نقدی بر تفسیر خلاف تصریح

حجت‌الاسلام هادی عجمی؛
نقدی بر تفسیر خلاف تصریح

اختصاصی شبکه اجتهاد: چندی پیش فروعی و شرحی بر «علی‌الاصول» رهبر انقلاب معظم انقلاب نگاشته شد. درباره پیامی که حضرت ایشان فرمودند: همان‌گونه که مطلع شُدید، تفاهم‌نامه‌ای بین رئیس‌جمهوران ایران و امریکا امضا شد… بنده علی‌الاصول، نظر دیگری داشتم ولی ..‌.

مهم‌ترین مستند این دیدگاه، آیه ۱۲ توبه است: «وَإِنْ نَکَثُوا أَیْمَانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِی دِینِکُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّهَ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لَا أَیْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَنْتَهُونَ»( و اگر پیمانهاى خود را پس از عهد خویش بشکنند، و آیین شما را مورد طعن قرار دهند، با پیشوایان کفر پیکار کنید؛ چرا که آنها پیمانى ندارند؛ شاید (با شدّت عمل) دست بردارند!)

نقد

اما برخی اساتید معزز حوزه اشکال وارد کردند که در مقابل، قرآن [درسوره انفال] در آیه دیگری می‌فرماید: «وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا»، اگر به صلح گرایش یافتند، تو نیز بپذیر. جمع عرفی میان این دو آیه روشن است: اگر دشمن بر عهدشکنی و تجاوز خود پای بفشارد، حکم مقاتله و مقابله جاری است. اما اگر مسیر صلح و توافق را در پیش گیرد، موضوع تغییر می‌کند و حکم نیز تغییر خواهد کرد. بنابراین آیه ۱۲ توبه به تنهایی نمی‌تواند اثبات کند که اصل اولیه در همه موارد، نفی هرگونه توافق با طرفی است که سابقه عهدشکنی دارد.

پاسخ

اما پاسخ این است که در نگاهی نظام‌مند به آیات و تفقه در آنها، توجه به سیر نزول آیات لازم است. آیه ۶۱ «وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا» در سوره انفال است که در هنگامه نخستین نرد اسلام یعنی جنگ” بدر” نازل شده و درباره غنائم جنگى صحبت مى‏کند.[۱] در آیات پیشین این سوره، مومنان امر شده‌اند به جنگ (یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ إِذَا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُواْ زَحْفًا فَلَا تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبَار) و آمادگی در برابر دشمن (وَ أَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّه). سپس در یک حکم ابتدایی و بدون تعارض می‌فرمایند البته اگر تمایل به صلح نشان دهند، تو نیز از در صلح درآى «إِن جَنَحُواْ لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لهَا». اما ‏اگر بخواهند تو را فریب دهند وَ إِن یُرِیدُواْ أَن یخَدَعُوکَ …) خداوند و مؤمنانى که از تو پیروى مى‏کنند، براى حمایت تو کافى است ( فقط بر آنها تکیه کن)! و مؤمنان را به جنگ (با دشمن) تشویق کن‏: «حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَلىَ الْقِتَالِ».

درنتیجه در زمانی که دشمن حتی قصد نیرنگ دارد، دیگر تعارضی نیست و موضوع تغییر کرده است. در این هنگامه زمان تشویق مؤمنان به قتال و درگیری نظامی است.

اما سوره توبه، آخرین سوره یا از آخرین سوره‌‏هایى است که بر پیامبر (ص) در مدینه نازل گردید. از آنجا که این سوره به هنگام اوج گرفتن در جزیره عرب و پس از در هم شکسته شدن آخرین مقاومت مشرکان نازل گردیده، محتواى آن داراى اهمیت ویژه و فرازهاى حساسى است.

آیه هنگامی نازل شد که جامعه اسلامی در قدرت بودند. اگر در سوره پیشین، درهنگامه شکستن پیمان، به پیامبر امر می‌کند که مومنان را به قتال تشویق کن؛ اما دیگر در این آیه تصریح می‌کند که «وَإِنْ نَکَثُوا أَیْمَانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِی دِینِکُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّهَ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لَا أَیْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَنْتَهُونَ». در این آیه یک حکم کلی می‌دهد: ملاک نکث است. یعنی نه تنها اگر نکث کردند باید قتال کرد؛ بلکه علی اصول، از طرفِ تو اهل نکث هستند؛ پیمان بستن معنا ندارد و هنگامه قتال است!

درنتیجه این دو آیه هیچ تعارضی ندارند؛ بلکه بر مراتبی استوار هستند. آیه سوره انفال در جایی است که نکثی وجود ندارد. اما جایی که یقین به نکث وجود دارد یا قدر متیقن جایی است که پیمان شکسته و نکث صورت گرفته است، پیمان حرام است. اسلام اگر در اوج باشد، جامعه اسلامی حق ندارد خود را دست‌آویز دشمن نکث کننده پیمان قرار دهد!

این امر به مقاتله با سران کفر (فَقَاتِلُوا أَئِمَّهَ الْکُفْرِ) ملازمه با حرمت پیمان در چنین احوالی دارد. زیرا میان واجب و حرام ملازمه برقرار است. وجوب قتال با حرمت پیمان یا به بیانی وجوب عدم پیمان با پیمان شکنان.

