شبکه اجتهاد: در روزهای اخیر و همزمان با مراسم باشکوه تشییع پیکر مطهر امام شهید در مشهد مقدس، تصاویری در فضای مجازی منتشر شد که حکایت از اقدام گروهی از طلاب در خیابان امام رضا علیهالسلام داشت. این گروه، به جمعآوری امضا برای طوماری مبنی بر اعلام مرجعیت حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای (حفظه الله تعالی) پرداخته و تصاویر نیز نشان از استقبال جمعی از حاضرین در این مراسم داشته است.
نخست باید تصریح کرد که این نوشتار به هیچ روی در صدد نفی صلاحیت علمی یا فقهی از شخص حضرت آیتالله خامنهای نیست. آنچه در این مجال محل بحث و تأمل است، نه توانمندی علمی و اجتهادی ایشان که بر همگان آشکار و غیرقابل تردید است، بلکه شیوه و سازوکاری است که برای ارتقای جایگاه ایشان به سطح مرجعیت عامه به کار گرفته شده است.
از منظر فقهی نیز تصدی مقام ولایت فقیه، به برخورداری از اجتهاد متکی است و هیچ نیازی به اثبات اعلمیت یا مرجعیت رسمی ندارد. بنابراین، این طومارها از دیدگاه فقهی نه ضرورتی دارند و نه میتوانند تأثیری بر مشروعیت جایگاه والای ایشان بگذارند.
مهمترین نکتهای که در این میان باید بدان عنایت ویژه داشت، تقابل آشکار اینگونه اقدامات با سیره علمی و منش فردی آیتالله خامنهای است که همواره از هرگونه پروژهسازی و حاشیه آفرینی برای جایگاه خویش پرهیز داشتهاند. شاهد روشن و گویای این مدعا، تعطیلی درس خارج ایشان در سالهای گذشته بود که از سر رعایت حال دروسی صورت گرفت که به مرور زمان با کاهش جمعیت مواجه شده بودند. این رفتار متین، به خوبی نشان میدهد که ایشان نه تنها به چنین جایگاهی نمیاندیشند، بلکه از این دست برخوردها خرسند نیز نخواهند بود.
در سنت دیرپای حوزههای علمیه شیعه، دستیابی به مقام مرجعیت همواره یک فرایند تدریجی بوده است. مرجعیت، هیچگاه یک پروژه از پیش طراحی شده نیست که با طومار و امضا و تجمعات شکل بگیرد. پدر بزرگوارشان نیز که بعد از رحلت آیتالله گلپایگانی و اراکی در لیست جامعه مدرسین قرار گرفت از پذیرش آن اکراه کرد و تنها به توزیع رساله در فضای بینالمللی بسنده کردند.
تجربه تاریخی حوزههای علمیه نیز به خوبی گواه آن است که بسیاری از مجتهدان والامقام، وقتی عجله اطرافیان یا اصرار خواص، مسیر طبیعی مرجعیت ایشان را به یک پروژه شتابزده تبدیل کرد، نه تنها به مرجعیتی عام و مقبول دست نیافتند، بلکه به حاشیه رانده شدند و نامشان در سطور فرعی تاریخ حوزه باقی ماند.
از این رو، این حرکت، نه برای معظمله اعتبار میآفریند و نه برای حوزه علمیه ثمرهای به ارمغان میآورد. آنچه میتواند جایگاه ایشان را مستحکمتر و رفیعتر سازد، سکوت اهل علم و اجتناب از هرگونه پروژهسازی این چنینی است.
بهترین خدمت به حضرت آیتالله خامنهای، رها کردن ایشان از بار این پروژههای غیرضروری و سپردن مسیر طبیعی جایگاه علمی-سیاسی ایشان به زمان و تاریخ است که انشاله پس از مراجع بالفعل و بالقوه به چنین منزلتی دست مییابند.
آنچه امروز با نام محبت و ارادت انجام میشود، اگر به موقع اصلاح نگردد، فردا ممکن است به نام بزرگترین آسیبها برای جایگاه ایشان ثبت شود و تاریخ، این حرکت را نه به عنوان یک خدمت، بلکه به عنوان یک خطای استراتژیک در کنار نام هواداران پرشور اما ناآگاه به یاد آورد. باشد که اهل دانش و بینش، با تأمل در این هشدار، از دام شتابزدگی بپرهیزند و مسیر صحیح را پیشه کنند.
شبکه اجتهاد اجتهاد و اصول فقه, حکومت و قانون, اقتصاد و بازار, عبادات و مناسک, فرهنگ و ارتباطات, خانواده و سلامت