تحلیلی از پیام اخیر رهبر انقلاب درباره «وحدت کلمه» و «اتحاد مقدس»

تحلیلی از پیام اخیر رهبر انقلاب درباره «وحدت کلمه» و «اتحاد مقدس»

«وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ» انفال، آیه ۴۶

«از خدا و پیامبرش اطاعت کنید و با یکدیگر نزاع نکنید که سست می‌شوید و قدرت و شوکت شما از میان می‌رود؛ و شکیبایی کنید که خدا با شکیبایان است». این آیه، مبنای قرآنی روشنی برای این گزاره است که اختلافات داخلی و نزاع‌های فرسایشی، موجب «فشل» (سستی و شکست) و «ذهاب ریح» (از دست رفتن اقتدار، هیبت و قدرت اجتماعی) می‌شود؛ ازاین‌رو در ادبیات فقه حکمرانی، یکی از مهم‌ترین مستندات وجوب حفظ انسجام اجتماعی و پرهیز از رفتارهایی است که جبهه داخلی را تضعیف می‌کند.

«لازم است به شما مردم باوفا و سرافراز ایران عرض شود که از جمله اصولی‌ترین امور در این برهه، اصرار بر وحدت کلمه و اتحاد مقدّس در همه‌ی سطوح مردم و مسئولان و در تمام عرصه‌ها برای تحقّق آرمان‌های بلند انقلاب اسلامی و تأمین عزّت و استقلال ایران عزیز خصوصاً در برابر دشمن جنایتکار و حیله‌گر امریکایی است».(سید مجتبی حسینی خامنه‌ای۲۶  تیر ماه ۱۴۰۵)

اختصاصی شبکه اجتهاد: پیام اخیر رهبر معظم انقلاب صرفاً یک توصیه اخلاقی یا دعوتی عاطفی به همدلی نیست؛ بلکه در منطق فقه حکمرانی، فرمانی راهبردی برای صیانت از کیان امت اسلامی و حفظ اقتدار ملی در برابر دشمنان به شمار می‌آید. هنگامی که ولیّ امر مسلمین بر ضرورت حفظ انسجام اجتماعی و پرهیز از هر اقدامی که به شکاف در صفوف ملت بینجامد تأکید می‌ورزند، این بیان از سنخ ارشاد اخلاقی صرف نیست، بلکه ناظر به یکی از مهم‌ترین واجبات حکومتی، یعنی «حفظ نظام» است؛ اصلی که فقهای امامیه آن را از عالی‌ترین مصالح شرعی و اجتماعی دانسته‌اند.

از این منظر، هرگونه رفتاری که در فضای جنگ ترکیبی و نبرد شناختی، زمینه تضعیف اعتماد عمومی، تشدید دوگانگی‌های اجتماعی یا القای ضعف در ارکان نظام را فراهم سازد، صرفاً یک خطای سیاسی یا رسانه‌ای نیست؛ بلکه می‌تواند در تعارض با مصلحت عالی امت اسلامی و مقتضای حفظ نظام قرار گیرد. از همین رو، تأکید رهبر انقلاب بر اینکه نقد نباید به نسبت‌های ناروا، تخریب شخصیت‌ها و گسستن رشته وحدت ملی بینجامد، ترسیم مرز روشن میان «نصیحت خیرخواهانه» و «تخریب آسیب‌زا» است.

شگفت آنکه برخی جریان‌ها، در حالی که پیام رهبری آشکارا بر همگرایی و انسجام استوار است، همان پیام را دستاویزی برای تعمیق اختلافات و استمرار منازعات داخلی قرار می‌دهند. چنین رویکردی، اگرچه ممکن است با شعار دلسوزی و انقلابی‌گری همراه باشد، اما در عرصه واقعی جنگ شناختی، نتیجه‌ای جز فراهم ساختن خوراک تبلیغاتی برای دشمن و کاهش سرمایه اجتماعی نظام ندارد. دشمن، بیش از آنکه به قدرت سخت چشم بدوزد، در پی کشف نشانه‌های گسست در جبهه داخلی است و هر صدای تفرقه، هر اتهام بی‌دلیل و هر تخریب غیرمنصفانه، می‌تواند همان علامت ضعفی باشد که ماشین تبلیغاتی او در جست‌وجوی آن است.

