چند نکته درباره‌ی پیام مقام معظم رهبری/ ابوالحسن حسنی

چند نکته درباره‌ی پیام مقام معظم رهبری/ ابوالحسن حسنی

شبکه اجتهاد: این پیام، یک «موافقت مشروطِ توأم با مرزبندی غلیظ» است. آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای در آغاز زعامت خود، به جای استفاده از ادبیات سنتیِ تشکر و پدری کردن برای قوا، از ادبیات «تعهدخواهی حقوقی» استفاده کرده است.

رهبری معظم در این بند، ساختار حقوقی تصمیم‌گیری در کشور را بازتعریف می‌کند. از نظر واقع‌گرایی سیاسی، او با برجسته کردن «تعهد رئیس‌جمهور» و «قبول مسئولیت از طرف اعضا»، یک سپر بلای حقوقی و سیاسی برای جایگاه رهبری ایجاد کرده است. مفاد یادداشت تفاهم اسلام‌آباد (به ویژه بندهای هسته‌ای و برنامه‌ی بازسازی) پتانسیل بالایی برای تفسیر به رأی و کارشکنی آمریکا دارد. این پیام صراحتاً اعلام می‌کند که کارنامه‌ی این تفاهم‌نامه، معیار سنجش دولت و اعضای شورای عالی امنیت ملی خواهد بود، نه رهبری.

رهبر «جدید» با گرفتن «تعهد و تصریح به قبول مسئولیت» از رئیس‌جمهور، در واقع ساختار پاسخ‌گویی در نظام را بازتعریف کرده است. او می‌گوید: «دورانِ اینکه هزینه‌ی توافق را رهبری بدهد و گشایش اقتصادی‌اش را دولت به نام خود بزند، تمام شده. مسئولیت، مطلقاً با مجری است و هزینه‌ی توافق را باید خود دولت و شورای عالی امنیت بدهد.»

«بنده علی‌الاصول، نظر دیگری داشتم…» این عبارت از نظر راهبردی دو کارکرد هم‌زمان دارد:

سوپاپ اطمینان داخلی: به بدنه‌ی عقیدتی-نظامی نظام اطمینان می‌دهد که عالی‌ترین مقام کشور نیز با دیدگاه آرمان‌گرایانه آن‌ها همراه بوده و شیفته‌ی مذاکره با آمریکا نشده است: ارزش‌های انقلاب اسلامی، پایدارند

حفظ اهرم فشار: رهبری با این بیان، خود را در جایگاه «ناظر سخت‌گیر» بازتعریف می‌کند: «از این لحظه، ما یعنی شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز، منتظر تحقّق شروط گفته‌شده خواهیم بود.» این یعنی جامعه و جبهه‌ی انقلاب در حالت «آماده‌باش و انتظار» باقی می‌مانند تا در صورت نیاز به عنوان اهرم فشار در مذاکرات ۶۰ روز آینده عمل کنند.

بخش پایانی پیام، مخاطب خارجی را هدف قرار می‌دهد:

«…امّا بدیهی است مذاکرات حضوری که در آینده برقرار خواهد شد، به معنی پذیرش نظر دشمن نخواهد بود.»

از منظر دیپلماسی اجبار، ترامپ معمولاً تمایل دارد پس از امضای یادداشت‌های تفاهم اولیه، فشار را برای گرفتن امتیازات بیشتر در توافق نهایی افزایش دهد. رهبری انقلاب اسلامی با گنجاندن این جمله، پیشاپیش به واشنگتن سیگنال می‌دهد که امضای این تفاهم‌نامه به معنای تسلیم یا باز شدن باب مصالحه‌های زنجیره‌ای نیست. این بند، دست تیم مذاکره‌کننده ایران را در ۶۰ روز آینده پر می‌کند؛ زیرا آن‌ها می‌توانند به طرف آمریکایی بگویند: «اگر بیش از این فشار بیاورید، رهبری که علی‌الاصول مخالف توافق بود، فوراً اجازه را باطل خواهد کرد.»

این پیام یک تهدید ضمنی و معلق بالای سر رئیس‌جمهور ایران و ترامپ است. رهبری صراحتاً اعلام می‌کند که اجازه را بر اساس «تعهد رئیس‌جمهور در پاسداشت حقوق ملت و جبهه مقاومت» صادر کرده است. این یعنی:

برای دولت ایران: خط کشی که با آن سنجیده می‌شوید این تعهد است؛ حق ندارید در مذاکرات ۶۰ روز آینده حتی یک گام دیگر عقب‌نشینی کنید.

برای ترامپ: تصور نکن با یک نظام تسلیم‌شده طرفی. رهبر جدید ایران این توافق را با اکراه و منوط به رفتار تو پذیرفته است؛ اگر زیاده‌خواهی کنی، او بلافاصله زیر میز خواهد زد.

این سند نشان می‌دهد که او مدل حکمرانی خود را بر پایه‌ی تفکیک قاطع میدانِ دیپلماسی (مسئولیت دولت) از میدانِ صیانت از اصول (مسئولیت رهبری) بنا نهاده تا نظام بتواند هم‌زمان از منافع اقتصادی توافق بهره‌مند شود و هم از آسیب‌های سیاسی و روانی آن در جبهه داخلی و خارجی مصون بماند. این پیام، برخلاف ظاهر ساده‌اش، از نظر تکنیک‌های متن‌کاویِ سیاسی یک «سند مدیریت بحران و توزیع ریسک» است.

سه روایت از این بیانیه باطل است:

۱. روایت تفرقه: هیچ دلیلی، حتی دلیل موجه نباید موجب اقدام تفرقه‌افکنانه شود.

۲. روایت شکست: رهبری به شکست اجازه نداده، اما می‌توانستیم پیروزتر شویم.

۳. روایت خیانت: مسئولان از سر دلسوزی و نگرانی حقوق مردم ایران این تفاهم را پذیرفته‌اند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Real Time Web Analytics