میراث آیت‌الله شیخ محمد اسحاق فیاض/ علی شریفی

میراث آیت‌الله شیخ محمد اسحاق فیاض/ علی شریفی

شبکه اجتهاد: مرجع فقید آیت‌الله العظمی فیاض امروز ۱۴ جوزا / خرداد ۱۴۰۵ در سن ۹۶ سالگی دارفانی را ترک و به دیدار معبودش شتافت. بدون شک وی از شخصیت‌های استثنائی در تاریخ معاصر فقاهت شیعه بود که در ذهن‌ها باقی خواهد ماند. امّا میراثی که از آن مرحوم بر جای ماند چیست؟

بدون شک فقاهت، تدبر و تعمق فقهی او یک بعد مهم از کارنامه ایشان است که مانند هر فقیه ژرف‌اندیش دیگر به‌یادگار خواهد ماند. تبلور اندیشه‌های وی از میان تمام علوم رایج دینی در اصول با نگارش دو کتاب مهم (محاضرات که تقریرات درس‌های استادش مرحوم آیت‌الله خوئی می‌باشد و مجموعه مفصل ۱۴ جلدی المباحث الاصولیه) و در فقه با نگارش اثر ابتکاری تعالیق مبسوطه است. اثر دوم از آن جهت یک اثر ابتکاری محسوب می‌شود که تعلیقه نویسان بر عروه الوثقی مرحوم سید یزدی برای ورود به عرصه افتا معمولا یک دوره تعلیقه بسیار مختصر بر آن می‌نویسند و در مواردی که دیدگاه سید یزدی را تأیید کنند هیچ تعلیقه‌ای نمی‌نویسند. امّا آیت‌الله فیاض با پشتکار بی‌نظیر، نه تنها یک دوره تعلیقه بر عروه نگاشت که با اختصار ادله خود را نیز بر آن افزود و چنین کاری به معنای نگارش یک دوره فقه متداول است که آشنایان عرصه فقه می‌دانند تا چه میزان صبر و تلاش می‌خواهد.

به لحاظ وزن علمی در حوزه علمیه نجف به سختی می‌توان وی را با شهید محمدباقر صدر مقایسه کرد. نگاهی به کتاب البنوک ایشان نشان می‌دهد که تا چه اندازه دنباله کار البنک اللاربوی فی الاسلام شهید صدر است. البته در همین حوزه از بسیاری از شخصیت‌های مطرح در حوزه نجف، به ویژه فقیهان فعلی آن یک سرو گردن بالاتر است.

در اصول ایشان شاگرد آیت‌الله خوئی است که تلاش می‌کند با دیدگاه‌های شهید صدر تلفیق کند و در مواردی آراء ابتکاری نیز دارد. امّا نمی‌توان ایشان را مبتکر راه و مسیر جدید در این دانش دانست.

اثر رجالی و حدیثی از ایشان در دست نیست، امّا از درس‌های فقهی شان پیداست که در این دو دانش از تضلع و اطلاعات کافی برخوردار است، هرچند هیچ متن مکتوبی در این زمینه از ایشان وجود ندارد؛ چنانکه در عرصه تفسیر چیزی از ایشان مشاهده نمی‌شود. با فلسفه و عرفان خصومت دارد و این دو دانش را گمراه کننده می‌داند و طلاب را از ورود به آن به شدت نهی می‌کند.

تا اینجا می‌توان چنین نتیجه گرفت که مرحوم آیت‌الله فیاض یک فقیه بزرگ در حوزه نجف بود که در دانش‌های حوزوی هم‌ردیف سایر فقیهان بود و از برجستگی خاصی برخوردار نبود. امّا وی چند ویژگی ممتاز داشت:

