نکاتی درباره فضای علمی این روزهای حوزه خراسان/ سیدحمید علوی آزیز
Signature: UsBdlrKQKQNH5TkrXy44EM9wpCLwNfkaAct9jt0rb7UDTdqTk9LIlIXWQVFuwXAcxMShJ/9Cg9gp++1uqMr7xfuAnTBjm/NUubDHxSa6gPzNnMOBoTSYiiL4nP8zkFaOG1KWToOpwJR1UBktQ344HTthIJhv5VCq70PwUaX8b7OiaUjq1uwA2TsFBvn9WZe0TBgf7ZjocFPKe63rekkWHqErfnSHHG2p42sNGzrqGfnl/Ovb60f53/SnCFlE9sBTYXv7XK2evEy1hoUfamfjYEPLIhoYJPbub8l3/v5BXumvgHm/kIl7YokpV2z01FuykwJ9lKSgmp/FvZCGKywa3EYfob6/7+H1oCfD+DlHVf3gY2ohsQyf+ZBpYz2P9qklAweqRZn+RjGO7y9nmLleCv4+QY+pLONK4scOLml7xTKYxBsI3dEdj5YJpzU10Qlm8PPZTYkix3AVTMYyPFCqkcBflhYkOL49PzOkWM4f9T24Fac/8d03F5kbNHIgvrnNH4sFHG/lWfeH730KehFUKcNx/LuzzCqRqURp1WC+jJIpoAiWEEEnzre4Tv2vNgW1Po9fxRJIZ9YM9pUIW35s5Px5dl/qMV/h+vzN4++Ansb83Ilkps7LJ4zFiTt7rDzT614euNW4MCnU5g0+CLDWIaK0rrNdgmiySLya8eVhOEziluLuDmg7vp3sU22JHxUAaNMWJZiGpJlVwzVdFtsXxqHfPr0fH6BvVOj8+IfOlVLSbvg/nOiyIvjwm2Tg4WUvADSUzPFNP5lH35EvtPTeV0zHMlYLjLF+Au2nBYsTIRAQdyg8iYXLIcWMgPwcNL3+lFPRENhZqnQwbJVPoNW8XsYv8HR3Sv4FsYyQrEDLR9V1QacTKypJu8hgjEm7WjSFzYNCTH6vfh7En1Vkim79VpvSosbrBdxAR80uhpX2IHo1DT+xPruST3pQJewPTaDWwHWOVEMumPHyDDkeB2lhzUL7qFtuQ0wkerWOFeyZphA=

نکاتی درباره فضای علمی این روزهای حوزه خراسان/ سیدحمید علوی آزیز

شبکه اجتهاد: در پی مباحث علمی هفته اخیر مدرسه فقه و اصول دارالعلم درباره «مقاصد شریعت» و شکل‌گیری گفت‌وگو و نقد میان اساتید موافق و منتقد این رویکرد، نکاتی را نه از باب داوری نهایی درباره اصل بحث، بلکه با دغدغه حفظ شأن علمی حوزه و پاسداشت سنت گفت‌وگوی حوزوی، شایسته تأمل می‌دانم.

۱. همت مسئولان محترم دارالعلم در ایجاد فضای علمی، دعوت از اندیشمندان و دانشوران رشته‌های گوناگون و فراهم آوردن زمینه گفت‌وگوهای علمی، حقیقتاً ستودنی است. این فرصت را باید موهبتی برای حوزه دانست و همه، فارغ از موضع علمی خود در مسائل مورد بحث، در حفظ، تقویت و بالندگی آن بکوشیم.

۲. ایجاد فضای آزاد برای گفت‌وگوی علمی، امکان طرح دیدگاه‌های موافق و مخالف، نقد اندیشه بدون تعرض به صاحب اندیشه و حفظ حرمت استاد و عالم، از سنت‌های دیرپای حوزه‌های علمیه است. باید این میراث ارزشمند را پاس داشت و مراقب بود که نقد علمی ـ ولو تند و جدی ـ خدای ناکرده به توهین، تنقیص، تجهیل یا تحقیر اشخاص آلوده نشود. در یک حوزه زنده، اندیشه باید بتواند در معرض نقد قرار گیرد، بی‌آنکه صاحب اندیشه احساس کند برای بیان دیدگاه خود باید هزینه حیثیتی بپردازد.

