مبانی فقهی انتقام و مسئولیت آزادگان عالم/ هادی عجمی

مبانی فقهی انتقام و مسئولیت آزادگان عالم/ هادی عجمی

رهبر معظم انقلاب: عهد می‌بندیم که انتقام خون پاک شما و همه‌‌ی شهیدان این دو جنگ را از قاتلین جنایتکار و بی‌آبرو بگیریم. این انتقام، خواست ملّت ما است و به‌طور حتمی باید صورت بگیرد. این جنایتکاران که فهرستی از صدر تا ذیل‌شان موجود است، آرزوی مرگی آرام و در بستر را با خود به گور خواهند برد. آنها باید بدانند که این امر، متوقّف بر وجود شخص من یا سایر مسئولان نیست. ما باشیم یا نباشیم، این مطلب محقّق خواهد شد و بزودی آحادی از آزادگان در سراسر دنیا هر یک بخشی از این مأموریت الهی را انجام خواهند داد.

اختصاصی شبکه اجتهاد: از جمله آیات مهم و تمدن‌ساز اسلامی، آیه نشان‌دهنده جایگاه قصاص در بازدارندگی از جرم در جامعه اسلامی است. آیه ۱۷۹ سوره بقره راهبرد می‌دهد که: «وَلَكُم فِي القِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الأَلبابِ لَعَلَّكُم تَتَّقونَ؛ و برای شما در قصاص، حیات و زندگی است، ای صاحبان خرد! شاید شما تقوا پیشه کنید».

دلیل محوری: آیه احیای جامعه اسلامی

در استفاده از این آیه در مورد قصاص رئیس‌جمهور آمریکا که آمر به قتل بوده است و عوامل آن، تردیدهایی شده است. از جمله اینکه آیا اگر شخصی مستقیماً قتل را انجام نداده و فقط آمر بوده، می‌توان قصاصش کرد؟ آیا آیه «العفو خیر» به معنای ترجیح همیشگی عفو بر قصاص است؟

این تردیدها ناشی از ماندن در فقه فردی است؛ در حالی که پس از انقلاب، باید به سمت فقه اجتماعی و حتی فقه تمدن‌ساز رفت. زیرا جامعه شیعی و اسلامی، دارای بُعدی جدید، یعنی حاکمیتی، حکمرانی و تمدنی شده است.

به نظر او، آیه قصاص فقط در سطح روابط فردیِ مؤمنان فهم نمی‌شود، بلکه لایه تمدنی هم دارد. قرآن برای همه زمان‌هاست و باید از آن برداشت تمدنی و اجتهاد تمدنی داشت؛ البته با حفظ متن و قرائن قرآنی و روایی.

بنابراین، در تقابل تمدن‌ها و در شرایطی که قتل یا شهادت از سوی دشمن برای ضربه‌زدن به تمدن اسلامی رخ داده، نباید آیه را صرفاً با منطق فردی تفسیر کرد.

به‌ویژه اینکه آیه‌ای که از جایگاه حکمرانی و تمدنی، دستوری ویژه دارد، چنین آیاتی هرچند خبر است، اما نه‌تنها در مقام انشاست، بلکه از انشا بالاتر است؛ زیرا این گزارش‌های خبری و راهبردی آیات، ترسیم‌کننده مسلم بودن این راهبردهای کلان است. این وجوب، از جمله پایه‌های تشکیل بُعدی مهم از ابعاد قضایی و جزایی حاکمیت اسلامی است.

همان‌گونه که حیات مراتبی دارد، قصاص نیز مراتبی دارد: در مراتب پایین، نسبت به برادر مؤمن که مراتب پایین قصاص است و قابل بخشش است: «فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ»[1]

اما در قصاص کافر، همان‌گونه که اگر قاتل مسلمان باشد و مقتول کافر، قصاص کافر از مسلمان نداریم، از آن طرف، قصاص از دشمنان کافر که مقتول مؤمن مسلمان است، اشتداد دارد؛ زیرا از ادله حاکم بر بسیاری از احکام، از جمله این آیه قصاص، این حکم کلی است که: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ».[2]

عناوین اشتداد کننده لزوم مقاتله

قصاص و لزوم مقاتله با دشمن برای قصاص آنهایی که خون مسلمان را در این جنگ ریخته‌اند، به سبب عناوینی، اشتداد پیدا می‌کنند؛ از جمله:

۱. نفی سبیل: «وَلَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا». این نوع حمله و کشتن مؤمنان، و به‌ویژه رهبر جامعه اسلامی، سبیل و راه دشمن و تسلط او بر جامعه اسلامی شده است.

۲. حفظ نظامات: از عناوین دیگر، حرمت اختلال در نظام جامعه است. زیرا امام‌کشی خود اشد اختلال است. آمریکا امامی را نکشته، امام‌کشی راه انداخته و اعلام کرده است رهبر بعدی جامعه را نیز می‌خواهد شهید کند.

۳. مقابله به مثل: آیه راهبردی ۱۹۴ سوره بقره است: «فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ».

اگر دشمن رسماً رهبر جامعه اسلامی را تهدید می‌کند؛ نه مخفیانه، رهبر جامعه اسلامی را شهید می‌کند و رسماً در تریبون‌ها بر این کار خود افتخار می‌کند؛ آیا در چنین زمانی نباید مقابله به مثل کرد؟ رسماً تهدید کرد و رسماً قاتل را قصاص کرد! با هر ابزار ممکن. رهبر جامعه اسلامی و فرماندهان دستور دهند و سربازان و افراد دیگر اجرا کنند. همان‌گونه که درباره ما و جامعه اسلام ما این‌گونه رفتار شده است.

