فروعی و شرحی بر «علی‌الاصول» رهبر انقلاب/ هادی عجمی

فروعی و شرحی بر «علی‌الاصول» رهبر انقلاب/ هادی عجمی

اختصاصی شبکه اجتهاد: مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای در ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ در پیامی فرمودند: همان‌گونه که مطلع شُدید، تفاهم‌نامه‌ای بین رئیس‌جمهوران ایران و امریکا امضا شد… بنده علی‌الاصول، نظر دیگری داشتم ولی از باب تعهّدی که رئیس‌جمهور محترم به‌عنوان رئیس شورای عالی امنیت ملّی از طرف خود و سایر اعضا در پاسداشت حقوق ملّت ایران و جبهه مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازه‌ی آن را صادر نمودم‌.

مبانی «علی الاصول»

نکته مهم، توجه به علی‌الاصول این فقیه زمان‌شناس است. اصول حاکم بر حکمرانی و رهبری سیاسی مردم در مکتب امامین انقلاب که خط فکری ـ فقهی رهبری معظم است، همان اصول قرآنی حاکم بر رهبری و حکمرانی جامعه اسلامی است. از شاخصه‌های اصول کلی امامین انقلاب قرآنی بودن آنهاست.

آیه محوری اصل ساز در چنین شرایطی، آیه دوازدهم سوره توبه است: «وَ إِنْ نَکَثُوا أَیْمانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَ طَعَنُوا فی‏ دینِکُمْ فَقاتِلُوا أَئِمَّهَ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لا أَیْمانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَنْتَهُون‏؛ و اگر پیمان‌های خود را پس از عهد خویش بشکنند، و آیین شما را مورد طعن قرار دهند، با پیشوایان کفر پیکار کنید؛ چرا که آنها پیمانى ندارند؛ شاید (با شدّت عمل) دست بردارند!»

«فَقاتِلُوا أَئِمَّهَ الْکُفْرِ» امر است و دلالت بر وجوب می‌‌کند. دلیل نیز بر حمل آن بر استحباب ندارد. فلسفه امر به قتال با سران کفر، را بی‌پیمانی آنها بیان می‌کند؛ نه بی‌ایمانی آنها. «أَیْمُنُ» برای قسم وضع شده است.[۱] «أَیْمانَ» دلالت بر قسم یا همان پیمان دارد. در این آیه امر می‌کند به قتال با دشمانی که نقض پیمان می‌کنند. به قرینه عقلی منظور آنهایی که می‌دانیم آنها اهل پیمان نیستند.

درنتیجه پرواضح است که بدون تردید در مقابل دشمن بدعهد، قتال واجب است. امیرالمومنین (ع) به این آیه در حمله به خوارج استناد کرده بودند: «قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع یَوْمَ الْجَمَلِ‏ وَ اللَّهِ مَا قَاتَلْتُ هَذِهِ الْفِئَهَ النَّاکِثَهَ- إِلَّا بِآیَهٍ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ اللَّهُ «وَ إِنْ نَکَثُوا أَیْمانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ- وَ طَعَنُوا فِی دِینِکُمْ‏ إِلَى آخِرِ الْآیَهِ».[۲]

حال این پرسش مطرح است که جنگ با چنین دشمنانی آیا شامل مبارزه دیپلماتیک می‌شود؟

پاسخ این است که قتل، معنایی نزدیک به موت دارد.[۳] «قَتَلَهُ» یعنی کشتن کسی به‌وسیله زدن یا جرح یا علتی دیگر[۴]. «مُقَاتَلَه» محاربه و جدال به قصد کشتن و قتل است.[۵] این کلمه همچون جهاد معنایی وسیع ندارد که بتوان گفت به معنای مبازره در همه عرصه‌های ازجمله مبارزه دیپلماتیک است.

توضیح اینکه «جهد» در ریشه به معنای سختی و مشقت است. سپس حمل شده است بر آنچه نزدیک به این معناست؛ ازجمله بر «جهاد»[۶]. درنتیجه به هر آنچه انسان را به تلاش وادارد، جهد گفته می‌شود.[۷] از این‌رو گفته می‌شود: «جاهَدْتُ‏ العدو مُجَاهدهً».[۸] به زمین سخت نیز جهاد گفته می‌شود؛ زیرا انسان را به‌سختی می‌اندازد.[۹] در تبیین معنای «جهاد» گفته‌اند: «جِهَاد و مُجَاهَدَه» پرداختن و صرف نیرو براى دفع دشمن و راندن اوست. جهاد بر سه گونه است: جنگ و مجاهده براى راندن و دفع دشمن آشکار؛ جهاد با شیطان و اهریمن؛ جهاد در مجاهده با نفس. هر سه معنا در قرآن آمده است.[۱۰] در مکتب فکری ـ فقهی رهبر شهید انقلاب، «معیارِ جهاد، شمشیر و میدان جنگ نیست. معیار جهاد همان چیزی است که امروز در زبان فارسی ما در کلمه مبارزه وجود دارد».[۱۱] جهاد فقط در میدان جنگ نیست؛ در میدان علم هم مثل بقیه میادین زندگی جهاد لازم است. جهاد یعنی تلاش بی‌وقفه، همراه با خطرپذیری در حد معقول البته و پیشرفت و امید به آینده.[۱۲]