۳. تواضع تاریخی عالمان و فقیهان خراسان و نجابت علمی آنان، نباید به این معنا تلقی شود که حوزه خراسان در منظومه علمی حوزه‌های شیعه، حوزه‌ای درجه دوم یا کم‌اهمیت است. خراسان بخشی ریشه‌دار و اثرگذار از تاریخ فقاهت، حدیث، کلام، فلسفه و معارف اهل‌بیت علیهم‌السلام بوده و هست و دفاع از این جایگاه، دفاع از یک عنوان جغرافیایی نیست؛ بلکه دفاع از بخشی مهم از میراث علمی تشیع است.

۴. درخصوص «مقاصد شریعت» نیز شایسته است بحث را از دوگانه‌های ساده‌ساز فراتر ببریم. اصلِ توجه به غایات و حکمت‌های تشریع، در تاریخ اندیشه اسلامی سابقه‌ای طولانی دارد؛ اما درباره تعریف مقاصد، راه‌های کشف آن، میزان حجیت آن در استنباط، نسبت آن با نص، عقل، ملاکات احکام، مناسبات احکام و موضوعات و قلمرو کاربرد آن، دیدگاه‌های متفاوت و گاه بسیار جدی وجود دارد. حتی در سنت مقاصدی نیز میان تعبّد در عبادات و تعلیل و مصلحت‌سنجی در بسیاری از ابواب معاملات و عادات تفکیک شده است. بنابراین بهتر است نه موافقان، مقاصد را کلید حل همه مسائل معرفی کنند و نه مخالفان، اصلِ توجه به غایات و حکمت‌های تشریع را به معنای عدول از نص و فقاهت جواهری تلقی نمایند.

۵. حوزه خراسان در دوره‌های مختلف تاریخی، هم پایگاه فقیهان و محدثان بزرگ بوده و هم خاستگاه متکلمان، فیلسوفان و عالمان عقل‌گرا. از این رو، تقلیل هویت علمی این حوزه به یک برچسب ـ چه «ضد عقل» و چه برچسبی دیگر ـ نه با واقعیت تاریخی آن سازگار است و نه با شأن علمی حوزه. متأسفانه برخی برچسب‌های تاریخی به‌آسانی ساخته می‌شوند، اما زدودن آنها دشوار است؛ ازاین‌رو شایسته است در گفت‌وگوهای علمی، به جای تولید برچسب برای یک حوزه، به سراغ تحلیل دقیق جریان‌ها و آثار و مبانی اشخاص برویم.

۶. به نظر می‌رسد متولیان ارجمند و پرتلاش دارالعلم و حوزه خراسان بیش از همه باید پاسدار حرمت و جایگاه علمی این حوزه باشند؛ البته نه با جانبداری از یکی از دو سوی مناقشه، بلکه با صیانت از اصلِ علم، اخلاق علمی و سنت اصیل فقاهت. شایسته است هویت حوزه خراسان در این مباحث، بیش از پیش با فقاهت جواهری، حرمت‌گذاری به علم و عالمان، التزام به نصوص و میراث اجتهادی شیعه و مرزبندی روشن با دیدگاه‌هایی که با مبانی مسلم مذهب اهل‌بیت علیهم‌السلام ناسازگارند، شناخته شود؛ همان‌گونه که در تاریخ این حوزه نیز غالباً چنین بوده است.

۷. در خصوص نحوه طرح بحث مقاصد نیز به گمان نگارنده، اگر در آغاز کار میان «مقاصد شریعت»، «مذاق شارع»، «ملاکات احکام»، «حِکَم احکام» و «مصالح و مفاسد» تفکیک مفهومی روشن‌تری صورت می‌گرفت، بسیاری از سوءتفاهم‌ها کاهش می‌یافت. همچنین طرح نمونه‌هایی از عبادات (حج و….)، به‌ویژه در جایی که سخن از تأثیر مقاصد در تغییر یا تعیین کیفیت احکام باشد، طبعاً حساسیت بیشتری ایجاد می‌کند؛ زیرا در اصول فقه، اصل در بسیاری از جزئیات عبادات، تعبّد و توقیف است، هرچند بحث از حکمت و غایت عبادات به‌طور مطلق منتفی نیست. بنابراین دقت در انتخاب مثال‌ها و تفکیک «کشف حکمت» از «تأثیر مستقیم در جعل یا تغییر حکم» می‌تواند به غنای بحث کمک کند.

