شبکه اجتهاد: روش اجتهادی رایج و مرسوم در مسائل فقهی، ارزشهای بیبدیلی داشته و دارد؛ و به نظر میرسد در طول تاریخ چند صد ساله فقاهت نیز در کشف و استنباط احکام فردی کارآمدی خود را نشان داده است. معالاسف این روش، در بسیاری از حوزهها و قلمروهای علمی مورد نیاز جامعه از کارآیی و کارآمدی لازم برخوردار نیست. توضیح آنکه این روش، به شکل موجود نمیتواند در حوزه فقه اجتماعی، فقه نظام و فقه حکومت کارآیی داشته باشد. بلکه بر اساس روش اجتهادی مرسوم اساساً چیزی به نام فقه نظام و فقه سیاسی و فقه اجتماعی و فقه تربیتی و فقه مدیریتی بیمعناست. به همین دلیل، بعضاً از فقیهان سنتی شنیده میشود که ما چیزی به نام «فقه نظام» نداریم. یا چیزی به نام «اقتصاد اسلامی» و «جامعهشناسی اسلامی» و به طور کلی علوم انسانی اسلامی نداریم! آنان درست میگویند زیرا بر اساس روش اجتهادی مرسوم و متعارفی که آموختهاند، «فقه نظام» و «اقتصاد» و «جامعهشناسی» و امثال آن معنایی ندارد. نهایتاً با تکیه بر روششناسی متعارفشان، احکامی درباره حلیت یا حرمت برخی از رفتارها را میتوانند استنباط کنند.
به عقیده ما روش اجتهادی مرسوم، برای اکتشاف نظریه اسلامی در حوزههای علوم انسانی سترون است. این حقیقتی است که امام خمینی (ره)، به عنوان یک مجتهد و نظریهپرداز بزرگ و تاریخساز در عالم اسلام، در پایان دهه اول انقلاب آن را به صراحت بیان کرد و دگرگونی و بازنگری در روش اجتهادی را از عالمان دینی مطالبه نمود.
ایشان در تاریخ 10 آبان 1367 در نامهای به یکی از اعضای دفتر خود که بعداً با عنوان «منشور برادری» مشهور شد، میفرماید:
«اجتهاد مصطلح در حوزهها كافى نمىباشد. بلكه یك فرد اگر اعلم در علوم معهود حوزهها هم باشد ولى نتواند مصلحت جامعه را تشخیص دهد و یا نتواند افراد صالح و مفید را از افراد ناصالح تشخیص دهد و به طور كلى در زمینه اجتماعى و سیاسى فاقد بینش صحیح و قدرت تصمیمگیرى باشد، این فرد در مسائل اجتماعى و حكومتى مجتهد نیست و نمىتواند زمام جامعه را به دست گیرد.»
در نامه مشهور به «منشور روحانیت» که خطاب به حوزههای علمیه نوشتند، میفرماید:
«روحانیت تا در همه مسائل و مشكلات حضور فعال نداشته باشد، نمىتواند درك كند كه اجتهاد مصطلح براى اداره جامعه كافى نیست.»
در جایی دیگر از همین نامه نیز به نقشآفرینی دو عنصر مهم زمان و مکان در اجتهاد توجه داده و نوشتند:
«در مورد دروس تحصیل و تحقیق حوزهها، اینجانب معتقد به فقه سنتى و اجتهاد جواهرى هستم و تخلف از آن را جایز نمىدانم. اجتهاد به همان سبك صحیح است ولى این بدان معنا نیست كه فقه اسلام پویا نیست، زمان و مكان دو عنصر تعیینكننده در اجتهادند. مسئلهاى كه در قدیم داراى حكمى بوده است به ظاهر همان مسأله در روابط حاكم بر سیاست و اجتماع و اقتصاد یك نظام ممكن است حكم جدیدى پیدا كند، بدان معنا كه با شناخت دقیق روابط اقتصادى و اجتماعى و سیاسى همان موضوع اول كه از نظر ظاهر با قدیم فرقى نكرده است، واقعاً موضوع جدیدى شده است كه قهراً حكم جدیدى مىطلبد. مجتهد باید به مسائل زمان خود احاطه داشته باشد.»
در تاریخ 17 اردیبهشت سال 1368، کمتر از یک ماه پایانی عمر مبارکشان، در پیامی خطاب به شورای مدیریت حوزه علمیه قم، ضمن تأکید بر حفظ ارکان محکم فقه و اصول رایج در حوزهها، نوشتند:
«در عین اینكه از اجتهاد «جواهرى» به صورتى محكم و استوار ترویج مىشود، از محاسن روشهاى جدید و علوم مورد احتیاج حوزههاى اسلامى استفاده گردد.»
شبکه اجتهاد اجتهاد و اصول فقه, حکومت و قانون, اقتصاد و بازار, عبادات و مناسک, فرهنگ و ارتباطات, خانواده و سلامت