اما نکته مهم این است که این آیه از جهاد سخن نگفته است که بتوان آن را در دایره وسیع مبارزه اقتصادی، دیپلماتیک و مانند آنها تفسیر کرد. بلکه تصریح در مقاتله دارد که معنایی اخص از جهاد دارد. مقاتله به معنای جنگ نظامی است.

سیاق آیه نیز درباره کفاری است که در معرکه پیمان‌شکنی دارد. ازاین‌رو رهبر شهید انقلاب، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تفسیر فقهی این آیه می‌فرمایند: «اگر احساس کردید، فهمیدید، قرینه‌ها نشان دادند که طرف [مقابل] صادق نیست، دروغ ‌می‌گوید،‌ در ظاهر این دست را جلو آورده که با شما دست بدهد امّا با آن دست دیگرش، پشت سر یک خنجر زهرآلود را ‌قبضه کرده و گرفته، فَلا تَهِنوا وَ تَدعوا اِلَى السَّلم‌؛ هرگز قبول نکنید. یا اگر چنانچه پیمانی بستید، وَ اِن نَکَثوا اَیمانَهُم مِن بَعدِ ‌عَهدِهِم‌، شما هم با آنها مقابله‌به‌مثل کنید؛ پیمان شکستند، پیمانشان را بشکنید.»[۱۳] شما ببینید دشمنان شما چه کسانی … به‌معنای واقعی کلمه اینها شمرهای این زمانند؛ به‌معنای واقعی کلمه اینها کسانی هستند که قرآن در حقّشان می‌گوید «اِنَّهُم لا اَیمـانَ لَهُم‌‌؛ هیچ عهد و پیمانی در اینها مورد اعتماد نیست» داریم می‌بینیم دیگر؛ این جلوی چشم ما است- به‌معنای واقعی کلمه اینها باج‌طلب و زورگو هستند و بدیهی است که ملّت ایران و نظام جمهوری اسلامی و مسئولان محترم نظام زیر بار هیچ باج‌طلب و زورگویی نخواهند رفت».[۱۴]

ازاین‌رو بنا بر اصول قرآنی و فقه حکمرانی، نباید در چنین شرایطی با پیمان‌شکنان مذاکره و مصالحه داشت و هنگامه قتال و جنگ است.

اما درباره اصول حاکم بر فقه سیاسی، قاعده الاهم فلاهم جاری است. مبنای این قاعده آن است که در تزاحم وظایف، تکلیف دارای مصلحت و اهمیت بیشتر بر تکلیف کم‌اهمیت‌تر مقدم می‌شود. با توجه به اهمیت حفظ وحدت در جامعه اسلامی از طرفی، عدم پذیرش این رویکرد در دولت برآمده از رأی مردم، لازم است، برپایه واقع‌نگری تصمیم گرفت. در این بزنگاه، رهبر معظم انقلاب درباره مذاکرات جاری با آمریکا فرمودند: «همان‌گونه که مطلع شُدید، تفاهم‌نامه‌ای بین رئیس‌جمهوران ایران و امریکا امضا شد… بنده علی‌الاصول، نظر دیگری داشتم ولی از باب تعهّدی که رئیس‌جمهور محترم به‌عنوان رئیس شورای عالی امنیت ملّی از طرف خود و سایر اعضا در پاسداشت حقوق ملّت ایران و جبهه مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازه‌ی آن را صادر نمودم‌«.

امید با برپایی دولت انقلابی، زمینه عمل به اصول حکمرانی انقلابی به‌صورت کامل محیا شود. اما اکنون نیز که مردم می‌دانند، رهبری جامعه برپایه مصالح جامعه و عناوین ثانوی، عمل می‌کنند، لازم است آن چرا سبب تحقق اصول حاکم و تراز سیاست اسلامی است را رقم زنند. مصداق بارز آن در دوره کنونی، ماندن پرتلاش در میدان است. بر اساس تأسی به رهبری معظم، از توهین و سرزنش نسبت به مسئولان و افرادی که تفکر سازش در جامعه دارند، پرهیز کنند تا دچار حرام افتراق در جامعه اسلامی نشوند. اما حال که بر اساس اصول اولیه اقدام نشده است، سطح مطالبه باید بالا روند. یعنی همانکه رهبری معزز فرمودند: «از این لحظه، ما یعنی شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز، منتظر تحقّق شروط گفته‌شده خواهیم بود. امّا بدیهی است مذاکرات حضوری که در آینده برقرار خواهد شد، به معنی پذیرش نظر دشمن نخواهد بود».