۸. از سوی دیگر، ای‌کاش برخی از مخالفان محترم بحث مقاصد، بیش از آنکه صاحب اندیشه را مورد خطاب قرار دهند، خودِ اندیشه، ادله، مبانی اصولی و لوازم آن را نقد می‌کردند. نقد اندیشه اگر عالمانه و مستند باشد، نه‌تنها مذموم نیست، بلکه عین حیات علمی است؛ اما نقد شخص، خصوصاً هنگامی که با تعبیرات تحقیرآمیز همراه شود، از مسیر مناظره علمی فاصله می‌گیرد.

البته خوشبختانه در ادامه، بخشی از آن تندی‌ها تعدیل و تا حد زیادی جبران شد و همین امر نیز باید به فال نیک گرفته شود.

۹. وظیفه همگانی اندیشوران آن است که اجازه ندهند صاحبان اندیشه‌های نو، از ترس تجهیل، تحقیر یا تخطئه شخصی، از طرح دیدگاه خود منصرف شوند. هیچ اندیشه‌ای نباید مصون از نقد باشد؛ اما هیچ اندیشمندی نیز نباید برای عرضه یک نظریه علمی، از پیش احساس ناامنی اخلاقی و حیثیتی کند. ترس از طرح اندیشه، اگر به عادت علمی تبدیل شود، یکی از مهم‌ترین عوامل رکود و در نهایت مرگ علم است. حوزه زنده، حوزه‌ای است که در آن هم «جرئت اندیشیدن» وجود داشته باشد و هم «قدرت نقد کردن».

۱۰. فقیهان شیعه در طول تاریخ، همواره از مرزهای شریعت پاسداری کرده‌اند. آنان ضمن تعبد در برابر نصوص و التزام به مبانی اجتهاد، به مسائل نوپیدا نیز پاسخ داده و در برابر ورود مبانی بیگانه و دیدگاه‌های غیرمستند به عرصه فقاهت ایستادگی کرده‌اند. این «غیرت دینی» و «مرزبانی از شریعت» سرمایه‌ای ارزشمند است و باید آن را ستود. در عین حال، مرزبانی علمی نباید با بستن باب بحث و تحقیق خلط شود. چه‌بسا بهترین راه آن باشد که مباحث نوپدید، پیش از آنکه به نزاع عمومی و رسانه‌ای تبدیل شوند، در حلقه‌های تخصصی، کرسی‌های علمی و نشست‌های محدود میان اهل فن، با بررسی دقیق ادله، مبانی، لوازم و نتایج آنها مورد ارزیابی قرار گیرند.

۱۱. رحمت و رضوان الهی بر همه فقها و عالمان بزرگ تشیع که در طول قرون، میراث فقاهت را با امانت به نسل‌های بعد سپردند؛ و در عصر حاضر، بر روح مطهر امام راحل عظیم‌الشأن که از یک سو بر نقش زمان و مکان و پویایی اجتهاد تأکید می‌کرد و از سوی دیگر بر حفظ اصول و مبانی فقه جواهری اصرار داشت. جمع میان «پویایی اجتهاد» و «حفظ هویت و مبانی فقاهت» شاید یکی از مهم‌ترین درس‌های مکتب ایشان باشد.

۱۲. درود و رضوان الهی بر روح قائد شهید امت، حضرت آیت‌الله‌العظمی امام خامنه‌ای رضوان‌الله‌تعالی‌علیه، که در کنار تأکید بر فقه، اجتهاد و میراث علمی سلف، بارها بر ضرورت تولید علم، آزاداندیشی، گفت‌وگوی علمی، نقد و مناظره و فراهم آوردن زمینه تضارب آرا تأکید داشتند. پاسداشت این میراث، اقتضا می‌کند که هم «فقاهت و مرزبانی از شریعت» را جدی بگیریم و هم «آزاداندیشی و گفت‌وگوی علمی» را؛ چراکه حوزه‌ای که یکی را بدون دیگری بخواهد، یا به جمود می‌رسد یا به گسست از میراث.

در نهایت، شاید مهم‌تر از اینکه در این بحث چه کسی موافق مقاصد یا مخالف آن است، این باشد که حوزه خراسان می‌تواند هم‌زمان محل دفاع عالمانه از فقه جواهری و محل طرح آزادانه دیدگاه‌های جدید باشد؛ هم حرمت نصوص و میراث فقاهت را پاس بدارد و هم از گفت‌وگوی علمی و نقد روشمند استقبال کند. گمان می‌رود این نه تضعیف حوزه، بلکه نشانه قوت و بلوغ علمی آن است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Real Time Web Analytics