جایگاه اصحاب امام صادق (ع) در رجال

گفتاری از استاد علی نصیری؛
جایگاه اصحاب امام صادق (ع) در رجال

شبکه اجتهاد: برخی از صاحب نظران از جمله توثیقات عام را تمام راويانى می‌دانند که از آنان به عنوان اصحاب امام صادق (ع) در رجال شیعه یاد می‌شود؛ معنای این سخن آن است که به عنوان مثال تمام راویانی که شیخ طوسی در رجال خود با عنوان اصحاب امام صادق (ع) یاد کرده است، مشروط به آن که تضعیف نشده باشند، دارای وثاقت خواهند بود؛ هر چند که در باره وثاقت آنان هیچ توضیحی ارایه نشده باشد.

به عنوان نمونه شيخ حرّ عاملى در باره یکی از راویان به نام «خليد بن أوفى» چنین آورده است:

«اگر گفته شود كه «خلید بن اوفی» و تمام اصحاب امام صادق (ع)، به استثنای كسانى كه ضعف آنان ثابت شده است، ثقه هستند، سخن بعيدی نيست؛ زيرا شیخ مفيد در ارشاد و ابن شهر آشوب در معالم العلماء و طبرسى در اعلام الورى چهار هزار تن از اصحاب امام صادق (ع) را توثيق كرده اند. گرچه در منابع رجالى و حديث اسامى اصحاب امام صادق (ع) به سه هزار تن نمى رسد. علامه و برخى ديگر گفته اند كه ابن عقده نام چهار هزار تن را از لابلاى كتب رجال جمع آورى كرده است.»

همان گونه كه صاحب وسائل اعلام كرد، نخستين بار شيخ مفيد از وثاقت اصحاب امام صادق (ع) سخن به ميان آورد. سخن شیخ مفید در این باره چنین است: «اصحاب حديث اسامى راويان ثقه از امام صادق (ع) را به رغم اختلاف دیدگاه‌ها و نگرش‌ها گرد آورده اند که شمار آنان چهار هزار تن شده است.»

ابن شهر آشوب نيز در این باره مى گويد: «علومى كه از امام صادق (ع) نقل شده، از هيچ كس نقل نشده است. اصحاب حديث اسامى راويان ثقه را به رغم اختلاف آنان در آراء و مذاهب گرد آورده و شمار آنان چهار هزار تن شده است.»

چنين گفتارى از سوی عالمانی؛ همچون علم الدين مرتضى نسابه، شيخ طبرسى، محقّق، علامه حلى، شهيد ثانى، شيخ عبد الصمد؛ پدر شيخ بهايى و علامه مجلسى نيز نقل شده است.

اين مدّعا از چهار جهت مورد مناقشه قرار گرفته است:

یک؛ از ظاهر عبارت‌هاى طرفداران اين نظريه و نيز از واقعيت‌هاى تاريخى بر مى آيد كه چهار هزار تن شمار مجموعه كسانى بوده است كه محضر امام صادق (ع) را درك كرده و از ايشان دانش آموخته اند و اصطلاحاً از اصحاب ايشان به شمار مى روند؛ با اين حال چگونه ممكن است همه آنان را ثقه دانست؟! آيا اين ادعا نظير ادّعاى متكلمان و محدّثان اهل سنت نيست كه معتقد به عدالت تمام صحابه پيامبر اکرم (ص) هستند؟!

دو؛ در اين عبارت‌ها آمده است كه اين راويان داراى اختلاف عقيده و رأى بوده اند. به گواهى اسناد تاريخى گروهى از محدثان اهل سنت حتى بينان گذاران فقه اهل سنت؛ همچون مالك بن أنس (م 179) و نيز شمارى از راويانى كه در عقيده تشيع دچار انحراف شده بودند، پیش يا پس از انحراف، از خرمن دانش امام صادق (ع) بهره گرفتند. حال چگونه می‌توان همه آنان را ثقه دانست؟!

سه؛ شيخ طوسى شماری از افراد؛ همچون منصور دوانيقى؛ حاكم بنى عباس را جزء راويان و اصحاب امام صادق (ع) برشمرده است. با اين حال، چگونه مى توان مدّعى شد كه همه راويان امام صادق (ع) ثقه هستند؟!

