شبکه اجتهاد: مؤسسه مبارکه امام علی (ع) مناظرهای را میان دو استاد فلسفه و فقه پیرامون «نقش عقل در فقه» ترتیب داده و صوت و خلاصهای از آن را هم منتشر کرد. این مناظره با چنین موضوعی، از اقدامات بسیار مفید و مثمر ثمری است که باید مکررا در حوزه علمیه تکرار شود. علی الخصوص با نظر به دغدغهای که دبیر جلسه تکرار مینمود و از «لزوم بروزرسانی فقه در دنیای امروز» میگفت. پیرامون این مناظره چند نکته قابل طرح است که تقدیم میشود:
نکته اول: حضرت استاد رمضانی از اساتید فلسفه و عرفان و از شاگردان خاص مرحوم علامه حسن زاده آملی (ره) است. خلاصه ایده ایشان در این مناظره را میتوان اینگونه توضیح داد: «ما دو خط معقول و منقول داریم، تا بخش منقول در لباس عقل درنیاید، مقبول نیافتد. همه احکام دین عقلی است و ما میتوانیم با تفکیک ملاکات اصلی از ملاکات تبعی در شریعت، آن بخش از ملاکات تبعی را که سازگار با دنیای امروز نیست کنار گذاشته و ملاک اصلی را معیار قرار دهیم. این دغدغه منحصر در احکام سیاسی و اجتماعی نیست، بلکه در مسئله نجاست ماء قلیل نیز باید به کمک عقل به آن ملاک اصلی راه یافته و آن را معیار احکام فقهی نجاست ماء قلیل قرار دهیم. و هکذا در صلاه مسافر، در غنا، در زکات، در ربا، در سنگسار و… مقصود از عقل نیز همانا «عقل عملی» یا «عقلا بماهم عقلا» است. اگر در زمان صدر اسلام، سنگسار کردن یک امر عقلایی محسوب میشد، امروزه دیگر عقلائی نیست و باید ملاک دین در حدود را مدنظر قرار داد و متناسب با دنیای امروز ابزارهایی را جهت مجازات انتخاب کرد که با عقلابماهم عقلا سازگاری داشته باشد. ملاک اصلی در صلاه مسافر حرجی بودن آن است نه مسیره یوم یا ثمانیه فراسخ. امروزه نمیتوان براساس این عناوینی که در روایات آمده است، مشی نمود و باید همان ملاک اصلی را مدنظر قرار داد و از جمود بر ظواهر دین اجتناب ورزید.»
نکته دوم: حضرت استاد علیدوست که از اساتید فقه و اصول حوزه علمیه قم هستند اینطور فرمایش میکردند: «بنده در میانه دو دیدگاه ایستادهام؛ دیدگاه نص محوری که عقل را در محدوده شریعت و فقه تعطیل میکند و دیدگاهی که بنیان تفقه را عقل قرار داده و تحلیل نصوص را برپایه ادراکات عقل قرار میدهد. به نظر میرسد، نظر صائب و درست آن است که در معیار همان فقه جواهری حرکت کرده و تلاش شود که بر مبنای «نص محوری» که در این فقه تأسیس شده است، به این نکته تفطن گردد که باید در استظهار و استنباط از نصوص به مقاصد و ادراکات عقل نیز توجه داشت، نه آنکه عقل و ادراکاتی که از ملاکات پیدا میکند، بنیان و اساس برای استخراج نظریات فقهی باشد. از این رو، با وجود نقاط اشتراکی که میان بنده و آقای رمضانی برقرار است، نقطه اختلاف برجستهای هم وجود دارد.»
نکته سوم: مجری جلسه، جناب آقای ملکی تلاش دارد تا دیدگاه هر دو استاد را در یک خط موازی قرار داده و بر این نکته چندین بار تأکید میورزد، که در مقابل استاد علیدوست تأکید بر وجود اختلاف در عین برخی اشتراکات دارد. و به نظر میرسد، اگر کسی با اندیشههای استاد علیدوست آشنا باشد، این سخن را پذیرا باشد که آنچه در بیانات استاد رمضانی آمد، نه از پایگاه فقه و نه در قرب به فقه جواهری بود، بلکه از منظر و منظار فلسفه و عقلانیت فلسفی به اجتهاد نگریسته شده و این توقع از ناحیه ایشان وجود داشت که میتوان بر محور معیارقرار دادن عقلانیت، فتاوای غیرسازگار با دنیای امروز را کنار گذاشت.
نکته چهارم: پیشنهادی که خدمت این مؤسسه مبارکه و دغدغهمندان عزیز در برگزاری این جلسات دارم این است که پایگاه و موقعیت جلسه را به خوبی ترسیم نمایند. توضیح مطلب اینکه، اگر سؤالی که در مناظره طرح میشود، از پایگاه «فلسفه فقه» است، بله میتوان یک طرف در این مناظره را از اهالی فلسفه اسلامی استفاده کرد، همچنان که میتواند طرف مقابل از پایگاه روشنفکری دینی هم وارد گفتگو شود. همانطور که در این مناظره قرابت بیان و اندیشه استاد رمضانی به جریان روشنفکری دینی مشهود بود، همچنان که میتوان آن را به گونهای صغرای «فقه مقاصدِ عامی» هم دانست. اما اگر بنا بر این است که وارد فقه شده و برخی موضوعات و مسائل فقهی مورد بررسی و کنکاش عقلی قرار بگیرد، صحیح آن است که هر دو طرف مناظره اهل تخصص در فقه و از مجتهدین و فقیهان باشند تا نتیجهای علمی و مفید از مناظره به دست آید. طبعاً کسی این نکته را انکار نمیکند که هرگونه مناقشهای در خصوص فتاوای فقهی، نه تنها متوقف بر اشراف به آراء و ادله و روش استنباط فقهی بوده، بلکه نیازمند ممارست در این فن و توغّل در استنباطِ جواهری است و صرف برخورداری از جایگاه فلسفی و عرفانی کفایت نمیکند.
شبکه اجتهاد اجتهاد و اصول فقه, حکومت و قانون, اقتصاد و بازار, عبادات و مناسک, فرهنگ و ارتباطات, خانواده و سلامت