شبکه اجتهاد: از نظر فقهی، بازدارندگی تحت چه عنوانی تحلیل میشود؟ پس از آنکه متجاوز عقب نشست، تنبیه او جهت بازدارندگی تحت کدام عنوان فقهی قرار میگیرد؟ حدود ناشی از بازدارندگی متکی به سطح تجاوز دشمن است یا خیر؟ دشمن آمریکایی-اسرائیلی در حال تخریب تأسیسات نفتی و شریانهای حیاتی کشور است، آیا میتوان مقابله به مثل نمود؟ حد این مقابله به مثل چقدر است؟ به منظور ایجاد بازدارندگی در راستای توقف حمله آمریکایی-اسرائیلی به لحاظ فقهی و حقوقی الگویی وجود دارد؟
بازدارندگی در برابر دشمن، از نظر فقهی مشمول عنوان «ارهاب اعداء الله» است که در آیه شریفه ۶۰ سوره انفال بیان شده است: وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُم.
مطابق این آیه فراهم کردن انواع قوا و توانمندیهایی که در مواجهه با دشمنان به کار میآید باید به گونهای باشد که موجب ارهاب و تخویف آنان شود یعنی ترسی در دلشان بیفکند که به واسطه آن، از حمله به کشور اسلامی خودداری کنند.
بدین ترتیب هدف از تأمین نیرو و امکانات رزمی، فقط این نیست که در صورت حمله دشمن، مسلمانان توان مقابله با او را داشته باشند بلکه علاوه بر آن، باید «اعداد قوا» به صورتی باشد که هزینه حمله به کشور اسلامی را به میزانی برای دشمن، افزایش دهد که اصلا اقدام به حمله نکند و این مفهوم همان «بازدارندگی» است.
نکته قابل توجه این است که «بازدارندگی» در صورتی تحقق مییابد که:
اولا همه امکانات لازم برای ارهاب و تخویف دشمن فراهم گردد اعم از امکانات نظامی و سیاسی و اقتصادی و بین المللی و امثال آنها؛
و ثانیا این امکانات و توانمندیها متناسب با خطراتی باشد که از ناحیه دشمنان اسلام متوجه سرزمین اسلامی است به طوری که صرفا مساوی با آن خطرات نباشد بلکه بیشتر از آنها باشد تا دشمنان را از حمله احتمالی منصرف کند چرا که در غیر این صورت «ترهبون به عدوالله و عدوکم» تحقق نخواهد یافت.
و ثالثا فراهم کردن قوا و امکانات مختلف برای ارهاب دشمن، باید ظهور و بروز خارجی هم داشته باشد به گونهای که حکومت اسلامی ضمن رعایت جنبههای امنیتی، به دشمنان خود (از طریق برپا کردن مانورهای نظامی و امثال آن) نشان دهد که از هر نوع قدرتی که برای مقابله با دشمنان لازم است به اندازهای برخوردار است که هزینه حمله احتمالی به سرزمین اسلامی را آنچنان برای آنان افزایش میدهد که به هیچ وجه، به سود آنها در عاجل و آجل نخواهد بود یعنی نه منافع کوتاه مدت دشمنان را تأمین خواهد کرد و نه منافع دراز مدتشان را.
با توجه به مطالب بالا پاسخ سؤال بعدی که «پس از آنکه متجاوز عقب نشست، تنبیه او جهت بازدارندگی تحت کدام عنوان فقهی قرار میگیرد؟» معلوم میگردد زیرا بعد از شکست دشمن اولا همه خسارتهایی که در اثر حمله او به سرزمین اسلامی و مسلمانان وارد شده است باید توسط دشمن جبران گردد زیرا علاوه بر اینکه لزوم جبران همه خسارتها، مقتضای قاعده عقلائی و نقلی «اتلاف و تسبیب» است، در عین حال موجب بازدارندگی دشمن بر اساس ضرورت «ارهاب و تخویف» او نیز خواهد بود یعنی جبران کامل خسارتها توسط دشمن، باعث میشود که او از حمله خود به کشور اسلامی، پشیمان شده و هیچگاه در صدد حمله بعدی برنیاید؛
و ثانیا حکومت اسلامی بر اساس آیه ۶۰ سوره انفال (و اعدّوا لهم ما استطعتم …) موظف است نقاط ضعف احتمالی خود در مقابله با دشمن را که موجب اشتباه محاسباتی او در حمله به کشور اسلامی شده است شناسایی کند تا بدین ترتیب به تکلیف خود در اعداد قوا به گونهای که بازدارنده باشد، عمل کند و مانع وقوع حمله احتمالی دشمن در آینده گردد.
همچنین از مطالب بالا جواب این پرسش معلوم میشود که: «حدود ناشی از بازدارندگی متکی به سطح تجاوز دشمن است یا خیر؟» چرا که بیتردید بازدارندگی در صورتی تحقق مییابد که قدرت کشور اسلامی به شکل محسوس و قابل ملاحظهای از سطح تهدید و تجاوز احتمالی دشمن بیشتر باشد تا بدین ترتیب دشمن را متوجه هزینههای هنگفتی کند که حمله به سرزمین اسلامی برای او ایجاد خواهد کرد به طوری که بر اساس قاعده «هزینه و فایده» در صدد حمله به کشور اسلامی برنیاید.
