اختصاصی شبکه اجتهاد: این یادداشت، چارچوبی جامع برای فهم الهیاتی جنگ و مقاومت فراهم میآورد. این درک، نه تنها به تبیین چرایی و چگونگی مقاومت کمک میکند، بلکه آن را به یک امر ارزشمند، مقدس و در نهایت، راهی به سوی تحقق عدالت و صلح جهانی معرفی مینماید.
بخش اول: مبانی نظری الهیات جنگ
الهیات جنگ، به عنوان یکی از شاخههای الهیات کاربردی، به بررسی پرسشهای بنیادین درباره جنگ، عدالت، صلح، و نقش دین در این عرصه میپردازد. این بحث عمدتاً در دو سوی طیف قرار میگیرد:
الهیات جنگ عادلانه / الهیات ظلمستیزی: این رویکرد، جنگ را در شرایط خاصی، نه تنها مجاز، بلکه گاهی واجب اخلاقی و دینی میداند. مبنای قرآنی آن، استناد به آیه ۲۵ سوره حدید است که بر لزوم «اقامه قسط» با ابزارهایی چون «حدید» (به معنای ابزار قدرت و دفاع) تأکید دارد. جستار کلیدی در این رویکرد، چگونگی سازگاری مفاهیم عدالت، رحمت و صلح الهی با وقوع جنگ و ضرورت دفاع است. در اسلام، مفهوم «جهاد» که طیفی از تلاش و مبارزه را شامل میشود، در دو قسم «جهاد ابتدایی» (که در شرایط بسیار خاصی مشروعیت دارد) و «جهاد دفاعی» (که وجوب آن در برابر تجاوز قطعی است) قابل تفکیک است.
الهیات صلحجویانه: این رویکرد، هرگونه خشونت و جنگ را نفی کرده و بر توسل به راههای مسالمتآمیز و عشق ورزی تأکید دارد. در الهیات اسلامی، گرچه تأکید بر صلح و پرهیز از ظلم وجود دارد، اما در موارد تجاوز و ستم، دفاع مشروع و در صورت لزوم، مقابله نظامی نیز مشروعیت یافته است.
ابعاد تاریخی و تطبیقی الهیات جنگ
سابقه تاریخی: بحث جنگ عادلانه ریشه در اندیشههای فیلسوفان و متکلمان از دوران باستان (مانند ارسطو و افلاطون) تا دوران مدرن دارد. در سنت اسلامی، متفکرانی چون فارابی، ابن سینا، و پس از آن فقها و متکلمان، به تفصیل به مباحث مربوط به جنگ، جهاد و حدود آن پرداختهاند.
ادیان ابراهیمی
یهودیت: کتاب عهد عتیق حاوی اشارات متعددی به جنگهای پیامبرانه و احکام مربوط به آن است.
مسیحیت: الهیات جنگ عادلانه در مسیحیت توسط متفکرانی چون آگوستین و توماس آکویناس تدوین شد، هرچند تفاسیر مختلفی در طول تاریخ وجود داشته است.
اسلام: همانطور که اشاره شد، اسلام چارچوب جامعی برای مشروعیتبخشی به دفاع و مقابله با ظلم ارائه داده است.
نظریات فلسفی معاصر
نظریات مدرن جنگ عادلانه، مانند آنچه توسط جان راولز (در کتاب «قوانین مردمان») یا مایکل والتز (در بحث توازن قوا) مطرح شده، با مبانی الهیاتی در نقاطی همپوشانی و در نقاطی افتراق دارند. تمرکز این نظریات بیشتر بر جنبههای سیاسی، اخلاقی و حقوقی است، در حالی که الهیات، بُعد معنوی و غیبی را نیز دخیل میسازد.
منابع استنباط در الهیات جنگ
منابع اصلی عبارتند از:
قرآن کریم: منبع بنیادین که دستورات کلی و چارچوبهای اخلاقی را ارائه میدهد.
سنت پیامبر (ص) و اهل بیت (ع): بیانگر جزئیات عملی و موارد کاربردی احکام.
عقل: ابزاری برای درک و استنباط احکام و تشخیص مصالح و مفاسد.
اجماع فقها: در مواردی که نظر غالب فقها بر یک رأی خاص باشد.
محورهای کلیدی در مبانی نظری
مسئله شر: چالش اساسی در الهیات، چگونگی سازگاری وقوع جنگ، رنج و ستم انسانی با صفات علم، قدرت، حکمت و رحمت مطلق خداوند است. تفسیر جنگ به عنوان بخشی از آزمونهای الهی، یا نتیجهی اختیار و گناه انسانها، از جمله رویکردها در این زمینه است.
حقوق انسانی در جنگ: تأکید بر لزوم رعایت حرمت جان و کرامت انسانی برای غیرنظامیان، بهویژه اقشار آسیبپذیر. حفاظت از نمادهای مدنی مانند اماکن درمانی و رسانهای نیز از دیگر ملاحظات اخلاقی و الهیاتی است.
