهضت و مبارزه چه مى‌‌باشد و چه مى‌‌خواهد. برخى بر این باور بودند که با الغاى قوانین مخالف اسلام مانند کاپیتولاسیون و قطع رابطه با رژیم صهیونیستى و… خواسته‌‌هاى امام تأمین مى‌‌شود و مبارزه پایان مى‌‌پذیرد، شمارى نیز مى‌‌پنداشتند واژگونى رژیم شاه، هدف نهایى امام است.

طرح حکومت اسلامى از سوى امام و پافشارى روى این موضوع که «وظیفه ما تشکیل حکومت است» راه آینده را روشن و هدف نهایى نهضت را مشخص کرد و پرده‌‌هاى ابهام را کنار زد. (نهضت امام خمینی، ج۲، صص۷۱۵-۷۱۲)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Real Time Web Analytics