اختصاصی شبکه اجتهاد: نهاد علم در حوزههای علمیه، همواره بر پایه مباحثه، مناظره و نقدِ متقابل آراء استوار بوده است. با این حال، گاهی آفتهایی چون نادیدهگرفتن انصاف، تعرض به شخصیت مخالف، یا فضای بایکوت علمی، مسیر گفتگوهای علمی را به حاشیهای ناهموار میکشاند و از غایت اصلی آن یعنی کشف حقیقت دور میسازد.
خداوند متعال در قرآن کریم، والاترین چارچوب را چنین ترسیم میفرماید: «ادْعُ إِلىَ سَبِیلِ رَبِّکَ بِالحِْکْمَهِ وَ الْمَوْعِظَهِ الحَْسَنَهِ وَ جَدِلْهُم بِالَّتىِ هِىَ أَحْسَن»؛ (نحل: ۱۲۵) دعوت باید با حکمت، اندرز نیکو و نیکوترین شیوه استدلال همراه باشد. در این میان، سیره عملی امام رضا (علیهالسلام) در مناظرات با دانشمندان ادیان و مذاهب گوناگون، گنجینهای غنی برای استخراج «منشور اخلاقی بحث علمی» به شمار میرود. تأمل در آن سیره، ما را به مؤلفههایی رهنمون میسازد که میتواند فضای نقد و گفتگو را از تنشهای نابجا پیراسته و به مسیر اصیل خود بازگرداند.
۱. عدالتمحوری و رعایت انصاف در نقد
نخستین و بنیادیترین اصل در هر گفتگوی علمی، رعایت عدالت و انصاف در مواجهه با آرای مخالف است. (عیون أخبار الرضا علیهالسلام، ۱/۱۶۸) انصاف علمی ایجاب میکند که نقد، بر پایهٔ مبانی و مبادی مقبولِ طرف مقابل صورت پذیرد و نه بر اساس قرائتهایی که خودِ او آنها را نمیپذیرد. تأمل در این نکته ظریف، چه بسا بسیاری از نزاعهای علمی را به اختلافی سطحی یا سوءفاهمهای قابل رفع تقلیل دهد. به عنوان نمونه، اگر در یک قاعده اصولی یا فقهی، خوانشهای متعددی وجود داشته باشد و هر دو طرف، قرائتِ خاصی را باطل بدانند، اما یکی از طرفین، قرائت جدیدی از آن قاعده ارائه کند و آن را با همان اصطلاحات بپذیرد، طرفِ مخالف نباید بر اساس آن قرائت باطلِ مشترک (که هیچیک بدان قائل نیستند) به ارزیابی و نقد بپردازد. چنین رویکردی نه تنها خلاف انصاف است، بلکه گفتگو را به بیراهه میکشاند و مانع از تمرکز بر نقاط واقعی اختلاف میشود.
۲. احترام متقابل؛ نقدِ محتوا نه شخصیت
از دیگر مؤلفههای حیاتی در اخلاق علمی، تفکیک قاطع میان «نقدِ مطلب» و «تعرض به شخصیت» است. هر اندازه یک دیدگاه علمی نادرست یا ناتمام باشد، این امر هرگز مجوزی برای هتک حرمت، تحقیر یا برچسبزنی به صاحب آن دیدگاه نیست. تجربه تاریخ علم نشان داده است که بزرگترین پیشرفتها، در فضایی رقم خورده که طرفینِ گفتگو، ضمن نقدِ جدیِ محتوایی، یکدیگر را به عنوان صاحبانِ اندیشه محترم شمردهاند. سیره امام رضا (علیهالسلام) در مواجهه با جاثلیق و رأس الجالوت، گواه روشنی بر این معناست که ایشان با وجود ردّ کاملِ استدلالهای طرف مقابل، هیچگاه به ساحتِ شخصیتی آنان تعرض نکردند و همواره اصلِ اکرام و کرامت انسانی را پاس داشتند. در فضای علمی حوزه، ضرورت دارد که نقدها صرفاً به ارزیابی ادله، مقدمات و نتایج منطقیِ مکتوب یا گفتاریِ مخاطب معطوف شود و هیچگاه به حاشیهپردازیهای شخصیتی کشیده نشود. (بحار الأنوار، ۴۹/۷۶-۷۷؛ عیون أخبار الرضا علیهالسلام، ۱/۱۶۴)
۳. نفی اجبار و پرهیز از بایکوت علمی