4. عزت اسلامی و عزت مسلمانان: «وَ لِلّهِ اَلْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ».[3] برپایه این آیه، عزت به خدا، رسول و مؤمنان اختصاص دارد و نباید از دست برود. «کَلِمَةُ اَللّهِ هِیَ اَلْعُلْیا»[4]یعنی خداوند و پیروان او، پیوسته در مرتبه بلند قرار دارند و نباید این جایگاه آنها خدشه‌دار شود. نیز در حدیث نبوی آمده است: «الْإِسْلَامُ‏ يَعْلُو وَ لَا يُعْلَى عَلَيْهِ‏».[5]

نگه داشتن عزت مسلمان در چنین مواقعی از افضل اعمال است. در جنگ احزاب، همه کفر در مقابل همه حق و در مقابل همه اسلام به جنگ آمده بودند: «بَرَزَ مَوْلَانَا عَلِيٌّ إِلَيْهِ بَرَزَ الْإِسْلَامُ‏ كُلُّهُ إِلَى الْكُفْرِ كُلِّهِ». آنچه سبب عزت و شادی مؤمنان شد، کشتن سنبل قدرت کفر، یعنی عمرو بن عبدود، بود؛ عملی که افضل اعمال امت گردید.

مجمع‌البيان في تفسير القرآن نقل می‌کند: قال حذيفة فقال النبي ص أبشر يا علي فلو وزن اليوم عملك بعمل أمة محمد لرجح عملك بعملهم و ذلك أنه لم يبق بيت من بيوت المشركين إلا و قد دخله وهن بقتل عمرو و لم يبق بيت من بيوت المسلمين إلا و قد دخله عز بقتل عمرو؛ حذیفه گفت: پس پیامبر (ص) فرمود: ای علی، بشارت باد تو را که اگر عمل امروز با عمل امت محمد (ص) میزان کنند، عمل تو (ضربت زدن تو) برتر از عمل آنان آید، و این برای این بود که خانه‌ای باقی نماند از خانه‌های مشرکین مگر آنکه به کشته شدن عمرو محزون گردیده و ناتوان شد، و نماند منزلی از منازل مسلمین مگر اینکه عزت و توانی در آن داخل گردید.

امروز قطعاً مصداق باز محزون و ناتوان شدن خانه‌های مشرکین، و از سویی عزت و توانی خانه‌های مسلمین و سرزمین آنها، کشتن قاتلان رهبر شهید است. قاتلانی که به جنگی آمده‌اند که به‌حق، کشتن ساده نیست، بلکه «بَرَزَ مَوْلَانَا عَلِيٌّ إِلَيْهِ بَرَزَ الْإِسْلَامُ‏ كُلُّهُ إِلَى الْكُفْرِ كُلِّهِ» است. در نتیجه، به یقین، قتل آنها به همان مناط، افضل اعمال امت این زمان است!

بر اساس قاعده «اشتراك احكام بين مؤمن و غيرمؤمن»[6] ، تمام خطابات قرآن محدود به مؤمنان و مسلمانان نيست. در اين صورت، كاركرد خطاباتى همچون «يا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا» تربيتى خواهد بود؛ زيرا مخاطب قرار دادن كافران و مكلف دانستن آنها به فروع، تأثيرى ندارد و توجهِ خطابِ خداوند به مؤمنان، مؤثرتر و در ايجاد انگيزه امتثال، نقش‌آفرين‌تر است[7] با اینکه آزادگان سراسر دنیا لزوماً مسلمان شاید نباشند، اما مورد خطاب وظایف قرآنی قرار می‌گیرند. از این روست که رهبر انقلاب فرمودند: «بزودی آحادی از آزادگان در سراسر دنیا هر یک بخشی از این مأموریت الهی را انجام خواهند داد».

با توجه به این عناوین است که مراتبی والاتر از مراتب درونی جامعه اسلامی می‌توان از این آیه حیاتی جامعه اسلامی برداشت کرد.

باید در راستای عزت جامعه اسلامی، حداقل در سطح مقابله به مثل، بلکه به شدت بیشتر، به آمران، فرماندهان و مباشران این جنایت بزرگ، درس بزرگی داد و قطعاً همه آنها به قتل برسند. باشد که بازدارنده از چنین جنایت بزرگی، یعنی کشتن رهبر و امام جامعه اسلامی، باشد در طول تاریخ است.

—————————————–

[1]. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالأُنثَى بِالأُنثَى فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاء إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ ذَلِكَ تَخْفِيفٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَرَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ

[2]. الفتح:  29

[3]. منافقون، 8.

[4]. توبه، 40.

[5]. شیخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج‏4 ؛ ص334. این روایت در بین فقها از شهرت فراوانی برخوردار است.

[6]  ر. ك: محمد فاضل لنكرانى، القواعد الفقهيه، ج ۱، ص ۲۷۶؛ فضل بن حسن طبرسى، مجمع‌البيان، ج ۱، ص ۱۵۳.

[7] اعرافی، علیرضا. مقرر نقی موسوی، ضمیر ناخودآگاه در قرآن، صفحه: ۶۵، 1399 ه.ش.، قم – ایران، موسسه فرهنگی هنری اشراق و عرفان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Real Time Web Analytics