اختصاصی شبکه اجتهاد: گفته شده است که «مراد از قبول روایت، بودن شهرت عملی برابر آن روایت است». از این رو وقتی گفته میشود: شهرت عملی و فتوایی، سبب جبران ضعف سند روایت میشود، عبارت اخرای این تعبیر است: «روایت او را قبول کردهاند». این تعریف به آیتالله سید ابوالقاسم خوئی(ره) نسبت داده شده است.(1)
اصطلاح اول در علم درایه مطرح گردیده(2)و قاعدهی دوم در علم اصول بیان شده است.(3)پس از تغییر شیوهی ارزیابی حدیث در اواخر قرن هفتم و ابتدای قرن هشتم توسط سید احمد بن طاوس یا علامه حلی، مشکل کثرت احادیث ضعیف در منابع حدیثی شیعه بروز نمود. اندیشمندان در جهت حل این مشکل روشهایی را پیش گرفتند. این روشها کلا به دو دسته تقسیم میشود:
1) شواهدی را اقامه کنند که راویانی که مجهول بودند توثیق شوند.
2) شواهدی را اقامه کنند که موجب وثوق به صدور خبر شود. مانند این که اصحاب به آن عمل کردهاند. یا به عنوان مثال در کتب مشهوره. یا در کتاب کافی یا فقیه هست و …
راه حل اول در علم رجال پیگیری شد و رجالیون در پی جستجوی قرائنی بر وثاقت راویان رفتند. از این رو «مقبول بودنِ» حدیثِ راویای ارتباطی با وثاقت او دارد و این اصطلاح را باید در فضای وثوق سندی دانست. علامه حلی روایات بعضی راویان را به چنین وصفی متصف نموده است: «و عندی ان روایته مقبوله»(4)یا: «و عندی ان روایته غیر مقبوله».(5)
این در حالی است که روش دوم در فقه و اصول به کارگرفته شد و فقها و اصولیان در پی یافتن شواهد وثوق به حدیث رفتند. از این رو باید «انجبار ضعف روایتی» با عمل مشهور را قرینهای بر صدور حدیث دانست و این اصطلاح را در فضای وثوق صدوری دید.
به هر حال، سابقه تمسک به «تلقی بالقبول» به اهل سنت برمیگردد و تاریخ آن قبل از سید مرتضی علم الهدی(م436) میباشد.(6)با توجه به این نمونهها بعید نیست که ریشهی «مقبول بودن» به «اجماع» برگردد.
در خاتمه تذکر این نکته لازم به نظر میرسد که اگر چه «مقبول بودن روایت در نزد اصحاب» ظرفیت آن را دارد که به عنوان قاعدهای رجالی برای اعتماد به راوی مورد بررسی و تنقیح بلکه به کاربرده شود، اما استفاده غیر ضابطهمند از این قاعده در دیگر روایات به عنوان روش علمی قابل قبول نمیباشد.[به عنوان اندک نمونهای از فقهای قرن حاضر نک: امام خمینی: کتاب الطهاره ج1ص382[موثقه سماعه] و (مقرر: محمد فاضل لنکرانی) کتاب الطهاره ص112[مرسله إبن ابی عمیر]، مرعشی، سید شهاب الدین(مقرر: سید عادل علوی): القصاص علی ضوء القرآن و السنه ج1ص102-۱۰۳[جعفریات(اشعثیات)]، خوئی، سید ابوالقاسم (گزارشدهنده): موسوعه الامام الخوئی ج5 ص202[روایت ابی الورد]، گلپایگانی، سید محمد رضا (مقرر: محمد هادی مقدس): کتاب الطهاره ص28-۲۹[صحیحه إبن بزیع]، اراکی، محمد علی: کتاب الطهاره ج2ص142[مقطوعه سماعه] و ص146[دو موثقه ابن بکیر]، فاضل لنکرانی، محمد (نقل از جواهر): تفصیل الشریعه کتاب الحجر ص ۲۸۲[روایت حماد بن عمرو]، سبحانی، جعفر: نظام النکاح فی الشریعه الاسلامیه ج1ص398 [روایات ایقاب بالغلام]، سید صادق شیرازی: بیان الفقه ج3ص49 [قطعه «فأما ما کان من الفقهاء… فعلی العوام أن یقلدوه» از روایت تفسیر منسوب به امام حسن عسکری(ع) همراه با توصیف کل روایت به مقبوله] و ج2ص325 [موثقه مسعده بن صدقه]، علوی، سید عادل: القول الرشید ج1ص188[عهدنامه مالک اشتر]).
نویسنده: حجتالاسلام سیدرضا شیرازی، استاد سطح عالی حوزه علمیه مشهد و عضو هیئت علمی پژوهشکده علوم اسلامی بنیاد پژوهشهای اسلامی
————————
۱- [ربانی، محمد حسن: «وثوق صدوری و وثوق سندی و دیدگاهها» چاپ شده در مجله «کاوشی نو در فقه اسلامی» ش19و20 ص194-۱۹۵].
۲- (نک: سبحانی، جعفر: اصول الحدیث و احکامه ص ۸۹)
۳- [به عنوان مثال: شیخ انصاری: فرائد الاصول ج1ص291-۲۹۲، آشتیانی، محمد حسن: بحرالفوائد ج1ص292-۲۹۳، آخوند خراسانی: کفایه الاصول ص332، خوئی، سید ابوالقاسم: مصباح الاصول ج2ص240-۲۴۱].
۴- (خلاصه ص15 ذیل احمد بن محمد بن خالد)
۵- (خلاصه ص202 ذیل احمد بن هلال عبرتائی).
۶- [نک: الذریعه الی اصول الشریعه ج2ص254و298، همچنین نک: شیخ طوسی: العده ج1ص66و87 و الاقتصاد الهادی الی طریق الرشاد ص127-۱۲۸]
(تمام منابع از نرم افزارهای نور استفاده شده است)
شبکه اجتهاد اجتهاد و اصول فقه, حکومت و قانون, اقتصاد و بازار, عبادات و مناسک, فرهنگ و ارتباطات, خانواده و سلامت