متأسفانه در برخی مجامع علمی، گاه روشهایی نظیر بایکوتِ فکری، طردِ یکجانبه یا اعمال فشارهای غیرعلمی برای خاموش کردن صدای مخالف، به کار گرفته میشود که نه تنها با روحِ حقیقتجویی در تعارض است، بلکه به اعتبار و کارآمدیِ خودِ فضای علمی نیز آسیب میزند. در سیره رضوی، نه تنها اثری از این گونه روشها دیده نمیشود، بلکه امام (علیهالسلام) با صراحت، میدانِ استدلال را برای مخالفان باز میگذاشتند و هرگز آنان را به پذیرشِ حق، مجبور نمیساختند. جالب آنکه حتی پس از آنکه مخالفان در مناظره، درمانده و محقَّر میشدند، حضرت به جای بهرهگیری از موقعیتِ برتر برای تحمیل عقیده، راهِ پذیرشِ آزادانه را پیش رویشان میگذاشتند. این روش، نه تنها نشاندهنده اوجِ اخلاق مداری، بلکه مؤید آن است که ایمان و باورِ قلبی، با اجبار و اکراه سازگار نیست و در عرصه دانش نیز، اقناعِ منطقی، یگانه راهِ مؤثرِ تأثیرگذاری است. (بحار الأنوار، ۴۹/۷۶-۷۷)
۴. بازگذاشتن میدان سخن و احترام به آزاداندیشی
امام رضا (علیهالسلام) در مناظرات خود، همواره به طرف مقابل فرصت میدادند تا تمامیِ ادله و شبهات خود را بدون هیچ کاستی و محدودیتی بیان کند و هیچ مطلب ناگفتهای برای او باقی نگذارد. (عیون أخبار الرضا علیهالسلام، ۱/۱۶۸) این گشادهدستیِ روشمند، نشاندهنده نهایتِ اعتماد به نفسِ علمی و نیز التزام به اصلِ آزاداندیشی است. این سنت حسنه، در سیره علمی بزرگان معاصر، همچون شهید مطهری، نیز بازتاب داشته است؛ ایشان با آنکه به انحرافاتِ فکریِ برخی نحلهها کاملاً واقف بودند، اما همواره بر ضرورتِ طرحِ دیدگاههای مختلف (حتی مخالف با اسلام) تأکید میکردند و معتقد بودند که باید میدانِ سخن را گشود تا با پاسخهای قاطع، مستدل و قانعکننده، نادرستیِ آنها اثبات شود، نه با سانسور و بایکوت. این رویکرد، هم موجب پویاییِ فضای علمی میشود و هم قدرتِ استدلالیِ مدافعانِ حق را به محکِ آزمون مینهد.
۵. توجه به عمقِ واقعی اختلافات
یکی از ظریفترین نکاتی که در آدابِ بحث علمی باید بدان توجه شود، سنجشِ دقیقِ میزانِ اختلاف است. چه بسا بسیاری از نزاعهای علمی، در واقع، اختلافی بنیادین نیست، بلکه ناظر به مراتبِ تأثیرِ یک دلیل یا قرینه است. برای نمونه، در بحثِ اصولی، ممکن است یک طرف، شیء خاصی را «قرینه بر تقیید و تخصیص» بداند، در حالی که طرف دیگر آن را صرفاً «ما یصلح للقرینیه» و موجبِ اجمالِ ظهور تلقی کند، بدون آنکه به حدِّ تخصیص برسد. این دو دیدگاه، هرچند از جهتِ نتیجه، تا حدودی با هم تفاوت دارند، اما این تفاوت، به هیچرو سزاوارِ تندزبانی، بزرگنماییِ اختلاف، یا نسبتهای ناروا نیست. رعایتِ ادبِ علمی ایجاب میکند که دایره اختلاف را بزرگتر از آنچه هست نشان ندهیم و با فروتنیِ علمی، به دنبالِ نقاطِ اشتراک و شفافسازیِ دقیقِ محلِّ نزاع باشیم.
سخن پایانی
آنچه از تأمل در آیه شریفه و سیره عملیِ امام رضا (علیهالسلام) و نیز رویه علمای راستین به دست میآید، ترسیمِ فرایندی اخلاقمحور برای نقد و گفتگوی علمی است که در آن، انصاف، احترام، آزادیِ بیان، پرهیز از اجبار و نیز شناختِ دقیقِ عمقِ اختلافات، ارکانِ اساسی را تشکیل میدهند. حوزه علمیه، به عنوانِ مهدِ تفقه و اجتهاد، بیش از هر نهاد دیگری نیازمندِ نهادینهسازیِ این منشور است تا فضای نقد، از هرگونه آفتِ اخلاقی و روشی پیراسته شود و گفتگوهای علمی، به جای دامن زدن به تنشها، زمینهسازِ همافزاییِ اندیشهها و تقریبِ هرچه بیشتر به حقیقتِ نابِ معارفِ دینی گردد. باشد که این سیره نورانی، الگویی عملی برای همه ما در مواجهه با آرای گوناگون قرار گیرد.
نویسنده: دکتر بلال شاکری، عضو هیئت علمی مرکز تخصصی آخوند خراسانی
شبکه اجتهاد اجتهاد و اصول فقه, حکومت و قانون, اقتصاد و بازار, عبادات و مناسک, فرهنگ و ارتباطات, خانواده و سلامت