درنتیجه توجه به سیر آیات سبب می‌شود هیچ گونه تعارضی دیده نشود. اگر پیمان شکنی نبود، توافق مانعی ندارد؛ نه در زمانی که یقین داریم دشمن در صدد خدعه و شکستن پیمان است! که دیگر پیمان بستن علی الاصول حرام است. مگر شرایط جاری کردن این دستور الهی فراهم نباشد یا با اهمی دیگر تعارض کند.

در مکتب فکری رهبری

در این باره رهبر شهید انقلاب اعتقاد داشتند که: «اگر یک کشوری، یک دولتی بنای بر مخاصمه‌ی با او ندارد، بنای بر دشمنی با او ندارد و ‌میگوید بیایید با هم جنگ نکنیم، نظام اسلامی باید قبول کند؛ وَ اِن جَنَحوا لِلسَّلمِ فَاجنَح لَها وَ تَوَکَّل عَلَى اللَّه.طرف، ‌یک دولتی است که همفکر و هم‌عقیده با شما هم نیست امّا بنای مخاصمه ندارد، میگوید بیایید با هم باشیم، با هم با ‌مسالمت رفت و آمد کنیم؛ اشکال ندارد. لا یَنهاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ لَم یُقاتِلوکُم فِی الدّینِ وَ لَم یُخرِجوکُم مِن دِیارِکُم اَن ‌تَبَرّوهُم وَ تُقسِطوا اِلَیهِم» [اگر] با شما نجنگیدند، شما را از خانه و دیارتان بیرون نکردند، معارضه‌ای با شما ندارند، قبول ‌کنید؛ امّا اگر دیدید که طرف، مورد اطمینان نیست، دروغ می‌گوید، حیله می‌کند، نه؛ لا تَهِنوا وَ تَدعوا اِلَى السَّلم‌؛ اگر ‌این‌جوری است حق ندارید؛ اگر احساس کردید، فهمیدید، قرینه‌ها نشان دادند که طرف [مقابل] صادق نیست، دروغ ‌میگوید،‌ در ظاهر این دست را جلو آورده که با شما دست بدهد امّا با آن دست دیگرش، پشت سر یک خنجر زهرآلود را ‌قبضه کرده و گرفته، فَلا تَهِنوا وَ تَدعوا اِلَى السَّلم‌؛ هرگز قبول نکنید. یا اگر چنانچه پیمانی بستید، وَ اِن نَکَثوا اَیمانَهُم مِن بَعدِ ‌عَهدِهِم‌، شما هم با آنها مقابله‌به‌مثل کنید؛ پیمان شکستند، پیمانشان را بشکنید!»‌۱۴۰۲/۰۵/۲۶ بیانات در دیدار فرماندهان سپاه پاسداران

شرایط کنونی شرایط است که به بیان رهبر شهیدانقلاب «امروز دشمن اسلام و آن دشمن اصلی، آن «اَئِمَّهً یَدعونَ اِلَی النّار»، همین استکبار و صهیونیسم است؛ اینها هستند که در واقع دارند با اسلام با همه‌ی وجود خودشان مقابله می‌کنند و معارضه می‌کنند.[۲] به‌معنای واقعی کلمه اینها شمرهای این زمانند؛ به‌معنای واقعی کلمه اینها کسانی هستند که قرآن در حقّشان می‌گوید «اِنَّهُم لا اَیمـانَ لَهُم‌«. هیچ عهد و پیمانی در اینها مورد اعتماد نیست – داریم می‌بینیم دیگر؛ این جلوی چشم ما است- به‌معنای واقعی کلمه اینها باج‌طلب و زورگو هستند و بدیهی است که ملّت ایران و نظام جمهوری اسلامی و مسئولان محترم نظام زیر بار هیچ باج‌طلب و زورگویی نخواهند رفت.[۳]

تفسیر خلاف تصریح

با وجوداین صراحت، برخی بیان داشته‌اند: شاید تفسیر نزدیک‌تر به ظاهر کلام آن باشد که «علی‌الاصول نظر دیگری داشتم» ناظر به کافی نبودن توافق به خودی خود است، نه لزوماً مخالفت با اصول قرآنی صلح و توافق؛ و «تعهد دادن مسئولان» نیز عاملی است که آن نگرانی‌های اولیه را تا حدی مرتفع کرده و امکان پذیرش توافق را فراهم آورده است.

اینگونه تفاسیر، تفسیر خلاف تصریح است. به یقین خط فکری رهبر معظم انقلاب برگرفته از منظومه و مکتب فکری امامین انقلاب است. با توجه به تصریحات رهبر شهید انقلاب و تجربیات متعدد مانند مک‌فارلین و برجام و تصریحات ایشان، دیگر جایی برای تفسیر خلاف تصریح باقی نمی‌گذارد.

———————————————-

[۱]. ترجمه وشان نزول آیات برپایه دیدگاه آیت الله مکارم شیرازی در تفسیر نمونه

[۲]. ۱۳۹۹/۰۸/۱۳

[۳]. ۱۳۹۷/۰۳/۳۰ . بیانات در دیدار نمایندگان و کارکنان مجلس شورای اسلامی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Real Time Web Analytics