نکته نهایی، استفاده از سلاح مومن است

عَنْ أبی عَبْدِاللّهِ علیه السلام قالُ: قالَ رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله: ألدُّعاءُ سِلاحُ الْمُؤْمِنِ وَعَمُودُ الدّینِ وَنُورُ السَّماواتِ وَالْأرْضِ؛ امام صادق ع از پیامبر (ص) نقل می‌فرمایند که دعا سلاح مؤمن و پایه دین و روشنی آسمان‌ها و زمین است».[۱۵] حال در این اوضاع جنگی باید بدانیم که در این تقابل و مقاتله و مبارزه، دعا را دست‌کم نگیریم؛ ازاین‌رو هم‌زبان با رهبر معظم انقلاب «امیدواریم که دعای خیر سرورمان عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشّریف انواع نصرت‌ها و فتوحات، برای ملّت باشرف ایران به ارمغان آورد».

—————————————————————-

[۱]. أَیْمُنُ‏: حرف وضع للقسم‏ کتاب العین ج‏۸ ۳۸۷

[۲] قمى، على بن ابراهیم، تفسیر القمی – قم، چاپ: سوم، ۱۴۰۴ق. ؛ ج‏۱ ؛ ص۲۸۳.

[۳]. «القاف و التاء و اللام أصلٌ صحیح یدلُّ على إذلالٍ و إماتهٍ، یقال: قَتَلَهُ‏ قَتْلًا» (احمد بن فارس بن زکریا، معجم المقاییس اللغه، ج‏۵، ص۵۶).

[۴]. «قَتَلَهُ‏ إذا أماته بضرب أو جرح‏ أو عله» (خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج‏۵، ص ۱۲۷).

[۵]. «أصل‏ الْقَتْلِ‏: إزاله الروح عن الجسد کالموت، لکن إذا اعتبر بفعل المتولّی لذلک یقال: قَتْلٌ‏، مفردات ألفاظ … الْمُقَاتَلَهُ: المحاربه و تحرّی‏ القتل» (حسین بن محمد راغب، مفردات ألفاظ القرآن، ص ۶۵۵).

[۶]. «الجیم و الهاء و الدال أصلُهُ المشقَّه، ثم یُحمَل علیه ما یقارِبُه. یقال‏ جَهَدْتُ‏ نفسى و أجْهَدت‏ و الجُهْد الطَّاقَه … و مما یقارب البابَ‏ الجَهاد» (احمد بن فارس بن زکریا، معجم المقاییس اللغه، ج‏۱ ، ۴۸۶).

[۷]. «الجَهْد: ما جَهَدَ الإنسانَ من مرض، أو أمر شاق فهو مَجْهُود» (خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین ، ج‏۳، ص۳۸۶).

[۸]. «الجَهْد: ما جَهَدَ الإنسانَ من مرض، أو أمر شاق … و جاهَدْتُ‏ العدو مُجَاهدهً، و هو قتالک إیاه» (همان، ص۳۸۶). «الْجِهَادُ و الْمُجَاهَدَهُ: استفراغ الوسع فی مدافعه العدو» (حسین بن محمد راغب، مفردات ألفاظ القرآن، ص۲۰۸).

[۹]. «مما یقارب البابَ‏ الجَهادُ، و هى الأرض الصُّلبه» (احمد بن فارس بن زکریا، معجم المقاییس اللغه، ج‏۱ ۴۸۷).

[۱۰]. «الْجِهَادُ و الْمُجَاهَدَهُ: استفراغ الوسع فی مدافعه العدو، و الْجِهَادُ ثلاثه أضرب: مجاهده العدو الظاهر و مجاهده الشیطان و مجاهده النفس و تدخل ثلاثتها فی قوله تعالى: وَ جاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ‏ [سوره حج(۲۲)، ۷۸]، وَ جاهِدُوا بِأَمْوالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ [سوره توبه(۹)،۴۱]، إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ‏ [سوره أنفال(۸)،۷۲]» (حسین بن محمد راغب، مفردات ألفاظ القرآن، ص۲۰۸).

[۱۱]. در شروع درس خارج فقه ۶/۲۰/ ۱۳۷۳

[۱۲]. در دیدار جمعی از برجستگان و نخبگان علمی و اساتید دانشگاه‌ها، ۳/۷/۱۳۸۷.

[۱۳]. ۱۴۰۲/۰۵/۲۶ ، بیانات در دیدار فرماندهان سپاه پاسداران

[۱۴]. .۱۳۹۷/۰۳/۳۰؛ بیانات در دیدار نمایندگان و کارکنان مجلس شورای اسلامی

[۱۵]. الکافی: ۲/ ۴۶۸، باب أن الدعاء سلاح المؤمن، حدیث ۱؛ وسائل الشیعه: ۷/ ۳۸، باب ۸، حدیث ۸۶۵۴

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Real Time Web Analytics