چهار؛ اگر قرار باشد همه كسانى كه به عنوان راويان امام صادق (ع) برشمرده شده اند، موثق تلقی شوند، با توجه به آن كه عمده روايات از آن حضرت و از رهگذر همين راويان نقل شده است، بخش عمده كوشش رجالیان براى دستيابى به حقيقت حال اين دست از راويان، لغو و بيهوده خواهد بود؛ زيرا اگر قرار باشد چنين شمارى از راويان در يك ارزيابى كلى و همگانى ثقه باشند، ديگر چه نيازى است كه براى اثبات وثاقت آحاد آنان اين همه كنكاش انجام گيرد؟!

از نظر ما این مناقشات قابل دفاع نیستند؛ زیرا باید به سه نکته اساسی توجه داشت:

یک؛ صحابه امام بودن تنها به این معنا نیست که فرد چند روزی در درس و جلسه گفت و شنود یک از ائمه اهل بیت (ع) حضور یافته باشد، بلکه در عنصر معنایی آن همراهی، همدلی و همصدایی نهفته است. این مدعا در باره صحابی پیامبر اکرم (ص) بودن هم صادق است. روایت ذیل یکی از شواهد مدعا است:

«مردی در خراسان سوگند خورد که اگر معاویه از اصحاب پیامبر باشد او همسر خود را طلاق دهد. فقهاء فتوا به لزوم طلاق همسر او دادند، اما چون از امام رضا (ع) نظر خواستند، حضرت برای ایشان نگاشت که همسرش طلاق داده نمی‌شود. امام در تبیین علت این حکم فرمود: «قلت هذا من روايتكم عن أبي سعيد الخدري أن رسول الله ص قال لمسلمة يوم الفتح و قد كثروا عليه أنتم خير و أصحابي خير و لا هجرة بعد الفتح فأبطل الهجرة و لم يجعل هؤلاء أصحابا له»

بر اساس گفتار امام رضا (ع)، کسانی امثال معاویه بخاطر انحراف فکری و رفتاری از حوزه صحابه بودن خارج هستند. بنابر این، باید توجه داشت که نام بردن شماری از افراد به عنوان صحابی امام صادق (ع) یا هر یک از امامان دیگر، بدان معنا است که آن فرد با امام همراهی و همدلی فکری و رفتاری دارد، مگر آن که دچار انحراف شود که در این صورت دیگر از عنوان صحابی بودن خارج می‌شود.

دو؛ اهل بیت (ع) به ویژه پس از شهادت حضرت امیر در دورانی می‌زیستند که قدرت و حکومت در اختیار بنی امیه و بنی عباس بود که از هیچ تلاش و کوششی برای تضعیف جایگاه اهل بیت (ع)، محصور و محاصره کردن و دور نگاه داشتن آنان از اجتماع و به ویژه شاگردانشان دریغ نداشتند.

در این دوران، علنی کردن هر میزان از محبت و دوستی با اهل بیت (ع) تا چه رسد به حضور در درس و بحث آنان، جرم بزرگی محسوب می‌شد و خود بهانه لازم برای ریختن خون افراد را فراهم می‌آورد. از این جهت، سراسر تاریخ اهل بیت پر است از داستان قتل، غارت، تبعید و هر گونه شکنجه نسبت به دوستان، شاگردان و یاران اهل بیت (ع). سایه افکنی پدیده تقیه بر سراسر تاریخ حضور اهل بیت (ع) بهترین گواه مدعا است.

در چنین شرایطی تنها کسانی در جلسات درس و بحث ائمه اطهار (ع) حضور پر رنگ داشتند که خود را برای هر خطری آماده می‌کردند. آیا با چنین حال و هوایی، برشمرده شدن افراد در شمار اصحاب هر یک از امامان شیعه، دلیل بر سلامت رفتار و سلامت عقیدتی آنان نیست؟!

سه؛ کسانی همچون شیخ مفید که صحابی بودن یک امام را دلیل وثاقت افراد می‌دانند، آن امر را مشروط بر عدم وجود تضعیف آنان دانسته اند. بنابر این، مناقشه با این مدعا با استناد به وجود شاگردانی؛ همچون مالک بن انس یا حتی جاعلان حدیث در شمار اصحاب امام صادق (ع)، مردود خواهد بود؛ زیرا آنان از قاعده مزبور خارج بوده و انحراف اعتقادی یا اخلاقی آنان برای همگان روشن است.

بنابراین، از نگاه ما هر فردی که در منابع رجال از او با عنوان صحابی نه تنها امام صادق، بلکه صحابی هر یک از ائمه اهل بیت (ع) یاد می‌شود، مشروط به آن که تضعیفی در باره او وارد نشده باشد، محکوم به وثاقت است./ برگرفته از کتاب «رجال الحدیث».

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Real Time Web Analytics