در فقه سیاسی اسلام، وحدت جامعه اسلامی صرفاً یک فضیلت اخلاقی نیست، بلکه نعمتی عمومی و حقی اجتماعی است که حفظ آن بر همگان واجب و تعرض به آن، در مواردی که به تضعیف امت و تقویت دشمن بینجامد، می‌تواند مشمول عناوینی چون «اعانه بر اثم»، «ایجاد وهن» و «اخلال در مصالح عمومی» گردد. از این رو، مسئولیت اهل قلم، فعالان رسانه‌ای و جریان‌های سیاسی، در شرایط حساس کنونی، تنها بیان نقد نیست؛ بلکه نقدی است که در چارچوب عدالت، انصاف، حفظ حرمت اشخاص و رعایت مصالح عالی جامعه اسلامی صورت گیرد.

امروز میدان اصلی رویارویی، تنها میدان نظامی نیست؛ بلکه میدان ادراک‌ها، روایت‌ها و اراده‌هاست. در چنین آوردگاهی، انسجام ملی خود نوعی قدرت نرم بازدارندگی است؛ قدرتی که پیش از آنکه از تجهیزات نظامی سرچشمه گیرد، از همبستگی دل‌ها، اعتماد متقابل مردم و مسئولان و تبعیت آگاهانه از رهبری حکیم جامعه اسلامی نشأت می‌گیرد. از همین رو، هشدار رهبر انقلاب مبنی بر اینکه «دشمن نباید هیچ علامت ضعفی از ما دریافت کند»، صرفاً توصیه‌ای امنیتی نیست؛ بلکه قاعده‌ای راهبردی برای همه کنشگران سیاسی، رسانه‌ای و اجتماعی است.

در هنگامه نبرد، هماهنگی جبهه خودی، شرط پیروزی است و هر سخن یا رفتاری که شکاف در این جبهه ایجاد کند، خواه ناخواه در خدمت راهبرد دشمن قرار خواهد گرفت؛ هرچند انگیزه گوینده خیرخواهانه باشد. نیزه‌ای که باید متوجه دشمن باشد، اگر به سوی درون جبهه خودی بازگردد، پیش از آنکه دشمن را زخمی کند، توان مقاومت جامعه را خواهد فرسود.

از این‌رو، وحدت در اندیشه رهبری، سرمایه‌ای تمدنی و سپری برای امنیت ملی است؛ سپری که استحکام آن از ایمان، بصیرت و همدلی ملت شکل می‌گیرد. هر اندازه این سپر استوارتر باشد، دشمن در تحقق اهداف خود مأیوس‌تر خواهد شد؛ اما اگر بر اثر تخریب‌های بی‌ضابطه، اتهام‌زنی‌های ناروا و اختلاف‌افکنی‌های مستمر،رخنه‌ای در جبهه انقلاب پدید آید، همان رخنه، مسیر نفوذ دشمن و نقطه آسیب خواهد شد.

امروز بیش از هر زمان دیگر، پاسداری از وحدت، پاسداری از اقتدار نظام اسلامی است و صیانت از حرمت مسئولان در چارچوب انصاف و عدالت، بخشی از صیانت از سرمایه اجتماعی کشور محسوب می‌شود. جامعه‌ای که در برابر دشمن، یک‌صدا و یک‌دل بایستد، شکست‌ناپذیر خواهد بود؛ اما جامعه‌ای که سرمایه وحدت خود را در آتش نزاع‌های فرسایشی بسوزاند، پیش از آنکه از بیرون آسیب ببیند، از درون فرسوده خواهد شد. از این منظر، وحدت نه صرفاً یک فضیلت اخلاقی، بلکه ضرورتی فقهی، عقلی و راهبردی برای استمرار عزت، امنیت و اقتدار امت اسلامی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Real Time Web Analytics