۱. آزاد اندیشی: تک نگاره‌های وی در عرصه‌های حکومت اسلامی، حقوق زن و مسائل مستحدثه نشان می‌دهد که این فقیه بزرگوار در فقه مقلد هیچ کس نیست و اگر ادله فقهی یاری کند دیدگاه‌های کاملا خلاف مشهور دارد و جرأت و شهامت ابراز آن را هم دارد. دیدگاه «حکومت مدنی» وی در زمینه فقه سیاسی که زیر بنای عراق جدید بر آن استوار است یک دیدگاه کاملا ابتکاری و بی‌سابقه است. به همین ترتیب فتاوای بسیار ابتکاری ایشان در رابطه با حقوق زن نشان از خلاقیت ذهنی وی دارد. اقدام به اصدار این فتاوا نشان می‌دهد که آیت‌الله فیاض در دریای ژرف فقه غرق نشده، بلکه آن را با تمام عمقش بلعیده، هضم کرده و اکنون بر آن مسلط است. زوایای نا رفته آن را با تعمق مجدد پیموده و ره توشه نو آورده است.

۲. وفاداری به سنت فقهی: آیت‌الله فیاض در عرصه فقه نو اندیش است، امّا آشفته اندیش نیست. نه آنچنان شیفته افکار نو است که یکسره بنیادهای فکری دینی را رها کند و نه آنچنان در بند سنت است که چشم خود را بر واقعیت‌های جدید ببندد. به سنت کاملا وفادار است امّا آگاهانه و با چشم باز.

۳. احیاگری: حوزه نجف پس از ارتحال استوانه‌هایی چون آیت‌الله خوئی و برجسته شدن حوزه علمیه قم به تدریج اهمیت خود را از دست داد، تا آنجا که به تدریج به حوزه متروک تبدیل گردید. از سوی دیگر حوزه قم به دلیل آمیختگی با مسائل سیاسی و اجتماعی به لحاظ ماهیت کاملا با حوزه نجف متفاوت بود و بیم آن می‌رفت که حوزه شیعه دستخوش یک دگرسانی عمیق ساختاری گردد و میراث کهن علمی شیعه به تدریج رخت بر بندد. بدون شک کسی که حوزه نجف را دوباره برمدار رونق باز گرداند و سنت‌های اصیل آن را از فراموشی نجات داد آیت‌الله فیاض بود. بعدها بر گرد شمع وجود ایشان بود که یک‌بار دیگر حوزه علمیه نجف جان گرفت و به مسیرش ادامه داد.

۴. تابو شکنی: آیت‌الله فیاض در کنار تمام ابعاد شخصیتی در حوزه علمیه شیعه یک تابو شکن نیز محسوب می‌شود. زیرا به قوم و تباری تعلق دارد که گمان می‌رفت آورده‌ای برای حوزه ندارند و تا حد زیادی سربار حوزه‌اند. این انگاره که شخصیتی از میان این قوم به عالی‌ترین درجه علمی رسیده مرجعیت مسلم پیدا کند و همه شخصیت‌های علمی حوزه به علم، دانش و تقوای او تعظیم نماید دور از ذهن به نظر می‌رسید.

در دو سه دهه اخیر مراجع دیگری نظیر آیت‌الله محقق کابلی هم از میان این قوم برخواست، اما در فضای ذهنی حوزه‌ها در حد یک مرجع محلی باقی ماند و نتوانست جایگاه جهانی کسب کند. ویژگی آیت‌الله فیاض این بود که توانست از این سطح عبور کرده در سطح جهانی به عنوان یک مرجع مسلم جلوه نماید.

اینها تنها بخشی از میراث آیت‌الله العظمی فیاض است. باشد که در فرصت بهتر بتوان جوانب دیگری از میراث ایشان را به خوانش گرفت.

نویسنده: حجت‌الاسلام والمسلمین علی شریفی، دبیر پژوهشکده فقه سیاست و حکومت پژوهشگاه مطالعات فقه معاصر

One comment

  1. واقعا آدم غبطه می‌خوره که یک فرد از روستاهای دور افتاده ولایات مرکزی افغانستان ، با تلاش و پشتکار کم نظیر ، به این سطح برسه . از زمان ایجاد افغانستان بعنوان یک واحد سیاسی مستقل ، بعید میدونم هیچ از یک علما و روحانیون افغانستان فارغ از اینکه سنی باشند یا شیعه ، به این سطح نرسیده اند .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Real Time Web Analytics