شبکه اجتهاد: پیام رهبری معظم انقلاب در مورد تفاهمنامه رئیس جمهور ایران با رئیس جمهور آمریکا، از یک منظر، دارای دو بخش است:
بخش اول: «اعلام اختلاف نظر» با مفاد تفاهمنامه و سیر مذاکرات: «بنده علیالاصول، نظر دیگری داشتم» و بخش دوم: «اعلام موافقت و اجازه» برای ادامه تفاهم و مذاکرات: «از باب تعهّدی که رئیسجمهور محترم بهعنوان رئیس شورای عالی امنیّت ملّی از طرف خود و سایر اعضا در پاسداشت حقوق ملّت ایران و جبهه مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازه آن را صادر نمودم».
پیرو این پیام، دو رویکرد نسبت تفاهمنامه و مذاکرات شکل گرفت: طرفداران رویکرد اول با تمرکز بر بخش «اعلام اختلاف نظر»، خواهان متوقف کردن تفاهم و مذاکره، و بازگشت به نظر رهبری معظم انقلاب شدند.
معتقدان به رویکرد دوم اما، با نصب العین قرار دادن بخش «اعلام موافقت و اجازه»، معتقدند وقتی رهبری (علیرغم مخالفت علی الاصولشان) اجازه تفاهم و مذاکره را صادر نمودهاند، بایست مذاکرات ادامه یابد و وظیفه ما مطالبه تحقق شروط رهبری است.
امانتدار این قلم، علیرغم عدم همراهی با رویکرد اول (لزوم توقف تفاهم و مذاکرات)، اما معتقد است نمیتوان به راحتی از کنار نکته بنیادین نهفته در بخش «اعلام اختلاف نظر» گذشت و همچون قائلان به رویکرد دوم به این باور رسید که مهم «موافقت رهبری با تفاهم و مذاکرات است» که حاصل شده و تکلیف معلوم است! بله، ما هم اکنون موظف به حمایت و مراقبت از تفاهمی هستیم که در نهایت، رهبری معظم انقلاب، اجازه آن را صادر، و البته ادامه آن را مشروط به تحقق شروط نموده و تکلیف نظارت و مراقبت را بر عهده امت مبعوث گذاشتهاند.
نکته و پرسش بنیادین این است که: با توجه به اینکه رهبری در نهایت «اجازه تفاهم و مذاکره» را صادر فرمودند، به چه دلیل، در همان پیام و قبل از صدور اجازه، «اختلاف نظر علی الاصول شان» با تفاهم و سیر مذاکرات را علنی کرده و تصریح به آن نمودند؟ هدف ایشان از تصریح به اختلاف علی الاصول شان با تفاهمنامه و سیر مذاکرات چه بود؟ (فلسفه علنی کردن اختلاف نظر؟). پرسش دیگر اینکه: آیا این اعلام اختلاف نظر، تکلیفی را متوجه ما کرده یا خیر؟ (تکلیف ما؟)
یکی از احتمالات قوی این است که اقدام رهبری معظم انقلاب در زمینه علنی کردن اختلاف نظرشان با تفاهم، سیر مذاکرات و دست اندرکاران آن، «سدّ رویه غلطی» است که توسط برخی، در دوره امامین راحل و شهید انقلاب، «باب» شده بود!
از ابتدای انقلاب تاکنون، در موارد متعددی شاهد بودهایم که برخی مسئولان و دولتها، با استفاده از روشهای مختلفی از قبیل ارائه مشورت و نظرات کارشناسی و شبه کارشناسی، ایجاد وفاق و اجماع در سطح مسئولان، ایجاد گفتمان و مطالبه عمومی در سطح عمومی جامعه، قرار دادن نظام و رهبری در مقابل کار انجام شده و… با اصرار و تکرار، تلاش کرده اند، علیرغم اختلاف علی الاصول برخی تصمیمات و اقدامات شان با اصول، مبانی و ارزشهای انقلاب و نظام اسلامی، رهبری نظام را نسبت به آن تصمیمات و اقدمات متقاعد و همراه نمایند و از قضا در مواردی، علیرغم مخالفت صریح رهبران انقلاب در جلسات، تصمیم و اقدام مورد نظر (نظیر قطعنامه، برجام، مذاکرات و تعهدات مکرر هسته ای و…)، محقق شده و رهبری نیز همراهی کرده اند!
به نظر میرسد «اعلام مخالفت اولیه» رهبری معظم انقلاب، علیرغم «موافقت ثانویه»، شروعی است برای پایان دادن به این رویه غلط! اینکه برخی در نظام اسلامی تصمیماتی بگیرند و اقداماتی انجام دهند و سپس تلاش کنند نظام و رهبری را به هر نحوی که ممکن بود، با خود همراه نمایند، «بابی است که باید سدّ شود!».
سدّ این باب نیز در گروه تبیین عقلانیت و ضرورت پیروی از ولی امر و نیز ذکر تجربیات و پیروزیهای حاصل از این پیروی، و شکستها و افتضاحات ناشی از سرپیچی و عدم همراهی با ولی فقیه در موارد و حوادث مختلف است.
جان کلام اینکه: بخش اول پیام آقا (اعلام اختلاف نظر) بیانگر «راهبرد کلان» و «ثابت» نظام اسلامی در مواجهه با موضوعات و مسائل است که باید پیگیری و تدقیق شود تا در آینده شاهد استمرار رویه ناصحیح پیش گفته نباشیم، و بخش دوم (اعلام موافقت) «تاکتیک جزئی» و «موقت» نظام در برخورد با مسائل و موضوعات در شرایط مختلف است، که در صورت اصلاح رویه غلط پیش گفته، کمتر شاهد تاکتیکهای جزئی و موقت از این دست خواهیم بود. به بیان روشن تر، بخش اول پیام، «بخش اصلی» و بخش دوم آن، «بخش فرعی» پیام است. در «هیاهوی پیرامونی فرع»، «اصل را گم نکنیم»!
نویسنده: حجتالاسلام عباسعلی مشکانی سبزواری ،عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع)
شبکه اجتهاد اجتهاد و اصول فقه, حکومت و قانون, اقتصاد و بازار, عبادات و مناسک, فرهنگ و ارتباطات, خانواده و سلامت