مناسبات «مقاومت و تمدن» در فرآیند تکاملی انقلاب اسلامی/ عباسعلی مشکانی سبزواری

مناسبات «مقاومت و تمدن» در فرآیند تکاملی انقلاب اسلامی/ عباسعلی مشکانی سبزواری

اختصاصی شبکه اجتهاد: «فرآیند تکاملی انقلاب اسلامی»، نقشه راه و برنامه کلان جمهوری اسلامی ایران برای وصول مرحله به مرحله به اهداف میانی و غایی در راستای «اقامه دین و احکام الهی» در قالب حکومت و نظام سیاسی است.

حداقل دو الگو در زمینه «فرآیند تکاملی» برای دستیابی به هدف فوق قابل طرح است: «فرآیند تکاملی انقلاب نبوی» و «فرآیند تکاملی انقلاب اسلامی». دو الگو، برای دو جامعه هدف مختلف و با «منطق فهم دین» متفاوت.

فرآیند تکاملی انقلاب نبوی با «جامعه هدف غیر مسلمان» و با «منطق فهم دین  بر اساس تنزل تدریجی آیات و احکام الهی» و فرآیند تکاملی انقلاب اسلامی با «جامعه هدف مسلمان» و با «منطق فهم دین بر اساس تنزل دفعی آیات و احکام الهی».

تحلیل‌های مختلفی از فرآیند تکاملی انقلاب اسلامی ارائه شده است. سه مرحله‌ای (ایجاد، استقرار، توسعه)، چهار مرحله‌ای (انقلاب سیاسی، انقلاب فرهنگی، انقلاب اقتصادی و تمدن اسلامی) و پنج مرحله‌ای (انقلاب، نظام، دولت، کشور و تمدن).

* مقاومت در گفتمان انقلاب نبوی و انقلاب اسلامی از معنای صِرف «مقابله با تجاوز و ظلم» در  مقیاس خرد فراتر رفته و به عنوان یک «راهبرد و استراتژی بلندمدت برای ساختن تمدنی نوین بر پایه ارزش‌های اسلامی» قلمداد شده و تمامی مراحل فرآیند تکاملی انقلاب اسلامی، «از ایجاد انقلاب تا ایجاد تمدن نوین اسلامی» مبتنی بر راهبرد قرآنی «خذها بقوه» و «فاستقم کما امرت» متکی و معتضد به «راهبرد مقاومت» بوده است.

* از ابتدا در هر دو الگوی انقلاب نبوی و انقلاب اسلامی، دو جریان حضور داشتند: جریان سازش و جریان مقاومت.

جریان سازش، جریانی واداده است که همیشه به دشمن اعتماد می‌کند، سخن از مذاکره و توافق و کنار آمدن با دشمن می‌زند و شعار «بُرد بُرد» سر می‌دهد و راهبرد همیشگی‌اش «بدهیم برود» است. همیشه تاریخ هم، این جریان سرخورده، مفلوک و وابسته بوده و هیچ وقت روی استقلال و عزت را به خود ندیده است. مصادیق این جریان در صدر اسلام واضح است. در عصر حاضر نیز، هم در سطح داخلی و هم در سطح بین‌المللی، چه در جهان اسلام و چه فراتر از آن، مصادیق این جریان شناخته شده‌اند. جریان سازش در داخل کشور از ابتدای انقلاب، حضوری فعال در عرصه مدیریتی کشور داشتند. لیبرال‌ها و کسانی که دولت موقت را تشکیل دادند و در ادامه در قالب‌های مختلفی از قبیل نهضت آزادی و حزب مشارکت و برخی از دولت‌ها در ادوار اخیر جزو این جریان هستند. غرب زدگی و آمریکا پرستی وجهه شاخص این جریان در داخل کشور و شاه بیت آنها در تمامی برنامه‌ها، مسائل و معضلات و مشکلات، مذاکره با آمریکا و غرب و حل کردن مشکلات از طریق مذاکره با کدخدا و… است.

در عرصه بین‌المللی نیز جریان‌های وابسته به غرب و آمریکا و حامیان سیاست‌های آمریکا، در جرگه این جریانند. به طور مشخص در قضیه جنایات رژیم خونخوار و کودک کش صهیونیستی، شاهد حضور و حمایت جریان سازش از آمریکا و غرب و در ادامه سگ دست آموز آنها هستیم. جریاناتی از قبیل جنبش فتح، یاسر عرفات دوره اخیر و محمود عباس و برخی از جریانات اخوانی. عقبه داخلی این جریان در ایران نیز به صورت منافقانه به حمایت از رژیم کودک کش پرداخته و گاها سخن از به رسمیت شناختن دولت و کشوری مستقل برای این مجرمان بالفطره به میان آورده‌اند! از نظر جریان سازش، جماعتی از دزدها و الوات‌هایی که از اطراف و اکناف دنیا، جمع شده و سرزمین مستضعفان را غصب و ساکنان آن را قتل و غارت کرده اند، اکنون صاحب سرزمین فلسطین تلقی می‌شوند!  این جریان، جریان سازش است.

در مقابلِ جریان سازش، «جریان مقاومت» قرار دارد. جریان مقاومت جریانی است که با اعتقاد و اعتماد راسخ به مبانی اسلامی و دینی، و مبتنی بر قاعده «حرمت رکون بر ظالمین» (وَلَا تَرْکَنُوا إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ وَمَا لَکُم مِّن دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِیَاءَ) (هود: ۱۱۳) تکیه و اطمینان به ظلمه را حرام دانسته و در مقابل ظلم و تعدی آنها مبارزه و استقامت می‌کنند. این در مقابله رو در رو و نظامی با دشمن غدار است.