اما در پاسخ این سؤال که: «دشمن آمریکایی-اسرائیلی در حال تخریب تأسیسات نفتی و شریانهای حیاتی کشور است، آیا میتوان مقابله به مثل نمود؟ حد این مقابله به مثل چقدر است؟» بی تردید جواب، مثبت است زیرا اولا اصل جواز مقابله به مثل در آیه ۱۲۶ سوره نحل به صراحت آمده است که میفرماید: وَ إِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبُوا بِمِثْلِ ما عُوقِبْتُمْ بِه و ثانیا این جواز بالمعنی الاعم وقتی در کنار آیه ۶۰ سوره انفال قرار داده میشود که میفرماید: وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ … دلالت بر وجوب مقابله به مثل خواهد کرد زیرا بدون مقابله به مثل، بازدارندگی در برابر دشمن ایجاد نخواهد شد.
به تعبیر دیگر هرگاه دشمن پس از تخریب تأسیسات نفتی و دیگر آسیبهایی که به کشور اسلامی وارد میکند، عکس العمل متناسبی را دریافت نکند برای انجام حملات بعدی خود جسورتر خواهد شد، بنابراین بر حکومت اسلامی واجب است که به منظور «ارهاب و تخویف» دشمن و بازداشتن او از اقدامات مشابه، به مقابله به مثل بپردازد.
علاوه بر این چنانکه در کتب فقهی تصریح شده است (به عنوان نمونه رجوع شود به جواهرالکلام، ج ۲۱، ص ۶۸ و ۶۹) در صورتی که دشمنان اسلام، افراد بیگناهی را سپر دفاعی خود قرار بدهند به طوری که غلبه بر دشمن هیچ راهی جز از بین بردن سپر انسانی مزبور نداشته باشد، این کار جایز بلکه واجب خواهد بود چرا که در غیر این صورت، جان تعداد بسیار زیادتری از بیگناهان به خطر خواهد افتاد بنابراین از باب قاعده عقلی و نقلی لزوم دفع افسد به فاسد، از میان برداشتن سپر دفاعی انسانی لازم میباشد تا چه رسد به اینکه غلبه بر دشمن، متوقف باشد بر تخریب تأسیسات نفتی و دیگر امکانات آنان.
اما در مورد الگوی بازدارندگی باید گفت که ضابطه اصلی آن است که دولت اسلامی در همه زمینههایی که برخورداری از آنها باعث میشود دشمنان از حمله و آسیب رساندن به کشور اسلامی خودداری کنند باید به اعداد قوا و فراهم کردن امکانات بپردازد.
این تکلیف وقتی به درستی انجام خواهد شد که دارای ویژگیهای زیر باشد:
الف- بسیار بیشتر از توان عملیاتی دشمنان باشد تا بتواند آنان را از هر گونه آسیبی به کشور اسلامی که منافع کوتاه مدت یا دراز مدتشان را تأمین کند، بازدارد.
ب- اعداد قوا باید منحصر به عرصه نظامی نباشد زیرا عملیات نظامی در صورتی موفق خواهد بود که از طریق دیگر عرصهها همچون جنبههای اقتصادی و سیاسی و فرهنگی پشتیبانی شود بنابراین بر دولت اسلامی واجب است که اعداد قوا را به صورت هماهنگ و منسجم در همه زمینههای مرتبط به انجام برساند.
ج- اعداد قوا در عرصههای مختلف باید با تکیه بر تولیدات داخلی و بدون اتکاء بر کشورهای دیگر باشد چرا که در غیر این صورت هم با استقلال نظامی و اقتصادی کشور اسلامی منافات خواهد داشت و هم موجب وابستگی به قدرت خارجی خواهد شد که زمینه سوء استفادههای احتمالی آنان و یا ائتلاف احتمالی آنها با دشمنان اسلام را فراهم میکند.
د- اعداد قوا باید به گونهای باشد که نه تنها موجب بازدارندگی دشمنان بشود بلکه باید مانع صدور تهدید از ناحیه آنان نیز باشد چرا که اگر دشمنان جرأت تهدید کشور اسلامی را داشته باشند، خواهند توانست که سایه جنگ را بر سر مسلمین نگاهدارند که قطعا آثار زیانبار زیادی برای کشور اسلامی به دنبال خواهد داشت و موجب ازبین رفتن امنیت روانی مسلمین خواهد شد بنابراین به منظور جلوگیری از وقوع چنین مفاسدی، الگوی بازدارندگی کشور اسلامی باید جامع، کامل و مبتنی بر آینده نگری باشد. والحمدلله ربّ العالمین.
شبکه اجتهاد اجتهاد و اصول فقه, حکومت و قانون, اقتصاد و بازار, عبادات و مناسک, فرهنگ و ارتباطات, خانواده و سلامت