ابعاد روانی و معنوی مقاومت: نقش حیاتی دعا، بهویژه ادعیه مأثور، در ایجاد تابآوری روانی و تقویت معنوی جامعه در دوران بحران و جنگ. همچنین، معرفی اماکن مقدس به عنوان پناهگاههای فیزیکی و روانی مستحکم در برابر تهدیدات.
فناوریهای نوین و چالشهای الهیاتی: ظهور جنگهای سایبری، رسانهای، و بیولوژیکی، پرسشهای اخلاقی و الهیاتی جدیدی را مطرح میکند که نیازمند ورود دین به این مباحث است.
وطندوستی مؤمنانه: بازتعریف مفهوم وطندوستی در چارچوب آموزههای دینی، که با استناد به حدیث «حب الوطن من الایمان»، نمادهایی چون «ایران حرم است» را به همراه دارد.
بخش دوم: فلسفه مقاومت در الهیات جنگ
این بخش به جنبههای عملی و فلسفی مقاومت در برابر ظلم و تجاوز میپردازد:
مفهوم مقاومت و جهاد
مقاومت، در معنای وسیع، هرگونه ایستادگی در برابر فشارهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و نظامی است. در الهیات اسلامی، «جهاد» واژهای کلیدی است که معنایی فراتر از صرف جنگ فیزیکی دارد و شامل تلاش در جمیع ابعاد زندگی برای تحقق اهداف الهی است. جهاد دفاعی، واکنشی مشروع و واجب در برابر تجاوز خارجی است.
استراتژیهای مقاومت و درسهای تاریخی
تاریخ بشر سرشار از نمونههای مقاومت موفق در برابر قدرتهای مسلط است. از مقاومت در برابر امپراتوریهای باستان تا مبارزات ضد استعماری و ضد اشغالگری در دوران معاصر، درسهای فراوانی میتوان آموخت. این درسها بر اهمیت انسجام ملی، رهبری آگاهانه، و اتکا به ارادهی الهی تأکید دارند.
مقاومت در سه فاز
تمرکز بر اقدامات پیشگیرانه (مانند «هلال مقاومت»)، حفظ آمادگی در وضعیت فعلی (مقاومت در برابر فشارهای اقتصادی، فرهنگی، و نظامی)، و بازسازی و تثبیت دستاوردها در فاز پساجنگ.
سه رکن اصلی فلسفه مقاومت:
۱. بصیرت: آگاهی عمیق نسبت به ماهیت تهدید، ضرورت مقاومت، و توجیه الهیاتی حضور و اقدامات دفاعی. این مفهوم، تبیینکننده حضور در «فرامنطقه» و مقابله با جنگ شناختی و هیبریدی است. بصیرت، یعنی درک عمق توطئهها و عدم اعتماد به دشمن.
۲. خودباوری «ما میتوانیم»: اینخودباوری، برخاسته از عمق ایمان و توکل بر خداوند است. شرط مؤمن بودن، کلید دستیابی به عزت و قدرت الهی است. تجلی این خودباوری در رویدادهایی که مشارکت گستردهی اقشار مختلف جامعه را به همراه داشت، شاهدی بر این مدعا بود. این نگرش، از احساس حقارت و انفعال جلوگیری میکند
۳. قدسی بودن مقاومت: استناد به مفهوم قرآنی «احدی الحسنیین» (یا پیروزی یا شهادت) به مقاومت در راه خدا، چه منجر به پیروزی و چه شهادت شود، تقدس الهیاتی میبخشد. مفهوم «شهادت» به عنوان اوج افتخار و قرب الهی، بر این جنبه تأکید دارد. مقاومت در این منظر، صرفاً یک عمل سیاسی یا نظامی نیست، بلکه یک تکلیف دینی و الهی است.
مفاهیم فرعی و تکمیلی
وطندوستی مؤمنانه: تجلی عینیت یافته در رویدادهای اخیر، که نشان داد چگونه مفهوم وطن، حتی برای طیفهای مختلف فکری، به یک محور مقاومت تبدیل شد. این مفهوم، عشق به وطن را با عشق به خدا و ارزشهای دینی پیوند میزند.
ابعاد اقتصادی و اجتماعی مقاومت: مقاومت پایدار نیازمند پشتوانههای اقتصادی (مانند اقتصاد مقاومتی) و اجتماعی (مانند همبستگی و انسجام ملی) است.
نویسنده: دکتر مهدی قاسمی، مدرس حوزه و دانشگاه و محقق پژوهشکده اسلام تمدنی
شبکه اجتهاد اجتهاد و اصول فقه, حکومت و قانون, اقتصاد و بازار, عبادات و مناسک, فرهنگ و ارتباطات, خانواده و سلامت