اما مقاومت در مقابل دشمن، محدود به عرصه نظامی نمی‌شود، گرچه مهمترین عرصه آن، مقاومت در عرصه نظامی است، اما مقاومت در مقابل تسلط و تفوق علمی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اخلاقی، فناوروی و تکنولوژیکی هم بسیار مهم است و قلمرو گفتمان و جریان مقاومت تا این حوزه‌ها هم امتداد رسمی و قطعی دارد. مقاومت نظامی لبه و خط مقدم مقابله با دشمن است، و موفقیت مقاومت در این عرصه، متکی و متقوم به موفقیت در مقاومت پیشینی در مقابل دشمن است، مقاومت در عرصه علمی و فناوری، مقاومت در عرصه فرهنگی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی. جملگی این مقاومت‌ها مبتنی بر قاعده «نفی سبیل کفار و طواغیت و ظلمه بر جامعه اسلامی و جبهه مستضعفین» است، که می‌توان تعبیر «مقاومت عامه» را در این زمینه به کار برد.

امروز موفقیت‌های رسمی جبهه مقاومت چه در عرصه داخلی و چه در عرصه خارجی و در عرصه منطقه و بین‌الملل، معتمد و معتضد به مقاومت در عرصه‌های مختلف فوق الذکر است. پیروزی بر دشمن در عرصه‌های مختلف، نیازمند گفتمان مقاومت است. در تمامی عرصه‌ها، در راستای اقامه دین و احکام الهی، بر مبنای «فاستقم کما امرت» است. اساسا شاه بیت گفتمان مقاومت همین سیاست و راهبرد قرآنی است که به پیامبر(ص) و یارانش دستور می‌دهد: «فاستقم کما امرت و من تاب معک و لا تطغوا». این شعار بنیادین گفتمان مقاومت است.

این از نهان و نهاد گفتمان مقاومت و جریان مقاومت در فرآیند تکاملی انقلاب اسلامی نیز، چه در مرحله ایجاد انقلاب و نظام اسلامی، چه در مرحله ایجاد دولت و کشور اسلامی و چه در مرحله ایجاد تمدن نوین اسلامی، مبتنی بر گفتمان مقاومت و بر دوش جریان مقاومت مسیر طی شده است، با همان قلمرو وسیع گفتمان مقاومت.

مقاومت عامه در مرحله دولت سازی اسلامی، مبتنی بر مقابله با stat غربی و تلاش برای تولید و نهادیه کردن نظریه دولت اسلامی است. همچنین در مرحله ایجاد جامعه و کشور است، مبتنی بر تلاش علمی و فرهنگی و اجتماعی فراگیر در راستای نفی نگاه غیر دینی در جامعه سازی و جامعه پردازی و ارائه الگوی دینی و اسلامی مناسب و تلاش برای نهادینه کردن آن و مقابله با معضلات و مشکلات این عرصه است.

در عرصه ایجاد تمدن نوین اسلامی نیز، قضیه از همین قرار است. چه بسا، در مرحله ایجاد تمدن نوین اسلامی، چون بُعد فراملی و بین المللی و منطقه‌ای پیدا می‌کند، کار به مراتب سخت تر می‌شود و نیاز شدیدتر و گسترده تری به گفتمان و جریان مقاومت دارد.

روشن است که پاکسازی منطقه از لُوس اجانب و طواغیت و قلدرها و حمایت از مستضعفین و اجرا و اقامه احکام اسلامی در عرصه بین الملل، در ابعاد مختلف نظری و عملی نیازمند تلاش و مجاهده و مقاومت صد چندان است.

تولید نظریه و گفتمان تمدنی مبتنی بر مجاهده و مقاومت در عرصه‌های مختلف علمی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، توکنولوژیکی و… است. این در مقام نظریه پردازی و تولید گفتمان است.

در بُعد اقامه و نهادینه کردن و پیاده سازی هم نیازمند جریان و جبهه مقاومت است تا با موانع و حوادث مقابله کند و زمینه طرح و بحث و پیاده سازی را فراهم کند.

در این مرحله جبهه مقاومت، چنانکه امروز شاهد آن هستیم، به عنوان پیش قراول عمل می‌کند و با کسانی که به مبارزه با گفتمان اسلام سیاسی در منطقه آمده و تلاش می‌کنند مانع گسترش اسلام و شکل گیری تمدن اسلامی شوند، با تمام توان مقابله و مبارزه می‌کند. دشمن یک روز در لباس اسلام جعلی و داعش وارد صحنه می‌شود تا گفتمان اسلام ناب را نابود و ناکارآمد و بدنام کند، روز دیگر در شکل جریان و گفتمان صهیونیستی وارد صحنه می‌شود تا عملا جهان اسلام را تسخیر و نابود کند و روز دیگر با فلان ابزار. و تمام تلاشش را می‌کند تا مانع شکل گیری تمدن نوین اسلامی شود.

در تمامی این صحنه‌ها، جریان و جبهه مقاومت است که سینه سپر کرده و از حیثیت و تمامیت اسلام ناب و الگوهای برآمده از آن برای اداره جوامع انسانی حمایت و حفاظت می‌کند.

آینده اسلام و تمدن نوین اسلامی، به آینده و موجودیت جبهه و جریان مقاومت گره خورده است. اگر امروز جبهه مقاومت تضعیف و یا خدای ناکردن نابود شود، باید فاتحه تمدن نوین اسلامی را بخوانیم.

نویسنده: حجت‌الاسلام عباسعلی مشکانی سبزواری، عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(علیه السلام)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Real Time Web Analytics