قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / آخرین اخبار / باورهای کلامیِ بی‌باوران به طب اسلامی!/ مصطفی قناعتگر
فرهنگ خردجمعی، حلقه گمشده بانکداری اسلامی/ مهدی سلحشور

باورهای کلامیِ بی‌باوران به طب اسلامی!/ مصطفی قناعتگر

اختصاصی شبکه اجتهاد: حکم قضائی رهبر فعلی جریان موسوم به طب اسلامی، یکی از جنجال برانگیزترین اقدامات قضایی در این اواخر بود. از آنجا که نهادهای علمی مختلف ما عادت ندارند پیش از تولید چالش در یک موضوع، به نقد و نظر پیرامون آن بپردازند، چالش یادشده شروعی بود برای چند بحث کلامی که مدت­ها بود جریان نداشت.

نشستن پای سخن ناقدان طب اسلامی، به ما نشان داد که باورهای کلامی تا اندازه­ی زیادی، در بی‌باوری به اضافه­ی «اسلام» به «طب» و سخت­‌پذیری روایات طبی نقش داشته است. البته این اعتقادات کلامی، یکسان نیستند. دو سرِ طیفِ ناقدان، فاصله­‌ی زیادی از یکدیگر دارند که نشان‌­دهنده­‌ی اختلافات کلامی بین خود ایشان نیز هست.

گروهی بر این باورند که امامان علیهم‌السلام علم به همه چیز دارند و هر چه می­‌گویند عن علمٍ می­‌گویند؛ اما اینکه همه چیز را گفته‌اند محل تردید است. رسالت ایشان، بیان معارف و احکامی است که سعادت اخروی بشر را تضمین کند و ایشان در این عرصه از هیچ کوششی دریغ نکرده­‌اند. اما در آنچه مربوط به دنیای بشریت است، الزاما همه چیز را نگفته‌اند؛ زیرا وظیفه­‌ای که خداوند بر عهده‌­ی ایشان گذاشته است، بیان امور دنیوی نیست. این گروه منکر وجود برخی بیانات و آموزه‌­های پزشکی نیستند؛ اما به شدت منکرِ وجود یک بسته­ی کامل طبی روایی که بشریت را از وابستگی به طب نوین برهاند هستند.

گروهی دیگر، گفتاری به سانِ گروه قبل دارند. ایشان نیز با ارائه­‌ی یک بسته­‌ی سلامت بی‌ کم و کاست روایی مخالفند و البته همین روایات پزشکی موجود را بخشی از رسالتی می‌­دانند که امامان عهده‌­دار آن بوده اند. امامان آگاهند که اولویت در بیان، با گزاره­‌های معارفی و اعتقادی و شاید اخلاقی است. سپس احکام شرعی و فقه اصطلاحی را باید متذکر شد. در مراحل بعد نیز اگر مجالی بود در حوزه­‌ی طب و سایر علوم نیز ورود پیدا خواهند کرد. اما قطعا شرایط تاریخی و موانع بر سر راه انتقال اعتقادات، احکام و اخلاق به حدی بوده است که ایشان فرصتی تاریخی برای ارائه‌­ی نظام طبی اسلام که اولویت دوم هم نیست نداشته باشند.

در میان منتقدان، گروهی بر این باورند که خاستگاه روایات طبی، اطلاعات امام و تجارب شخصی ایشان است. به همین دلیل نمی­‌توان به این روایات اعتماد کرد. ایشان به این اجمال بسنده کرده‌اند و توضیح نداده‌اند که اطلاعات امام و تجارب شخصی ایشان اگر خطاپذیر نباشد، نباید اشکالی در پذیرش روایات یادشده وجود داشته باشد. باطنِ سخن این گروه، نکته‌­ای است که اعتقادات شیعه برنمی‌­تابد.

گروهی که به مناقشات سندی احادیث پزشکی پرداخته‌اند، معتقدند که بسیاری از راویان آن، در دسته­‌ی غالیان جای دارند و از این رو نمی‌­توان به این احادیث دل داد. این مناقشه نیز کلامی است؛ زیرا تعریف غلو و رمی روات به آن، کاملا به اعتقادات کلامی ما در حوزه‌­ی امام شناسی وابسته است.

آیا گزارشات طبی واصله، جاودانه و جهانی است؟ عده‌­ای با ورود دادن این بحث کلامی معتقدند که اگر این گزارشات جاودانه باشد، معلوم نیست جهانی باشد. بسیاری از نسخه‌­های امامان علیهم‌السلام، با توجه به مزاج، ریشه­‌ی بیماری و شرایط آب و هوایی محل زندگی راوی است. ایشان این ملاحظات را داشته‌اند؛ ولی در کلام بیان نشده است. هدف بهبود شخصی خاص با شرایطی خاص بوده که حاصل شده­ است.

اما آنچه ذهن پژوهشگرِ نکته‌بین را به خویش مشغول می‌­سازد، ادامه‌­ای است که این اعتقاداتِ کلامی در تمام علوم پیدا می­‌کند. اگر رسالت امامان یا حداقل رسالت اصلی ایشان بیان آموزه‌­های حوزه‌­ی سلامت نیست، به همان دلیل در حوزه­ی اقتصاد، روان‌شناسی و فقه نظام نیز با مشکل مواجه می‌­شویم. به دیگر سخن طب اسلامی، خاکریزی است که مدافعانِ دینِ حداکثری نمی­‌خواهند آن را از دست بدهند که اگر از دست بدهند، این شکست سر آغازی خواهد بود برای فتوحات بعدی مهاجمانِ باورمند به دینِ حداقلی.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Real Time Web Analytics